سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.


 
ثبت نام


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترجمه ی یادداشت های Murcos

#1
● 4 دسامبر

ما بالاخره ساختیمش... یه ویروس جدید !

ما اسم این ویروس و "Progenit" گذاشتیم.

من می خواهم یه ببرسی دقیق تر روی مراحل ویروس انجام بدهم.


● 23 مارس

اسپنسر می گوید می خواهد تغیراتی در شرکت ایجاد کند

خب این برای من مهم نبود من تا زمانی که تحقیقاتم به انجام برسه روی "Progetin" کار می کردم.

اون هر کاری دوست داشت انجام می داد.


● 19 اوت

اسپنسر می خواست مرا به عنوان مدیر مرکز آموزشی قرار بدهد.

شاید دلیل کار او به خاطر کسب منافع شرکت بود، اما با این کار می خواست به غول بازار سیاه تبدیل بشود.

شاید هم این به نفع من بودمن نیاز به یک شرکت آموزشی نیاز داشتم تا بتونم اسرار همه ی ویروس ها رو کشف کنم.

چیزی که هیچ **** از اون خبر نداشت.


● 30 نوامبر

لعنت به اسپنسر ... امروز اون امده بود تا به من اخطار بدهد. اون احمق فکر می کرد ویروس "Progetin" یه ابزار چاپ اسکناس است.

اما اون همچنان به روند کاری من تاثیر می گذاشت . این می تونست برای تحقیقاتم بد باشد.

اگر من ویروس " Progetin" را به درستی توسعه می دادم موقیعیتم را بیش از حد تقویت می کردم.


● 19 سپتامبر

در گذشته ... من یه راه برای ساخت یک نوع ویروس جدید "Progetin" کشف کردم.

من با ترکیب کردن این ویروس با DNA یه ویروس جدید به وجود آوردم.

اسم این ویروس رو "T" گذاشتم و روی تایرانت تست کردم.


● 23 اکتبر

این خوب نبود من در آزمایشاتم شکست می خوردم نمی تونستم برای پیشرفت  آزمایشاتم به روی حیوانات امیدوار بشم

تنها انسان ها گزینه ی مناسبی برای این آزماشات بودند. در غیر این صورت از اهدافم ...


● 15 نوامبر

به نظر می رسید چیزی در آزمایش ها ی من مشکوک بود...

شاید هم توهم بود .

خب اگر کسی به این ویروس آلوده می شد !!!

آنها به طور ناگهانی فهمیدند که این ویروس " قاتل " انسان هاست.


● 13 ژانویه

در گذشته آنها آماده شده بودند زالو های فوق العاده ی من.

کسیانی که از این مزه ی شیرین این کشف بزرگ درک نخواهند کرد. من احساس شادی و رضایت از خودم داشتم .

در حال حاظر... من می توانستم خلاف خواسته های اسپنسر پیش بروم، بزودی کنترل همه چیز را به دست خواهم گرفت.


● 31 ژانویه

دستاگاه های امنیتی... برای محافظت از من مختل شدند .

به نظر میرسید احمق ها به دنبال ویروس " T " و زالو ها بودند

بدون شک کار گروه اسپنسر بود...


● 11 فوریه

امروز من وباره شواهدی از دستکاری در ورودی آزمایشگاه به دست آوردم.

پس اگه این چیزی بود که آنها می خواستند من باید راهی مناسب برای مقابله با آنها پیدا می کردم.

آلبرت و ویلیام... اینها دونفر مورد اعتماد من بودند.

اما اسپنسر... او نمی خواهد پایانی وجود داشته باشد.
[تصویر:  re_uv1m.jpg]
پاسخ



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان