سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.


 
ثبت نام


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فایلهای ترجمه شده ‏Resident Evil survivor 2‎‏ (فارسی)

#1
[dir=rtl]‏ گزارش اول‎‎
فقط چند ساعت باقی مونده تا من از حالت یک انسان طبیعی خارج بشم،این آخرین یادداشتی هست که در دفترچه خاطراتم مینویسم.شاید این لحظات گرانبها را از دست بدهم.مسبب این همه بدبختی کیه؟!دیگر کار از کار گذشته.ظرف ۴۸ ساعت آینده ویروس تو تمام جزیره پخش میشه و هرموجود زنده ای را آلوده میکنه.به زودی من تبدیل به موجودی میشم که هیچ اختیاری از خودش نداره و کاملأ تحت کنترل ویروسه.اون آخرین امیده منه!"نتیکا" عاشق شکست ناپذیر من.اولین بار باهاش تو یک سلول انفرادی ملاقات کردم.تو هم یک بیچاره هستی که باید همش تار بتنه،توی همه ی خونه ها لانه بسازه حتی اگه توی اون خونه غذایی هم وجود نداشته باشد.نمیدانم چرا آنقدر درگیر تو شدم شاید چونکه فکرمیکنم ما از لحاظ روحی به هم نزدیکیم،سرنوشتمون یه جورایی شبیه همه،هر دومون تو یک گوشه ی دنج دراینجا جدا از بقیه آدما زندگی میکنیم.



گزارش دوم ‏‎‎
گزارش بازرسی:
یک گزارش کوچک روی شیء کوچیکی که ما پیداکردیم وجود دارد.مأمورین مخفی ماهنوز هویت جاسوسی که برای ‏H.S.F‏ کارمیکنه رو کاملأ شناسایی نکردن.براساس فایلهای ‏D‏ که درGevena‏ به دست اومده مامطمئن شدیم که اون توی جزیره راکفورت هست و به تمامی مکان های مربوط به کارکنان دسترسی کامل داره!بچه های ما الان ۳ماهه که درگیر این قضیه اند،بهت اطمینان میدم ما بلأخره هویت این شخص رو مشخص میکنیم.همه ی منابع اطلاعاتی ما میگن که اون به گروه دشمنان ماپیوسته،ما الان ازجزئیات کمی اطلاع داریم ولی مطمئنیم که اونها موفق شدند از روی نمونه ی اولیه،نمونه بسازند.



گزارش سوم‎‎
ویروس تی به زودی همه چیز رو نابود میکنه،من میدونم چقدر این ویروس خطرناکه.بلأخره ویروس درصد زیادی از جزیره رو آلوده میکنه!نه میشه این ویروس رو متوقف کرد و نه نابود!یادت باشه وقتی ویروس وارد بدن بشه اون(بدن)رو تحت کنترل خودش میگیره و بیرون میاد تا پخش بشه،اون وقته که دیگه تعداد ویروس به حد سرسام آوری میرسه.من نمیتونم ازت بخوام که من رو ببخشی،همینطور که خودت گفتی مادرت بخاطر من کشته شد.تنها کاری که میتونم اینه که خودم رو سرزنش کنم،نمیفهمم آخه چرا اینطوری شد!اصلا اشتباه کار کجا بود؟



گزارش چهارم‎‎
به گلدن شیپ:
ویروس تی تزریق شده.در طی گزارش اولین مأموریتمان در جزیره راکفورت بایک نفر روبه رو شدیم که به ویروس تی-ورونیکا آلوده شده بود.به نظر میرسه که قارچ تی-ورونیکا در جایی در جزیره پنهان شده است.به خاطر سومین سطح حادثه زیست محیطی که ناشی از خرابکاری های ماست حالا ما کنترل ۹۰ درصد از تاسیسات و سازمان های جزیره رو دراختیار داریم!هرگونه تلاش سازمان دهی شده ای جهت مقاومت کردن در برابر ما کاملأ سرکوب شده است.توجه داشتید باشید که حامل ویروس تی ورونیکا شباهت زیادی به الکسیا دختر خانواده آشفورد داره.در ساعت ۲۲:۴۰ همان روز دومین رویارویی ما،باگروهی کوچکی از مبارزان که قصد مبارزه بایک واحد از مأمورینمان رو داشتند اتفاق افتاد.اونها بیشتر از ۳ دقیقو نتونستند دووم بیارند و پاکسازی شدند.



گزارش پنجم
فکرکنم داشتم خواب بدی درباره خودم میدیدم.صدای موتور توربین Tol-v من رو از خواب بیدار کرد.داشتم خواب بدی میدیدم،نه!من داشتم کابوس میدیدم.خیس عرق شده بودم و از ترس قلبم توی دهنم اومده بود.به همون سرعت که آدم خوابش میبره به همون سرعت هم ازخواب بیدار میشه.بعدش فقظ خاطره ای وحشتناک با غم و غصه ای شدید ازش توخاطر آدم باقی میماند!آنقدر حیرت زده شدم که فکر کنم گریه کردم.در اطاقک خلبان،استیو داره هواپیما رو کنترل میکنه.اون کابوس از ذهنم پاک شده.چی باعث شده من اینقدر بترسم؟چرامن ناراحتم؟ما الان در امنیت کامل هستیم،چونکه از اون منبع ترس و غم و غصه فرارکردیم:جزیره....
من میتونم گرمای نور خورشید رو که به داخل اطاقگ خلبان هواپیما وارد میشه رو حس کنم،انگار داره غم و غصه هارو پاک میکنه. دلفین ها دارن روی سطح آب دریا بالا و پایین میپرن.ولی باز هم تکه هایی از کابوس از ذهنم بیرون نمیره.
[/dir][dir=rtl] [/dir]
[تصویر:  re_uv1m.jpg]
پاسخ



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان