سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.


 
ثبت نام


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترجمه ي فايل هاي Resident Evil 2 به فارسي

#1
ياداشت پليس

23 اگوست 1998
اين نامه براي آگاهي دادن همس : اقدام جديدي كه در مورد جابه جايي وسايل ايجاد شده.
وسيله اي كه در اتاق S.T.A.R.S طبقه ي دوم بوده به صندوق چهار رمزه ي اتاق شرقي در طبقه ي اول منتقل شده.



26 سپتامبر
قرارگاه پليس يكدفعه مورد حمله ي زامبي ها قرار گرفت. خيلي ها مجروح شدند. و خيلي هاي ديگه كشته شدن. تجهيزات و ارتباطات ما توي اين مدت از بين رفت ما بعد از مدتي ديگه نتونستيم با بيرون ارتباط برقرار كنيم.
ما تصميم قطعي گرفتيم كه افرادي كه زنده موندن رو به بيرون از شهر راكون انتقال بديم. جزئيات اين عملكرد به اين ترتيبه :
امنيت جنگ افزار و مهمات.
فرمانده آيرون راجع به خارج شدن هنوز تصميم قطعي نگرفته. توي اين روز ها زامبي ها خيلي حمله ميكنن اون تصميم گرفته تمامي سلاحها رو به مقدار مساوي بين بقيه پخش كنه و اونا رو پنهان كنه و تا جايي كه ميتونه از گسترش اين مرض جلوگيري كنه. متاسفانه انجام اين تصميم به شدت براي ما سخته كه تمام اسلحه ها رو پنهان كنيم. ولي بهتره كه اين دستور رو انجام بديم وسلاح ها رو ذخيره كنيم.( مترجم : تا ما بيايم كش بريم!!!!)
براي باز كردن صندوق سلاح.
در بالا توضيح داديم كه خيلي سخته تمام اسلحه ها رو پنهان كنيم. به هر حال منبع مهمي هنوز توي زير زمين باقي مونده. بدبختانه يكي از افراد كارت ورودي اونجا رو گم كده و ما نميتونيم از اونجا استفاده كنيم. توي اين مدت كه ما در حال جنگ بوديم قفل هاي الكترونيكي توي اين منطقه كار نميكردند. هر **** بخواد اين قفل ها رو به حالت عادي برگردونه بايد از اتاق نيرو استفاده كنه.



8 آگوست
من امروز يه بار ديگه با فرمانده صحبت كردم اما اون حرفهاي منو قبول نميكنه. من ميدونم كه آمبرلا ويروس T رو توي اون ساختمون (مترجم: همون ساختمونه كه توي اويل 1 توش پرسه ميزدن) درست كرده. همه دارن به اين مرض دچار ميشن و به زامبي تبديل ميشن. اما اون ساختمون هنوز دست نخوردس و هيچ **** نميخواد جرم اونا رو ثابت كنه. آمبرلا خيلي از مردم رو استخدام كرده اما هيچ **** نميخواد درباره ي اين موضوع حرف بزنه. به نظر ميرسه كه من دارم از اختياراتم فراتر ميرم.
17 آگوست
ما يه عالمه گزارش از اون موجودات ناشناس كه شهر رو تسخير كردن دريافت كرديم. اين بايد يكي از اون كارهاي آمبرلا باشه.
24 آگوست
با كمك جيل و باري من بالاخره موفق شدم در اين مورد حياتي اطلاعات كسب كنم. آمبرلا تحقيقاتي رو در مورد ويروس G شروع كرده كه اين ويروس تغيير يافته ي ويروس T هست. اونا واقعا زياد خرابي به بار نياوردن؟ ما قصد داريم به مركز اصلي آمبرلا در اروپا بريم. من نميخوام به خواهرم چيزي در مورد اين سفر بگم چون كار خيلي خطرناكيه كه اونو توي خطر قرار بدم.
خواهش ميكنم منو ببخش كلر.



به : ليون اس كندي

به شما تبريك ميگم كه از دانشكده ي پليسي به قرارگاه پليسي شهر راكون منتقل شديد. ما ميخوايم همون طور كه به شما وعده داده بوديم شما رو به تيم خودمون منتقل كنيم.

خوش آمديد!!

از طرف بچه هاي تيم R.p.d



7 آگوست
دو هفته از اون اتفاق ميگذره. جراحت من خوب شده اما من هيچ وقت نميتونم فراموشش كنم. براي بيشتر مردم اين حالا ديگه تاريخه. ولي براي من... هر وقت چشمامو ميبندم همه چيز دوباره برام زنده ميشه. زامبي ها گوشتهاي مردم رو ميخوردند و جيغ هايي كه افراد تيممون در حال مرگ ميكشيدند. نه... زخمهاي روحي من هنوز خوب نشدن.......
13 آگوست
كريس علت خيلي از مشكلات رو پيدا كرده. اون چي فهميده؟ اون به ندرت با همكارهاي ديگه درباره ي اين موضوع صحبت ميكنه و اون دائما عصبانيه. يه روزي اون به ارلن كه يكي از بچه هاي بخش جناييه يه مشت جانانه زد!! چون اون فقط به طور خيلي اتفاقي روش قهوه ريخته بود. من بلافاصله جلوشو گرفتم. اما اون وقتي منو ديد به من يه چشمك زد و رفت. من در تعجبم كه چه اتفاقي داره براش ميفته........
15 آگوست
نصف شب كريس كه يه هفته مرخصي گرفته بود به من زنگ زد و ازم خواست كه يه سري به آپارتمانش بزنم. وقتي من وارد اتاقش شدم به من يه جفت كاغذ نشون داد. اونا درباره ي ويروسي به نام G بودن. بعدش كريس بهم گفت كه كابوس هاش هنوز ادامه دارن. اون در واقع بهم فهمونده بود كه اين اتفاق هنوز تموم نشده. از اون روز به بعد اون هر روز باخودش درگير بود بدون اينكه مثل هميشه چيزي به من بگه.
24 آگوست
كريس امروز به اروپا رفت. باري به من گفت كه ميخواد خانوادشو به كانادا بفرسته و بعدش دنبال كريس بره. من تصميم گرفتم كه براي مدتي توي شهر راكون بمونم. چون من ميدونم كه امكان داره بررسي اين شهر در اين مدت خيلي مهم باشه. يه ماه يا بيشتر من هم توي اروپا با اونا همراه ميشم. جنگ ما تازه شروع شده.......



"گزارش عملكرد"
28 سپتامبر
صبح زود ساعت 2:30 Am

زامبي ها توي اتاق عمليات ازدحام كردن و اين خودش يه شكست ديگش. ما افراد بيشتري رو از دست داديم و اين شامل ديويد هم ميشه. چهار نفر از ما به طبقه ي پايين رفتند كه من هم جزئي از اونا بودم. ما با اين همه جنگ افزار شكست خورديم ولي هنوز دنبال راهي براي نجات ميگرديم و اين زياد طول نميكشه. ما همه قبول كرديم كه از مجراي فاضلاب فرار كنيم. يه راه باريكي از فاضلاب در زير زمين وجود داره كه به فاضلابهاي يه كارخونه منتهي ميشه.
ما بايد بتونيم به اون قسمت دسترسي پيدا كنيم. ولي فقط يه اشكال وجود داره و اين اشكال اينه كه ما نميتونيم تضمين كنيم كه هيچ اتفاق خطرناكي برامون نميفته. ميدونيم اين شانسمونه كه مجراي فاضلاب باريكه و اين خيلي بهتر از اينه كه اينجا منتظر مرگ بمونيم. ما تنها در زيرزمين كه در اتاق شرقي قرار داشت رو قفل كرديم. ما كليد رو پشت اون اتاق پنهان كرديم. واقعا بد شانس هستيم اگه يه زامبي باهوش پيدا بشه و بتونه در رو باز كنه. من دعا ميكنم كه اين گزارش براي كسي كه اونو پيدا ميكنه مفيد باشه.
نگارنده: اليوت ادوارد



امروز يه روز معمولي سپتامبره. و يه روز معمولي در اداره ي پليس. شهر به وسيله ي آمبرلا كنترل ميشد و كسي نميتونست جلوشونو بگيره. شهر كم كم داره نابود ميشه. تنها دو نفر جرت كردند با اونا مقابله كنن و در راه اجراي عدالت كسي نميتونست جلوي اونا رو بگيره.... اين آخرين شانسمه ..... آخرين فرار ......



نه!!
اين هيولا ديگه از كجا اومد؟ اون چرا منو تعقيب ميكنه؟ من بايد چه كار كنم؟ اين بايد ايده ي اون بيماري باشه. من بايد تيم S.T.A.R.S رو ترك كنم اون دنبال ماست. ولي ناله كردن الآن به دردم نميخوره. من ميدونم كه ميميرم....
من دوست دارم به زادگاهم برگردم و قبل از اين كه بميرم يه بار ديگه اونجا رو ببينم.....

برد ويكرز



سر بازرس عزيز:

طي اين نامه گزارش خودم رو از دلايلي كه باعث شد ساختمون و قرارگاهش منهدم بشه تقديم مي كنم.
در تاريخ 23 جولاي تيم پيشگام S.t.a.r.s به فرماندهي كاپيتان ماريني، براي بررسي و كشف علت قتل عام هاي بسيار عجيبي كه در كوه هاي آركلي رخ داده بود، راهي اون منطقه شد.
بعد از اين كه ارتباط اونها با هليكوپتر پشتيبانشون قطع شد ما اعضاي، تيم آلفاي S.t.a.r.s، به فرماندهي كاپيتان وسكر به دنبال اونها به همون منطقه رفتيم.
ما بقاياي هليكوپتر تيم پيشگام رو يه جايي روي زمين پيدا كرديم و خودمون هم بلافاصله بعد از فرود مورد حمله سگهاي وحشي و خونخواري قرار گرفتيم كه بعدا فهميديم سگهاي زامبي هستن چون حتي گلوله هاي ما رو كه به بدنشون اصابت مي كرد حس نمي كردن. در نهايت بعد از اين كه جوزف فراست كشته شد مجبور شديم به سمت يه بناي نزديك اون حوالي عقب نشيني كنيم.
كه بعد از بررسي بيشتر فهميديم اون بنا در واقع يه آزمايشگاه مخفي متعلق به شركت آمبرلا هست.
همه ي محقق هاي اونجا توسط يه جور ويروس ناشناخته به زامبي تبديل شده بودن.
ما همينطور تونستيم بفهميم كه آمبرلا از اون ازمايشگاه به عنوان يه محدوده ي آزمايشي براي تست كردن اسلحه هاي زيستي جديدش كه يه جور بافت زنده هستن استفاده مي كنه.
ما اونجا جسد بعضي از اعضاي تيم پيشگام رو هم پيدا كرديم كه در واقع جسدها متعلق به انريكو ماريني، كنت سوليوان، فارست اسپير و ريچارد ايكان بودند. به اعتقاد ما مرگ اونا در اثر همون اسلحه هاي زيستي بوده. بعد از اون بود كه متوجه شديم كاپيتان وسكر در واقع براي آمبرلا كار مي كنه و كل اعضاي تيم پيشگام و آلفا هم به عنوان نمونه هاي آزمايشگاهي توي همون محدوده به كار رفتن تا تاثير اسلحه هاي زنده روشون مطالعه بشه!
وسكر به ما خيانت كرد؛ و ما به سختي و مشقت زياد تونستيم از اون كابوس وحشتناك جون سالم به در ببريم! با تمام اين حرفا چون اون ساختمون منهدم شده هيچ مدركي وجود نداره كه ادعاهاي ما رو در مورد آزمايشگاه سري آمبرلا يا اسلحه هاي زنده ي استفاده شده در اونجا ثابت كنه.
پديده وجود زامبي هايي كه الان توي سطح شهر پراكنده شدن شباهت خيلي زيادي به زامبي هايي داره كه ما توي اون ساختمون باهاشون برخورد كرديم به خاطر همين اينطور به نظر ما ميرسه كه شايد آمبرلا به نحوي با همه ي اين جريانات در ارتباط باشه.
براي اين كه رمز اين موضوع رو كشف كنيم و زامبي هايي كه الان دارن سراسر شهر رو ميگيرن رو از بين ببريم، پيشنهاد من اينه كه يه حكم بازرسي بگيريم تا بتونيم رسما موسسه آمبرلا رو مورد بازجويي قرار بديم.
‌از شما به خاطر توجه به اين موضوع بسيار مهم ممنونم
كريس ردفيلد
عضو تيم آلفاي S.t.a.r.s



دستور به آقاي هانك به شرح زير است: تا جايي كه ميتونيد در شركت آمبرلا كه در منطقه ي خارجي شهر راكون قرار داره نفوذ كنيد. شما بايد ويروس رو از دكتر ويليام بيركين بگيريد. بايد از نمونه به خوبي حفاظت كنيد و اونو به روستاي لوير برسونيد. شما به هيچ وجه نبايد در اين ماموريت شكست بخوريد.

بخش فرانسوي
مدير بخش R&D

كريستين هنري



در روز بيست و سوم جولاي ما ماشين گروه دژباني رو در پشت كوههاي آركلي پيدا كرديم. ما هيچ كدوم از افراد دژباني رو نتونستيم پيدا كنيم. به عقيده ي فناوري نظامي پرچم دارشون بيلي كوين بوده. كسي كه حكم اعدام چند جنگنده ي نظامي رو در 22 جولاي داده بود. اونا احتمالا تصادف كرده بودند. ظاهرا گروه به وسيله ي حيوانات وحشي به شدت زخمي شده بودند. بقيه ي روز ما در حال جست و جوي جسد ها بوديم اما اونا جايي نبودن كه بخوايم پيداشون كنيم. فرمانده ي ارتش ازمون خواست كه جسد بيلي كوين رو پيدا كنيم. اما به علت شرايت محيط برامون سخت بود كه جسد اونو پيدا كنيم. من تقاضا دارم كه اين پرونده فعلا بسته بشه.

اداره ي پليس شهر راكون
تيم آلفا ي S.t.a.r.s
ربكا چامبرز



23 سپتامبر
همه چي ديگه تموم شد. اون كله پوكهاي بي مغز از شركت آمبرلا بالاخره كار خودشون كردن... با اين كه قول داده بودن اتفاق بدي نميفته شهر من رو داغون كردن! به زودي زامبي ها خيابونها رو ميگيرن. دارم شك مي كنم كه نكنه خودمم آلوده شده باشم. اگه اين شك به واقعيت تبديل بشه همه ي افراد شهر رو دونه دونه مي كشم!!!

24 سپتامبر
من موفق شدم طبق نقشه پليس ها رو گمراه كنم و كاري كنم كه هيچ **** از بيرون براي كمك به اين شهر نياد. با تاخيري كه هميشه تو كاراي پليس هست ديگه هيچ **** اين شانس رو نداره كه از شهر من زنده فرار كنه. همينطور خود من شخصا مطمئن شدم كه همه ي راه هاي فرار از داخل محوطه كاملا بسته شدن. البته هنوز نجات يافته هاي زيادي هستن كه سعي مي كنن از سطوح پايين تر فرار كنن ولي من كاري مي كنم كه هيچ **** نتونه بره بيرون.

26 سپتامبر
اخيرا موقعيتي برام پيش اومد كه تونستم بعضي نجات يافته ها رو داخل محوطه از بين ببرم. در واقع تصميم گرفتم خودم تعقيبشون كنم و اونها رو بكشم. حدود همين يه ساعت پيش يه گلوله از پشت تو قلب "اد" خالي كردم و وقتي داشت از درد به خودش مي پيچيد و توي استخري از خون خودش دست و پا مي زد منم هنوز اونجا بودم و اونو تماشا مي كردم. حالت چهره اش واقعا بي نظير بود!! و در حالي مرد كه چشماش كاملا باز بودن و داشتن رو به بالا منو خيره نگاه مي كردن. نمي دونم دختر شهردار هنوز هم زنده ست يا نه؟ به هر حال الان ميذارم فرار كنه تا بعدا بتونم از تعقيب و شكارش لذت ببرم...همينطور مي خوام پيروزي جديدم رو اينطوري كامل كنم كه بهش اجازه بدم تو حالتي كه من براش تعيين مي كنم تا هميشه خشكش بزنه



آقاي كريس ردفيلد
اداره ي پليس شهر راكون
بخش S.t.a.r.s

بر طبق درخواست شما ما بخش داخلي اداره رو رسيدگي ميكنيم. خبر رساني به شرح زير است:

1) در مورد موضوع ويروس G كه به وسيله ي شركت آمبرلا ساخته ميشه.
تا اينجا كه اثبات نشده اين ويروس به بيرون سرايت كرده باشه اما ما هنوز به تحقيقاتمون ادامه ميديم.

2) در مورد آقاي براين آيرونز فرمانده ي اداره ي پليس شهر.
آقاي آيرون احتمالا از شركت آمبرلا رشوه ميگيره. در طول 5 سال. آقاي ايرون ظاهرا بعد از اين كه متوجه شد اين مرض شايع شده از طرف آمبرلاس حسابي دستپاچه شده. اون يه بار وقتي دانشجو بوده به علت تجاوز به دو نفر (زن) توقيف شده.( مترجم : اين يارو چه كار خرابه ببخشيد روم نشد واضح تر بنويسم.). اون تا مدتي براي بهبودي تحت نظر روانپزشك بود. اما اونو به علت مقامي كه در انجمن علمي داشت آزاد كردن.

براي همين عاقلانه تره كه جلوي اون محتاطانه عمل كني.

جك هاميلتون
فرمانده ي رسد
رسيدگي داخلي
اداره ي پليس ايالات متحده ي فدرال



6 آپريل

من اتفاقي يكي از سنگهاي مجسمه طبقه دوم رو وقتي بهش تكيه كرده بودم از جاش حركت دادم كه وقتي كلانتر متوجه اين قضيه شد از شدت عصبانيت آتيش گرفت! مي تونم قسم بخورم نزديك بود كله منو بكنه و سرم داد ميزد كه ديگه هيچ وقت نزديك اون مجسمه نشم. اگه واقعا اينقدر مهمه خوب نبايد اونو اينطوري دم دست بذارن...


7 آپريل
شنيدم كه همه ي اشياي هنري كلكسيون كلانتر از انواع خيلي نادر هستن كه هر كدوم صدها هزار دلار قيمتشونه. نمي دونم كدوم راز سر در نياوردني تره؛ اين كه كلانتر اين چيزاي كهنه و قديمي رو از كجا پيدا مي كنه يا اين كه پول خريدشون رو از كجا مياره!

10 مي
ديگه برام غير منتظره نبود وقتي سر و كله ي كلانتر با يه تابلوي نقاشي بزرگ ديگه توي دستش پيدا شد. اين يكي يه نقاشي واقعا آزاردهنده بود و يه آدم برهنه رو نشون ميداد كه دار زده شده. تماشاي حالتي كه تو صورت كلانتر بود وقتي داشت اون نقاشي رو نگاه ميكرد منو خيلي مي ترسوند! و واقعا از قوه درك من خارجه كه چرا كسي بايد يه همچين چيزي رو به عنوان يه اثر هنري قبول داشته باشه...



الان كه دارم اينو مي نويسم دستام از شدت و ترس و عصبانيت داره مي لرزه. ارتش همه ي اهالي شهر رو توي شهر حبس كرده و مانع از خروج اونها به جاهاي ديگه ميشه. دلم براي اونايي كه هنوز آلوده نشدن ميسوزه ولي با اين همه هنوزم فكر مي كنم اين بهترين تصميم مي تونست باشه چون نميشه ريسك كرد و آلودگي رو به جاهاي ديگه هم انتقال داد.
تصميم دارم كشف علت اين رخداد خطرناك رو در اولويت قرار بدم. تا اينجا هم فهميدم كه اين بيماري خود به خود و از راه هوا به بقيه منتقل نميشه...



به: آقاي براين آيرونز فرمانده ي اداره ي پليس شهر راكون
ما اون امارت و آزمايشگاهمون رو توي اون ساختمون به خاطر خيانت اون آلبرت وسكر از دست داديم. خوشبختانه فوضولي كردن اون توي كاراي ما باعث نشد تحقيقمون رو بر روي ويروس هم از دست بديم. تنها كساني كه ما هنوز باهاشون درگيريم اعضاي S.t.a.r.s هستن : ردفيلد. والنتاين. بارتون. چامبرز و ويكرز. اگه اونا خواستن چيزي رو ثابت كنن طوري از بينشون ميبريم كه يه جور تصادف ناب جلوه كنه. من با مانيتورم به كاركنان ميگم كه بدونن اونا آدماي عادي نيستن. آنت براي ادامه ي اين موضوع با شما ارتباط بر قرار ميكنه.

ويليام بيركين

به: آقاي براين آيرونز فرمانده ي اداره ي پليس شهر راكون
من براي سازش شما 10 هزار دلار حساب كردم.(مترجم: عجب رشوه بگيريه اين ) گسترش و توسعه ي ويروس G و تبديل شدن به ويروس T تقريبا در حال اتمام. من مطمئنم كه ميتونم مدير اجرايي آمبرلا بشم. اين خيلي مهمه كه ما با احتياط عمل كنيم. ردفيلد و بقيه ي اعضاي S.t.a.r.s هنوز سعي ميكنن كه پروژه ها و تحقيقات ما رو فاش كنن. من باز هم به كاركنان سفارش اين موضوع رو ميكنم.




راهنماي شهر شماره 12
سلام و به شهر ما خوش آمديد.همانطوري كه متوجه خواهيد شد شهر ما يه شهر پاك و خصوصيه كه مخصوص خانواده هاست.راكون سيتي رو با دوستمون آمبرلا (عجب دوستي) شريك شديم.تا در شهر پيشرفت _چيزهاي جديد_ و استحكام و پايداري بوجود بياريم.آمبرلا شركت با احترام و سرمايه گذاري كه به كارمنداش توجه ميكنه.اونا به ما كمك كردن تا امكانات و تجهيزات عمومي بوجود بياريم تا اين شهر رو مكان امن تري كنيم براي همه.وقتي ما به آينده نگاه ميكنيم من ادامه پشتيباني آمبرلا رو در مورد پيشرفتهاي تجاري جديد مي بينم.
از اقامتتون در شهر دوست داشتني من لذت ببريد.متشكرم.
مايكل وارن شهردار راكون سيتي.



ليست كاربران ماهانه قرارگاه

در اولين و سومين چهارشنبه هر ماه آنجليكا مارگارت، مدير تعميرات بخش از تجهيزات قرارگاه استفاده ميكنه. پس توي اين روزا مطمئن باشين كه درجه رطوبت محيط رو با استفاده از تهويه مطبوع پايين نگه دارين چون دستگاه هايي كه مورد استفاده قرار ميگيره نسبت به رطوبت حساس و آسيب پذير هستن.

همينطور بيست و هشتم هر ماه دن ولر مسئول نقل و انتقال مواد شيميايي از قرارگاه ما استفاده مي كنه. مواد شيميايي كه اون جابه جا مي كنه شديدا فرار هستن و موقع جابجايي اونها بايد احتياط خيلي زيادي به عمل بياد.

در ششم و شونزدهم هر ماه هم سربازرس برايان آيرونز از قرارگاه بازديد ميكنه تا در قرار ملاقاتهاي معمول كه توي آزمايشگاه بخش برگزار ميشه، شركت كنه.

ويليام بيركين هم در چهارمين جمعه ي هر ماه يه سمينار آموزشي براي شعبه ي شيگاكوي شركت آمبرلا برگزار مي كنه و از اونجايي كه احتمال حمله به بيركين خيلي زياده هر اقدامي لازمه براي حفظ جونش بايد انجام بدين.

علاوه بر اين موارد شما به زودي از بقيه قرار ملاقاتهايي كه ممكنه گذاشته بشن با افراد مختلف و ساعات دقيق اونها با خبر ميشيد. وظيفه شما اينه كه اين افراد رو به مقصدشون توي قرارگاه راهنمايي كنين و در همين حال تامين امنيت اونها هم به عهده شماست.

ما انتظار بهترين خدمات رو ازتون داريم.
چالرز كلمن
سردفتردار اداره مركزي شركت آمبرلا




24 جولاي 1998
جنگل راكون:

ما به دنبال مدركي از آمبرلا رفتيم:

تبليغات دارويي شركت آمبرلا
كد دارويي: MA-39 Cerberus
كد دارويي: MA-121 Hunter
كد دارويي: Fi-3 Neptune
كد دارويي: T-002 Tyrant

به علاوه ما در مورد مواد بالا باور داريم كه برخي از اون داروها باعث ايجاد عفونت ميشه . در مدتي كه اين جريان اتفاق مي افته اونا ميفهمن كه اين عفونت فقط به انسان محدود نميشه و اين براي گياهان هم خيلي خطرناكه.
و حيوانات. تاثير دقيق اين داروها بر روي حيوانات داره بررسي ميشه.

اداره ي پليس شهر راكون
تيم آلفاي S.T.A.R.S
جيل والنتاين



در پروژه ي دارويي آمبرلا در همين اواخر MA-120 آخرين توليدمون بود. و حالا MA-121 Hunter تكميل شد.
اگرچه شرح دادن اين شاهكار بزرگ انتظار خيلي زيادي براي تشكيلات دارويي محسوب ميشه. اما توليد كردن محصول با قابليت هاي بالا و بالا بردن قدرت Hunter-R هنوز در دست توسعس.
اين دارو نبايد چيزي براي توليد كم داشته باشه.

ويليام بيركين



11 آگوست
بالاخره من شانس اين رو پيدا كردم كه آسمان آبي رو براي اولين بار در تمام اين سالها ببينم.هنگامي كه من در برج ساعت بودم به علت كوتاهي و غفلت در كارم (نگهباني) رئيس منو توبيخ كرد.تنها يه چيز وجود داره كه من نميتونم بفهمم:رئيس بيشتر به اين علت ناراحت بود كه من تو برج بودم و نه به خاطر اينه در كارم كوتاهي كردم.بهرحال چرا در اولين وهله دسترسي به برج ممنوع شد؟

5 سپتامبر
من بتازگي با يه پيرمرد حرف زدم كسي كه در يه محوطه ضايئاتي در بيرون از شهر (يه جاي دور) كار ميكرد.اسمش توماس بود.اون مرد آرومي بود و به نظر مي رسيد كه واقعا از شطرنج لذت مي بره.اون تا اونجا پيش رفته بود كه قفل و كليدي طراحي كرده بود و اونارو منقوش به تكه هاي شطرنج كرده بود و از اونا براي يه در (door) , در محوطه ديسپاسل استفاده مي كرد. ما برنامه چيديم تا فردا شب شطرنج بازي كنيم.من نميتونم كمك كنم ولي متعجبم چطور اون خوبه.چيزي كه در مورد اون منو ناراحت ميكرد طريقي (راهي) بود كه اون خودش رو مي خاروند.اون بيماري پوستي داشت يا اينكه زمخت بود؟؟

9سپتامبر
توماس از اونچه من تصور ميكردم بازيكن خيلي بهتري بود من در مورد خودم به عنوان يه بازيكن منصف و نجيب فكر ميكردم ولي اون كار جالبي براي حقير كردن من (يا شكست دادن من) انجام داد.تقريبا تنها چيزي كه تصور ميكردم اين بود كه مي تونستم حريف ماهري تو شطرنج براش باشم.تمام اشخاص (بروبچ) در طول بازي در مورد غذا حرف زدن.اون صداش سالم بود ولي اينطور بنظر نمي رسيد من در عجب بودم كه آيا اون خوبه.

12 سپتامبر
من مي خواستم يه شطرنج ديگه با توماس بازي كنم ولي ما كنسلش كرد چون حال توماس خوب نبود.اون به ديدن من اومد ولي من بهش گفتم برگرد و استراحت كن تا وقتي كه خوب بشي.اون اصرار داشت كه خوبه ولي من مي تونستم بگم كه واقعا مشكل داشت.بيا در موردش فكر كنيم من اخيرا احساس خوبي ندارم



چطور اين اتفاق افتاد باري؟ اين شهر كه به وسيله ي زامبي ها تسخير شده مثل يه كابوس روي كره ي زمينه. تو خودت ميدوني كه نگراني هاي من براي اين شهر خيلي بيشتر از نگراني هاي توه. من منتظرم تا تو بياي اينجا و منو نجات بدي. مغازه ي من توسط ازدحام زامبي ها داره منفجر ميشه! همون طور كه تو خواسته بودي من به تمامي كساني كه توي اين شهر زنده موندن اسلحه و مهمات رسوندم. اميدوارم كه فهميده باشي و بتوني برام توضيح بدي. در هر حال من قصد ندارم جونم رو فدا كنم و بر ميگردم به استون ويل. اگه تو اين پيغام رو پيدا كردي بدون كه ميتوني منو اونجا پيدا كني من ميرم ماهي گيري....

روبرت كندو
[تصویر:  re_uv1m.jpg]
پاسخ

#2
20 سپتامبر، 9:30 شب

گزارش دهنده: سر پاسبان نيل كارلسن

اخيرا گزارشي از يه فرد مشكوك كه در اطراف تاسيسات فاضلاب بيرون راكون سيتي پرسه مي زنه به دست ما رسيده. من منطقه رو به دقت بازرسي كردم و فرد مورد نظر رو پيداش كردم ولي قبل از اين كه بتونم ازش بازجويي كنم فرار كرد. البته موفق شدم اين وسايلي رو كه موقع فرار جا گذاشته بود كشف و ضبط كنم:


يه مقدار كمي مواد منفجره پلاستيكي C4
يه منفجر كننده از راه دور الكتريكي
خشاب پارابلوم 9*19 ميليمتري
دوربين مادون قرمز (كه شكسته بود)

پايان گزارش



28 ژوئن
تقريبا مدت زيادي از آخرين باري كه دون رو ديدم ميگذشت كه امروز اومد به ملاقاتم و بعد از اتمام كارمون قدم زنان با هم گپي زديم. اون مي گفتش كه تا همين ديروز مريض و توي رختخواب بستري بوده كه البته با توجه به اين مدت طولاني كه اينجا كار مي كنه چنين چيزي خيلي هم تعجب بر انگيز نيست. اونقدر ضعيف شده بود كه تمام طول راه به شدت عرق كرده بود و همونطور كه حرف مي زديم دايم بدنش رو مي خاروند. ازش پرسيدم مگه گرمشه ولي اون يه جور مضحكي فقط منو نگاه كرد!
يعني چش شده؟

7 جولاي
سر بازرس آيرونز يه مدتيه كه خيلي ديروقت براي سركشي به آزمايشگاه مياد. دقيق نمي دونم اونجا چيكار مي كنه ولي هميشه قيافش گرفته و اخماش تو همه. حالت صورت اون اخيرا از شكل معمولش هم بدتر شده و حدس من اينه كه بداخلاقي آيرونز به خاطر درخواستاي غير ممكن بيركينز بايد باشه. دلم براي سر بازرس مي سوزه، بعد از همه ي اون زحمتايي كه واسه شهر كشيد اين حقش نبود.

21 جولاي
من خيلي كمتر از قبل الكل مصرف مي كنم چون الان شيفت مراقبت از قبرستون بهم سپرده شده. ولي در كل شكايتي ندارم چون به هر حال خودم اين طرز زندگي رو انتخاب كردم.

16 آگوست
سربازرس آيرونز امروز هم ديروقت اينجا اومد و چهره ش از هميشه گرفته و عبوس تر بود. سعي كردم باهاش شوخي كنم تا از اين حال درش بيارم ولي اون اصلا خندش نگرفت! در مقابل به روم اسلحه كشيد و تهديد كرد كه شليك مي كنه! البته تونستم آرومش كنم ولي به نظرم اين آدم بايد مشكل اساسي داشته باشه. چون خودشم مي دونه كه بدون كمك من و مدالم نميتونه وارد آزمايشگاه بشه. يعني اين چيزيه كه يه سربازرس پليس از وظيفه ي "نجات و محافظت" حاليش شده؟!

21 آگوست
از طريق ويليام با خبر شدم كه پليس و رسانه ها بررسي خودشون رو بر روي فعاليتهاي شركت آمبرلا شروع كردن. اون همينطور مي گفت كه ابعاد اين بازرسي خيلي وسيعه و حتي ممكنه بخوان شبكه فاضلاب رو هم بگردن به خاطر همين ازم خواست همه ي عمليات قرارگاه فاضلاب آمبرلا رو تا اتمام بازرسيها متوقف كنم. البته شبكه فاضلاب هنوز براي عبور و مرور باز هست ولي اون تاكيد مي كرد كه خيلي خيلي محتاط باشم چون اگه كسي از فعاليتهاي آمبرلا در اينجا با خبر بشه شغلمو از دست ميدم.



گزارش تحقيق بر روي گاز P-Epsilon
اين گزارش رسيدگي سريع متقاضي شده است

گاز P-Epsilon داروهاي آزمايشي آمبرلا رو خنثي ميكنه. همين طور اين گاز از منتشر شدن اين ماده ي شيميايي ( داروها) جلو گيري ميكنه. البته اين گاز اثرات جانبي و منفي هم همراه داره.

اين گاز سلول هاي ايجاد شده توسط اين دارو رو سست ميكنه. به هر حال اگر زياد در معرض اين گاز جهت عقب انداختن اين بيماري قرار بگيريم يه نوع پادتن در بدن توليد ميشه. از اين گذشته بعضي از انسانها براي استفاده از اين گاز بايد احتياط كنن و مواظب باشن كه جذب كردن مقدار زياد باعث مسموم شدنشون ميشه و باعث ميشه ويروس سريع تر عمل كنه. استفاده از گاز P-Epsilon ممكنه فقط براي زنها محدود بشه. ما از شما خواهش ميكنيم كه اجازه بديد دوباره اين گاز رو آزمايش كنيم.

دومين اتاق تحقيق و توسعه/ تيم امنيت



اين از همون آگهي هايي هست كه براي شغل ميزنن.مثل همين برگه هايي كه مثلا توش ميزنن به يك شاگرد نياز است .(نميشه يه ترجمه در ست نوشت ولي معنيش همينه)

سمت (شغل) جديد موجود است

شركت آمبرلا شعبه راكون
تمام وقت(با مزايا)

ما كي هستيم؟
ما بزرگترين (number one) شركت داروسازي در دنيا هستيم و دائما در حال سعي و تلاش براي رسيدن به راههاي توسعه و رشديم.

ما به دنبال چه هستيم؟(ما چه كسايي رو مي خوايم)
ما دنبال اشخاص سالم , سلامت و خاص از هر نژاد و دين هستيم.

شغلهاي موجود
بازاريابي , خدمات , توليد , ...

الزامات (احتياجات اين مشاغل)
سابقه مورد نياز نيست ولي شما بايد گواهينامه بهداشت پزشكي داشته باشيد.
اين مشاغل در كشورهاي ديگر نيز موجود است.(يعني تو شعبه هاي مختلف آمبرلا تو كشورهاي ديگه)

(لطفا اين برگه رو در درخواست نامتون داشته باشين)



8 ژوئن

همونطور كه داشتم دفتر كلانتر رو مرتب مي كردم اون با يه نگاه آشفته و عصباني يه لحظه به سمت من برگشت و منو نگاه كرد. همش دو ماهه كه من كارمو اينجا شروع كردم ولي اين دومين باريه كه اونو تو چنين حالتي مي بينم. اولين بار وقتي بود كه اون مجسمه رو اتفاقي از جاش تكون داده بودم. فقط فرقش اينه كه اين دفعه ي دومي نگاهش حتي وحشتناك تر از قبلي شده بود. من جدي فكر كردم الانه كه به من حمله كنه يا بهم آسيبي بزنه.


15 ژوئن
من بالاخره فهميدم كلانتر اين همه مدت چي رو داشت مخفي مي كرد. اگه بفهمه كه من به رازش پي بردم جونم شديدا به خطر ميفته. ولي مهم نيست تصميم دارم يه روز تو موقع مناسب اونو برش دارم.



دستورالعمل ساخت آنتي ژن ويروس G : G - واكسن. نام كد "شيطان".

زماني كه فرايند آلوده شدن توسط ويروس G آغاز ميشه، اين ويروس شروع مي كنه به اشباع سازي يه جور رويان در داخل بدن موجود زنده. و اگر توسط ميزبان پس زده نشه، اين رويان ويروسي تدريجا به سلولها حمله مي كنه و سلولهاي ميزبان رو با بازنويسي Dna اونها در سطح مولكولي آلوده مي كنه.

هنگامي كه دگرديسي ويروسها توي بدن كامل شد بدن ميزبان اين توانايي رو به دست مياره كه چرخه ي توليد دوباره ي ويروس رو به طور ادامه دار انجام بده. مدت زماني كه براي كامل شدن اولين دور از اين فرايند لازمه از فردي به فرد ديگه متغيره. در مراحل ابتدايي اين تهاجم ويروسي به سلولها اين امكان وجود داره كه با استفاده از واكسن آنتي ژن G فرايند دگرديسي رو متوقف كنيم.

روش توضيح داده شده در زير جزييات نحوه ي ساخت اين واكسن رو نشون مي ده. توليد واكسن در وهله اول نياز به داشتن ماده پايه واكسن داره كه اون رو ميشه با فعالساز Vam به دست آورد به اين صورت كه اول پوكه ي خالي رو توي Vam قرار بدين و دستگاه رو فعال كنين. بعد از چند لحظه فرايند توليد كامل ميشه و ماده پايه اي واكسن كه سفيدرنگ هست به طور خودكار توي پوكه پر ميشه. بعد از اون در حالي كه مطمئن هستين چراغ سبز دستگاه روشنه، پوكه رو برداريد و مرحله بعدي رو اجرا كنيد به اين ترتيب كه وقتي پايه واكسن آماده شد اون رو در دستگاه توليد واكسن كه توي آزمايشگاه P-4 هست قرار بدين.

اين دستگاه تمام خودكاره و شما فقط بايد سوييچ آغاز اون رو فشار بديد. بعد از فشار دادن سوييچ برنامه به طور خودكار شروع ميشه و فرايند ساخت "شيطان" رو توي حدود 10 ثانيه كامل مي كنه. از اونجايي كه اين فرايند خيلي حساسه كيفيت واكسن توليد شده با وارد شدن شوك هاي خيلي ناچيز محيط يا تغييرات درجه حرارت هم مي تونه تغيير كنه. بنابراين براي به دست اومدن نتايج مناسب بايد با احتياط عمل كرد



اين ويروس نخستين بار توسط اسپنسر اوزول كشف شد. در واقع اون موسس شركت آمبرلا بود. بهد از مدتي دكتر اسپنسر به دنبال دكتر ماركوس اومد به هر حال دكتر ماركوس از قدرت اون سو استفاده كرد و از كار اخراج شد. بعد از اون اتفاق به دنبال دكتر بيركين اومد. دكتر بيركين هم ويروس T رو طراحي كرد. احتمال ميره كه اون روي يه ويروس قدرتمندتر به نام ويروس G كار كنه. در همين حال تحقيق بر روي ويروس مادر تنها در آزمايشگاه هاي ما صورت ميگيره. ما اميدواريم كه بتونيم ويروس هاي بيشتري كشف كنيم



اين يك پسوورد موقتيه براي وارد شدن به آزمايشگاه كشف ويروس.

نام كاربر: Guest ( در قسمت ليون A نام كاربر: Nemesis )
كد رمز: ندارد
معتبر تا 24 ساعت



آقاي دكتر بيركين

ما داريم كمبود APL-14 رو رسيدگي ميكنيم. براي حل كردن اين مشكل من از شما و بقيه ي كارمندان آزمايشگاه پنج جعبه از اين ماده رو براي كارخونه ي خودمون ميگيرم.
بلافاصله براي آگاهي شما ما فهميديم كه بنياد ما در قطب جنوب ميتونه اين كمبود رو رفع كنه. ما اين موضوع رو پيگيري ميكنيم تا در آينده مشكلي بوجود نياره. شما هم احتياج نيست نگران باشيد شهرت آشفورد به طرز غير قابل باوري در حال محو شدنه.

پاسخ سريع شما يك قدرداني بزرگه.

با عرض احترام
جويل آلمن
نائب رئيس شعبه ي ايالات متحده ي آمريكا
15 سپتامبر
[تصویر:  re_uv1m.jpg]
پاسخ



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان