۱۴۰۱/۳/۱۶، ۰۸:۰۲ صبح
Chapter 1-1
ایستگاه غیر نظامی
CUTSCENE #01 -به آفریقا خوش اومدی!
بازی با BIRD LADY شروع میشه که تو اتاقی تاریک جلوی مردی که زانو زده,در حال قدم زدنه.این صحنه قطع می شه و دو جیپ رو نشون میده که در جاده ای در حال حرکتن.
مردی که زانو زده ناگهان دست زن را میگیره و نگه میداره , درد زیادی داره و چشماش به آهستگی سیاه میشن.دوباره صحنه قطع میشه و جیپ ها رو نشون میده که حالا دیگه ایستاده ان.چندین سرباز از جیپ ها پیاده میشن.
سرباز: حرکت کن!حرکت کن!
صحنه قطع میشه , BIRD LADY به چنگ زدن مرد بی اعتنایی می کنه , دستش رو میکشه و ازش دورمیشه.زالوهای سیاه متعددی از بدن مرد بیرون میان.
صحنه قطع میشه و دوباره سرباز ها رو نشون میده.یکی از سربازا ,کاپتان دیچنت, با بیسیم صحبت میکنه.
کاپتان دیچنت : کاپتان دیچنت صحبت میکنه.ما مسیر زیرزمینی رو تا مختصات پاکسازی کردیم.
دو سرباز در بزرگی رو میکشن و میبندنش.صحنه عوض میشه و یک جیپ تنهایی رو نشون میده که در جاده ای خاکی در ساوانای آفریقایی در حال حرکته و میبینیم که کریس ردفیلد در حال روندن اونه.
کریس: باید حدس میزدم اینطوری میشه.بعد از سقوط شرکت آمبرلا طول زیادی نکشید که سلاح های بیولوژیکیشون تو دست تروریست ها تمام شود.
جیپ تا روستایی کلبه ای پیشروی میکنه.وقتی که جیپ از درون روستا عبور می کنه ,قسمت هایی از روستا رو میبینیم.
کریس: دوره ی جدید بیوتروریسم که بر کشور های آسیب پذیر نازل شده , تعادل قدرت رو در سرتاسر منطقه داره تغییر میده.ترس زودهنگام مردم مناطق بی ثبات از فاجعه ی دیگه ای مثل شهر راکون اجتناب ناپذیر بود.وقتی که ترس و وحشت پخش شد ,دولت های جهان به کنسرسیوم دارویی جهانی روی آوردند که واحد ضد بیوتروریستیه BSAA رو تشکیل داد.عاملان BSAA برای نفوذ و خنثی کردن نقاط مهم ساخت سلاح بیولوژیکی و بازگرداندن امنیت و ثبات به مناطق مختلف در سراسر جهان ,اعزام شدن.
کریس از ماشینش پیاده شده و داره چیزی رو از صندلی عقب برمیداره که یه زن آفریقایی,شوا الومر,میاد به سمتش
شوا: به آفریقا خوش اومدی! اسم من شوا الومره.
کریس: کریس ردفیلد.
شوا: شهرتتون همه جا پیچیده , آقای ردفیلد.این یه افتخاره.
کریس: کریس صدام کن , ممنون , پس تا مقصد همراهم خواهی شد؟
شوا: بله,از زمان تغییر در دولت تنش ها و بحران ها دارن زیاد میشن.
کریس: شرط میبندم همونطوره.اینتل میگه که این یه بهشت واسه تروریستاست.
شوا: و اونا از دیدن یه آمریکایی خوشحال نخواهند شد,از اعضای BSAA یا غیر از اون.به خاطر همینه که من همکارتم.کمک کن آرومشون کنیم.
کریس: مطمئنم که کارتو خوب انجام میدی.
شوا میچرخه و دور میشه.
کریس(با خودش) : همکار...
در یه فلشبک کوتاه,قبر همکار سابقش رو میبینیم ,جیل ولنتاین ,که دوسال پیش مرده.شوا سرش رو برمی گردونه و متوجه میشه که کریس به جایی خیره شده.
شوا: حالت خوبه؟
کریس: آره ,متاسفم چیزی نیست ,بزن بریم.
شوا و کریس به سمت دروازه روستا قدم میزنن.
کریس: تلفات در طول سال های طولانی ای که مبارزه کرده ام ,به زیاد شدن ادامه میدن.بیشتر و بیشتر با خودم فکر میکنم که آیا همه اینا ارزش جنگیدن رو داره یا نه.شاید یه روز بفهمم.
وقتی که اون دوتا به دروازه نزدیک میشن ,یه نگهبان میاد جلو که راه رو ببنده.
نگهبان: هی!هی!(به زبان آفریقایی صحبت میکنه)
اون دوتا جلوی اون وایمیسن و ناگهان نگهبان دستش رو روی بدن شوا میکشه ,شوا دست اونو هل میده و از خودش دور میکنه.
شوا: مجبور نیستی حساس بشی.
شوا مقداری پول به نگهبان میده و نگهبان میذاره که رد بشن.
شوا: بریم.
کریس: یه چیزی هست که میدونم.یه کاری دارم که باید انجامش بدم و قصد دارم انجامش بدم.
{گیم پلی}
کرک متیسون(پشت بیسیم): کرک صحبت میکنه.کریس ,شوا ,صدامو دارید؟
کریس : کریس صحبت میکنه,صدات میاد بلند و واضح ,کرک.
شوا: بله صداتو داریم.
کرک: یه معامله اسلحه های بازار سیاه داره توی کیجوجو انجام میشه.ایروینگ اونجا خواهد بود.تیم آلفا در حال حاضر به منطقه نفوذ کرده و شما به عنوان نیروی پشتیبانی میرید.با رابطتون تو قصابی ملاقات کنید.اونجا میتونید مسلح بشید و از ماموریتتون مطلع بشید.مواظب خودتون باشید.
کریس: دریافت شد.
شوا: دریافت شد,تمام.
وقتی که گفت و گو ادامه پیدا میکنه ,یک درگیری درحال وقوعه.وقتی که کریس وشوا نزدیک میشن روستایی ها دست نگه میدارن.
CUTSCENE #02-اتفاق سحرآمیز
کریس و شوا تا ساختمان قدیمی ای که اسمش Corner Pyany Butchery ه پیشروی میکنن, از دور رادیویی به طور دیوانه وار ور ور میکنه . کریس وشوا متوجه میشن که روستا به طور ناگهانی خلوت شده.
{گیم پلی}
کریس و شوا تا قصابی پیشروی میکنن.در رو باز میکنن تا رابطشون ,رینارد فیشر ,رو داخلش ببینن.
CUTSCENE #03 -قصاب بخش اول
فیشر: خوبه , هردوتون اینجایید , بیایید.
در کشتارگاه رو باز میکنه.
فیشر: شما دوتا , از این ور , این ممکنه به خاطر دولت جدید باشه اما مردم اطراف اینجا یه مقدار عصبی هستن.شما باید اون چیزی رو که به خاطر انجام دادنش اومدید انجام بدید و برید خونتون.
کریس: آره اونا واقعا فرش قرمز رو واسه ما آمریکایی ها پهن کردن.
فیشر: من اینجا برای شما اسلحه دارم.بررسیشون کنید.
به یه کیف اشاره میکنه
{گیم پلی}
فیشر: سلاحاتون رو بردارید.عملیات شروع شده.
کریس کیف رو باز میکنه و یه Beretta M92F پیدا میکنه.
CUTSCENE #04 - قصاب:بخش 2
اون دو تا مسلح شده ان .شوا خشاب کلتش رو جا میندازه.بعد میچرخه تا با فیشر صحبت کنه.
شوا:مختصات مقصد؟
فیشر: برید جلوی میدون شهر, اونجا رو بررسی کنید , تیم آلفا تو محل معامله منتظره.
شوا: خوبه.
فیشر: درباره ی اوروبوروس چی میدونی؟
کریس: بیشترش درحد شایعاته ...چیزایی درمورد یه پروژه ی رستاخیز.
فیشر: رستاخیز تقریبا درست به نظر میرسه و ظاهرا شایعه نیست.
شوا: داری شوخی میکنی ,درسته؟
فیشر: شما باید مردی رو به اسم ایروینگ پیدا کنید ,اون تنها سرنخ ماست.
اون میچرخه و میره اما بعد می ایسته تا قبل از این که قصابی رو ترک کنه .یه مقدار نصیحت کنه
فیشر: و اون بیرون مراقب باشید,
{گیم پلی}
کریس و شوا با هم قصابی رو بررسی می کنن.
کریس: یادت باشه ما یه تیم هستیم.هر اتفاقی افتاد با هم میمونیم.
شوا: نگران نباش من ممکنه به اندازه ی تو بزرگ نباشم اما هنوز میتونم مواظب خودم باشم.
یه گاو مرده زیر نور آفتابه ,یه میخ تو بدنش گیر کرده, چندین کلاغ هیولامانند دور جسدش هستن.
{گیم پلی}
کریس و شوا متوجه میشن که بدن گاو هنوز گرمه.میرن تو اتاقی که نزدیک لاشه اس اونا چندین جمجمه میبینن که روی قفسه ای قرار دارن.در اتاق بعدی رو باز میکنن و میرن داخل.اونا لاشه ی حیوان قطعه قطعه شده ی دیگه ای رو میبینن.اونا تا یه در سبز رنگ پیشروی میکنن.
CUTSCENE #05 - اولین ملاقات
کریس وشوا در رو باز میکنن.کلتاشون آماده اس, اونا دو تا مرد رو میبینن که مرد دیگه ای رو خوابوندن.یکی از مهاجمان یه توپی از شاخکها رو که در حال پیچ و تاب خودنه رو نگه داشته ,یه انگل پلاگا.فک مرد رو باز میکنه و اون چیز رو به زور میکنه تو دهنش.
کریس: بی حرکت!
از دهن مهاجم یه آرواره ی عجیبی بیرون میاد.به مامور BSAA نگاه میکنه و بعد با هم دستش از صحنه فرار میکنن.مرد مورد حمله,در حال استفراغ روی زانوهاش می ایسته .
کریس: حالت خوبه؟
کریس یه دستش رو میذاره رو شونه ی مرد اما با خشونت به عقب رانده میشه.مرد گلو و صورتش رو محکم میگیره و بعد به آسمان خیره میشه.چشماش پر از خون میشه.به آرومی و لرزان رو پاهاش می ایسته ناگهان می چرخه وبه قصد حمله به طرف مامورین میدوه.
{گیم پلی}
کریس وشوا ماجینی رو میکشن.
شوا: چه اتفاقی افتاد؟
کریس: اونا مثل زامبی هایی که تا به حال دیدم رفتار نکردن.
کریس و شوا از یه پنجره میپرن پایین
{CUTSCENE}
ناگهان ماجینی ها از جایی نامعلوم میان بیرون,از حصار بالا میان و قصد دارن حمله کنن
{گیم پلی}
کریس و شوا تا یه کوچه ای میدون و وارد یه ساختمان میشن.
{CUTSCENE}
کریس در رو میبنده و اونو قفل میکنه
{گیم پلی}
کریس: کرک,بیا رو خط ,مردم محلی حمله کردن و ما مجبور شدیم از زور استفاده کنیم.ما برای این وضعیت هیچ نقشه ی احتمالی ای نداریم ,مگه نه کرک؟
کرک: متوجه وضع مردم محلی هستم.اما دستورات شما هنوز سر جاشه.
شوا: معنیش چیه؟مرکز انتظار اینو داشت ؟
کریس وشوا به کمک هم یه در آهنی رو با لگد میارن پایین . این ساختمون یه میز برش داره که یه مغز بزرگ روشه .اونا از طریق یه راه زیر زمینی به نقطه ی مقصد میرن.
CUTSCENE #06 - مهمان نوازی
کریس و شوا وارد ساختمون میشن.سلاح ها بالا میاد ,کسی رو داخل پیدا نمی کنن .از پنجره بیرون رو نگاه میکنن ,اونا جمعیت انبوه و عصبانی رو میبینن که توسط یه مرد عینکی که یه بلنگو دستشه ,دارن تحریک میشن.در کمال تعجبِ کریس وشوا فیشر اونجاس, که چندین ماجینی اونو خوابوندن.
فیشر: تو نمیدونی داری درباره ی چی حرف میزنی... همه تون برید به جهنم.
شوا: یه دقیقه صبر کن اون...
کریس جلوی اون رو از رفتن واسه کمک میگیره , اونا جلاد رو میبینن.یه مرد غول پیکر که یه گونیه پارچه ای رو سرش گذاشته و یه تبر به اندازه ی یه ماشین کوچک داره.جلاد سر فیشر رو از تنش جدا میکنه.بیشتر به خاطر لذت جمعیت انبوه ماجینی ها .وقتی مردی که بلند گو دستشه ,سرش رو ,رو به جمعیت برمیگردونه کریس وشوا رو از پنجره میبینه و به ماجینی ها دستور میده که بهشون حمله کنن.
{گیم پلی}
کریس و شوا چندین قفسه رو هل میدن تا پنجره رو مسدود کنن ,اما تعدادی از ماجینی ها قفسه ها و در رو میشکنن و وارد میشن .
کریس: کرک ,بیا رو خط ,مردم محلی مهمان نوازن ,دروازه بسته است و ما تو تله افتادیم ,به پشتیبانی نیاز داریم و همین الان هم بهش نیاز داریم.
کرک: دریافت شد.فقط دووم بیارید ,من تو راهم.
کریس: شنیدی شوا؟کمک تو راهه.
شوا: فهمیدم ,فقط امیدوارم زود به اینجا برسه.
{CUTSCENE}
چندین ماجینی سقف رو خراب میکنن و وارد میشن, تا وضع رو بدتر کنن.
{گیم پلی}
وقتی که مبارزه تو ساختمون ادامه پیدا میکنه ,جلاد تبر غول پیکرش رو به کار میگیره و یه حفره روی دیوار ایجاد میکنه و به مبارزه می پیونده. کریس و شوا میرن بیرون تا شانس نجاتشون رو افزایش بدن.
شوا: تمومی ندارن.
کریس: مجبوریم تا کرک به اینجا برسه دووم بیاریم.
مبارزه تا خیابون اصلی,پشت بام ها و طبقه های دوم ساختمان ها ادامه پیدا میکنه .
کرک: کریس,شوا ,در چه حالی هستید؟به زودی میرسم اونجا فقط دووم بیارید.
مبارزه ادامه پیدا میکنه.کریس و شوا موفق میشن که جلاد رو بکشن.
کرک: متاسفم که منتظرتون گذاشتم.می خوام در رو از بین ببرم.یه پناه پیدا کنید.
CUTSCENE #07 -فرشته ی نگهبان
یه هلی کوپتر بالای سرشون پرواز میکنه که خلبانش کرکه
کرک: پناه بگیرید!
کریس وشوا به سرعت پناه میگیرن.سربازی که تو هلی کوپتره یه آر پی جی رو آماده می کنه و شلیک میکنه,دروازه باز میشه و چندین ماجینی رو هم از بین می بره.
Chapter 1-2
مجلس عمومی
کریس: کرک،یکی بهت بدهکاریم.
کرک (پشت بیسیم) : بعدا میتونی ازم تشکر کنی. کریس،شوا.تقریبا وقتشه که تیم آلفا از راه برسه.با عجله برید به طرف مختصات معامله.
کریس: دریافت شد.
کرک: من دارم میرم جلو.اونجا همدیگه رو میبینیم.موفق باشید!
کریس و شوا از در تخریب شده عبور میکنن و در دیگه ای رو به محل بعدی باز میکنن.
دی چنت(پشت بیسیم): متیسون،کاپیتان دی چنت صحبت می کنه!راه ما بسته شده! کرک!بیا رو خط!
{CUTSCENE}
کریس وشوا به یه نردبون شکسته میرسن که میره به طبقه ی دوم یه ساختمون.اونا متوجه میشن که دو نفری شاید بتونن از پسش بربیان.
{گیم پلی}
کریس واسه شوا قلاب میگیره.
{CUTSCENE}
ساختمون در وضعیت پوسیدگی و خرابی قرار داره.به نظر میرسه که می تونسته یه زندون بوده باشه.
{گیم پلی}
شوا میپره پایین و اون دو تا یه کوچه پیشروی میکنن تو راه یه ماجینی رو میکشن.
دی چنت(پشت بیسیم): ما دشمن ها رو مشغول کردیم!...و چی...چی اون...اون چیز؟...دردسر...به پشتیبانی نیاز دارم!لعنتی!...کمک...نمی تونم ببینم...
کرک: کاپیتان،وضعیتت چیه؟می تونی دشمن رو ببینی؟
دی چنت: نه،نه!وایسا!هیولای لعنتی! (از درد فریاد میزنه)
شوا: تیم آلفا،بیا رو خط !تیم آلفا!
کریس: دی چنت! می شنوی؟!دی چنت!
کریس و شوا از بین ساختمون ها به حرکتشون ادامه میدن و ماجینی ها رو از بین می برن.اونا یه همکاری دیگه واسه پریدن به طبقه ی بالای یه ساختمون انجام میدن تا کلید ساختمون قدیمی رو به دست بیارن.وقتی که به سمت ساختمون قدیمی پیشروی میکنن،قدرتشون رو ترکیب میکنن تا یه در آهنی دیگه رو با لگد باز کنن.
CUTSCENE #08 - فریادی برای کمک
دختر بلوند وحشت زده ای،آلیسون،از یه در به بیرون فرار میکنه.اون نرده های طبقه ی دوم رو محکم میگیره،از نفس افتاده.
آلیسون: کمک!یکی کمکم کنه!
یه ماجینی اونو میکشه و از نرده ها جدا می کنه.
آلیسون: کمک!
{گیم پلی}
کریس وشوا ساختمون قدیمی رو با کلید باز میکنن.اینجا کریس یه شاتگان به دست میاره،Ithaca M37،که به دیوار نصب شده است.
CUTSCENE #09 - دوشیزه در درد
کریس وشوا از پله ها میدون بالا تا وارد ساختمونی بشن که آلیسون رو اونجا دیده بودن.کریس به داخل ساختمون هجوم میبره و درست وقتی که آلیسون در شرف بیهوشیه،اونو میگیره.
کریس: هی،مشکل چیه؟(به شوا) مراقب باش .اونا ممکنه هنوز اینجا باشن.
آلیسون آروم آروم سرش رو بلند میکنه.
کریس: حالت خوبه؟
او ناگهان یکی از بندهای کریس رو میگیره و فک چهار شاخکی ای از دهنش بیرون میاد.قبل از اینکه بتونه کریس رو گاز بگیره ,شوا به آلیسون شلیک میکنه و حمله ی اون رو دفع میکنه.
شوا: کریس!
{گیم پلی}
کریس و شوا بهش شلیک میکنن،اما بعد یه پلاگای صد پا،Cephalo،از سرش بیرون میاد،به همه طرف تاب میخوره و سعی میکنه به کریس و شوا ضربه بزنه.در همین موقع چندین ماجینی دیگه هم به مبارزه می پیوندن. اونا موفق میشن که همشون رو بکشن.
کرک: از متیسون به مرکز.ارتباطمون رو با تیم آلفا از دست داده ایم. اونا مورد حمله ی یه دشمن ناشناس قرار گرفتن.نیروهای پشتیبان،فورا به طرف مختصات معامله حرکت کنید.
شوا: شوا صحبت میکنه. دریافت شد!
کریس: تمام!
کریس و شوا ماجینی های بیشتری رو میکشن و به سمت در محل بعدی میرن.داخل این ساختمون تاریکه.
{CUTSCENE}
این ساختمون مخروبه است.
{گیم پلی}
همه جا آوار هست،مثل این که یه جنگ اینجا اتفاق افتاده.نور خورشید از سوراخ های کوچکی که در سقف است،وارد میشه .سوراخ ایجاد شده توسط گلوله؟وقتی که اونا تا طبقه ی دوم ساختمون پیشروی میکنن ,جنازه ی یه مرد میفته رو زمین،مرده.شوا و کریس می فهمن که اون عضو تیم آلفاست.از یه نردبون میرن روی پشت بوم ،اونا با همکاری هم یه در آهنی دیگه رو با لگد باز میکنن.
CUTSCENE #10 - یه قسمت از معما
کریس: اینجا چه اتفاقی افتاده؟
اجساد تیم آلفا تو این اتاق هستن.یکی از اونا،دی چنت،هنوز تکون می خوره،اگر چه به صورت مرگباری مجروح شده. کریس میدوه به طرفش.
کریس: هی،کی این کار رو کرده؟
دی چنت: یه چیزی بهمون حمله کرد...ایروینگ...اون فرار کرد...این جزوی از نقششون بود.
کریس: نقشه...!؟
دی چنت یه سی دی به کریس میده.
کریس: این چیه؟
چیزی از پشت یه پنجره حرکت می کنه،شوا رو متعجب میکنه. اون به سرعت برمیگرده،کلتش رو آماده میکنه.
دی چنت: این اطلاعاتی در مورد معامله است... من از رایانشون دانلود کردم...تو باید اینو به مرکز برسونی.
اون میمیره.
کریس: هی...هی،دووم بیار!
شوا برمیگرده تا به اونا نگاه کنه.اونا می فهمن که اون مرده.
شوا: من یه نفر رو دیدم,اما فرار کرد...
کریس(در بیسیم): کرک،صدامو داری؟ما اطلاعات رو به دست آوردیم،اما تیم آلفا از بین رفته.ایروینگ فرار کرده.
کرک: دریافت شد.اطلاعات رو از خودرویی که تو انباره بفرست.
کریس: دریافت شد.
{گیم پلی}
کریس و شوا از اتاق خارج میشن و از راهرویی به طرف یه آسانسور میرن.
{CUTSCENE}
کریس و شوا با آسانسور میرن پایین.
{گیم پلی}
کریس و شوا تا یه جای بزرگی که یه کوره قابل مشاهده اس،پیشروی میکنن.
{CUTSCENE}
کوره روشن و در حال کار کردنه.
{گیم پلی}
اونا یه کلید پیدا میکنن.
CUTSCENE #11 - تهدید ناشناخته
درست وقتی که کریس و شوا در شرف رفتن به محل بعدی هستن،ناگهان یه توده زالوی سیاه می بینن که دارن رو سقف می خزن.اونا روی زمین می افتن،رو همدیگه انباشته میشن.
شوا: این دیگه چه کوفتیه؟
زالوها به شاخک های بزرگی گسترش پیدا میکنن،چند تا از اجساد تیم آلفا که در اون اطرافه رو در خود فرو میبرن و یه چیز مبهم انسان نمایی رو تشکیل میدن،اولین رییس اوروبوروس.
کریس: فکر کنم همون چیزیه که تیم آلفا رو از بین برده!
کریس و شوا با کلتاشون به هیولا شلیک میکنن.هیولا ناگهان یه شاخک رو به سمتشون پرتاب میکنه،اما اونا موفق میشن جاخالی بدن.
{گیم پلی}
کریس وشوا برمیگردن و به سمت اتاقی که کوره توشه,میدون.هیولا اونا رو تا داخل دنبال می کنه،و درست وقتی که وارد میشه در میاد پایین و قفل میشه.کریس وشوا با استفاده از چند سیلندر گاز قابل انفجاری که اونجاس تا جایی که می تونن به هیولا صدمه وارد میکنن.اونا موفق میشن که با بستن درها و روشن کردن کوره،هیولا رو در کوره به دام بندازن.
{CUTSCENE}
هیولا کشته میشه.اون میفته و ذوب میشه و چیزی ازش نمیمونه. در باز میشه و میره بالا.
{گیم پلی}
کریس و شوا از اتاق خارج میشن،میرن به جایی که قصد داشتن برن و سوار یه آسانسور میشن.
CUTSCENE #12 - انبار
آسانسور میره بالا،در انبار متروکه ای می ایسته.یه دوربین امنیتی رو میبینیم که داره کریس و شوا رو تو این انبار نشون میده.یه نفر داره اونا رو تو لپ تاپی که لوگوی ترایسل روشه،تماشا میکنه.معلوم میشه که ریکاردو ایروینگه،که با BIRD LADY توی یه ون قرمز قرار داره.در همین حال،کریس و شوا کنار جیپ هایی هستن که قبلا تو بازی دیدیم.
کریس: پیداش کردم.
شوا: اون چیز چی بود؟
کریس لپ تاپ رو باز می کنه،اطلاعاتی رو که دی چنت تو یه دیسک بهش داده بود رو منتقل می کنه.
کریس: یه B.O.W.آشغالی که ایروینگ میخواست مارو باهاش گرفتار کنه. (در حال تایپ رو لپ تاپ) دارم درباره ی چیزی فکر میکنم که این کار رو با تیم آلفا کرد...فکر کنم ما خوش شانسیم که هنوز داریم نفس میکشیم.
شوا: تنها در صورتی که بتونیم هر چه زود تر به اونجا برسیم.
کریس: اگه این کارو کرده بودیم،شاید ما هم الان مرده بودیم.(در بیسیم) از کریس به مرکز،صدامو دارید؟
مرکز(بیسیم): مرکز صحبت میکنه.کارتون عالی بود.فورا اطلاعات رو تجزیه و تحلیل خواهیم کرد.
کریس: کل این شهر به فنا رفته.مردم اینجا مثل اون گاندوهایی که تو گزارش کندی مشروح شده بودن،دارن رفتار میکنن،و از اونم اونورتر،یه چیز جدیدی هست،یه چیزی که قبلا باهاش مواجه نشدیم.
شوا: وسیله ی نقلیمون هم از بین رفته.درخواست بروزرسانی ماموریت.
مرکز: ماموریت سر جاشه.گرفتن ایروینگ اولویت اصلیتونه.معتقدیم که اون ممکنه به معادنی که اون طرف ایستگاه قطار قرار دارن،فرار کرده باشه.
کریس: صبر کن،ما دوتا تنها بازمانده ها هستیم،شما از ما میخواید که تنهایی بریم اونجا؟!
مرکز: تیم دلتا اعزام شده و تو راهند.اونا شما رو تو پیدا کردن و دستگیر کردن ایروینگ کمک میکنن.
شوا: اما صبر کن،ما نمی تونیم.
مرکز: تکرار میکنم ماموریتتون سرجاشه.ما نمی تونیم بهش اجازه بدیم که فرار کنه.برید به معادنی که اونور ایستگاهه.تمام.
شوا: این احمقانه است!
کریس: تا حالا این حس رو داشتی که جونت برای کسی مهم نیست؟
اونا همدیگه رو با ناامیدی وهمدردی نگاه میکنن.
Chapter 2-1
انبار
{گیم پلی}
کریس و شوا یه MP5 تو این انبار پیدا میکنن.اونا میرن بیرون،از بین کانتینرهای کشتیرانی پیچ در پیچ حرکت میکنن و مین ها و ماجینی هایی که می بینن رو از بین میبرن.در حین عبور اونا با گروهی از سگ هایی که به پلاگا آلوده شده اند (Adjule) و همچنین ماجینی بزرگتر و عضلانی تری مواجه میشن.اونا با همکاری هم یه دروازه ی بزرگ رو باز میکنن و به سمت یه پل مخروبه حرکت میکنن.
{CUTSCENE}
ناگهان یه کامیون بزرگ بر روی پل به حرکت درمیاد،بوقش صدای بلندی داره ایجاد میکنه و اون دوتا رو تهدید به زیر گرفتن میکنه.
{گیم پلی}
کریس و شوا با شلیک به بشکه های قابل انفجار موفق میشن که کامیون رو متوقف کنن و گروهی از ماجینی ها رو از بین ببرن.
اونا میرن پایین داخل یه فاضلاب،مورد حمله ی گروهی از Adjuleها قرار میگیرن،اما موفق میشن که به بیرون برگردن.روی زمین خیس چندین جسد پراکنده شده.
شوا: خدای من...
یکی از مرده ها ناگهان با درد تکون میخوره.
کریس: یه چیزی داره میاد!مواظب باش!
ناگهان،چندین هیولای کوچک پرنده,Kipepeo،از جسد ها بیرون میان،در هوا پرواز میکنن تا به کریس و شوا حمله کنن.بعد از نابودی Kipepeoها،اونا قفل یه در رو میشکنن و به سمت روستای کنار رودخانه حرکت میکنن،اونجا متروکه است.اونا داخل یکی از خونه ها یه جسد رو پیدا میکنن که از سقف آویزون شده.اونا یه کلید رو از این جسد بر میدارن.
یه گروه ماجینی از پشت بام ها به قصد جان آنها پایین میپرن.
{گیم پلی}
کریس و شوا با گروه ماجینی ها مبارزه میکنن.اونا با استفاده از کلید،دری رو باز میکنن که به یه اسکله ی چوبی و یه کشتی منجر میشه.
{CUTSCENE}
یه هلیکوپتر که توسط کرک خلبانی میشه تو آسمون ظاهر میشه.
کرک (پشت بیسیم) : شما دوتا حالتون خوبه؟
{گیم پلی}
کرک: مرکز من رو برای پشتیبانی شما فرستاده.اون پایین وضعیت نگران کننده است.پس مواظب باشید.
شوا: دریافت شد.ممنون،کرک.
کریس: واو،فکر نمیکردم مرکز واقعا اهمیت بده.
زمان بندی عالیه وقتی که چند ماجینی هجوم میارن.خوشبختانه هلی کوپتر پشتیبانی موشکی رو فراهم میکنه.وقتی که اونا وارد ساختمونی میشن که S75،یه تفنگ،bolt-action ،رو پیدا میکنن،هلی کوپتر در بالا منتظر می مونه.
کرک: اون پایین با احتیاط رفتار کنید!شما تقریبا نزدیک ایستگاه هستید.
کریس وشوا به طرف محل بعدی حرکت میکنن،یه روستای کلبه ای.یکی از ساختمونایی که اونا واردش میشن،لکه های خون و جمجمه هایی داخلشه.
{CUTSCENE}
وقتی که هلی کوپتره کرک در حاله سقوطه آسمون با Kipepeo ها خال خالی میشه،هلی کوپتر داره به شدت دود می کنه.
کرک: اونا دیگه چه کوفتین؟!از متیسون به مرکز،من مورد حمله ی B.O.Wهای پرنده قرار گرفتم!
{گیم پلی}
کرک: دارم قدرت موتور از دست میدم!اوه لعنتی!کنترل از دستم خارج شده!من دارم سقوط میکنم!هشدار!هشدار!
کریس: کرک!چه اتفاقی داره میفته؟!بیا رو خط!کرک!
کریس وشوا چند Kipepeo که دارن میان بهشون حمله کنن رو دفع میکنن.شوا به کمک کریس به طبقه ی بالاتر یه ساختمونی که به شدت آسیب دیده، میره.کرک تو بیسیم داره با درد و ترس فریاد میزنه که بیسیمش با یه انفجار ناگهانی قطع میشه.
مرکز(پشت بیسیم): مرکز صحبت میکنه.هلی کوپتر سقوط کرده.همه ی واحد های نزدیک به طرف محل سقوط حرکت کنید.تکرار میکنم،همه ی واحد های نزدیک به طرف محل سقوط حرکت کنید.
شوا تعدادی از دشمن ها که نزدیک مجتمع هستن رو میکشه و چند شلیک پوششی رو هم برای کریس،در مقابل حملات ماجینی ها در زمین،انجام میده.با ورود به مجتمع،اون دو تا متوجه میشن که در جلویی که به اون طرف راه داره,از بیرون قفل شده.کریس به شوا کمک میکنه که به مجتمع مجاور بپره تا در رو باز کنه.اونجا پر از ماجینیه،اما شوا،به کمک شلیک های پوششی کریس،موفق میشه که به پایین برسه.
بعد از کشتن گروهی از ماجینی ها،اونا از پله ها به طرف محل بعدی بالا میرن.
CUTSCENE #13 - ماجینی ارّه برقی
وقتی که کریس و شوا از پله ها به سمت دری که به محل بعدی میره،بالا میرن،یه ماجینی که یه کیسه ی پارچه ای رو سرش پوشیده با یه ارّه برقی از راه میرسه.ارّه اش رو روشن میکنه،قفل در رو میبره و بعد اون رو با لگد باز میکنه.
{گیم پلی}
کریس وشوا الان با ماجینی ارّه برقی و گروهی از ماجینی های عادی دیگه مبارزه میکنن.بعد از یه مبارزه ی طولانی در سراسر مجتمع،ماجینی ارّه برقی میمیره،و اون دو تا یه کلید رو از بدنش برمیدارن.سپس ماجینی ارّه برقی دوباره زنده میشه،ارّه برقیش رو وحشیانه حرکت میده و دیوانه وار میخنده.کریس وشوا،با حفظ فاصله،اون رو میکشن،بعد به کوچه ای که قصد داشتن برن،میرن.وقتی که اونا به حرکت تو روستای کلبه ای ادامه میدن،در راه از کلید برای باز کردن یه در استفاده میکنن.قبل از یه در کشویی،اونا میتونن دود رو از محل سقوط ببینن.
CUTSCENE #14 - به طرف محل سقوط
کریس و شوا در رو باز میکنن و به طرف محل سقوط میدون که هلی کوپتر رو در آتش میبینن.
شوا(سرش رو میچرخونه): اوه خدای من.
کرک مرده،به یه هرم آتشین لاستیک ها وصل شده.یه گله کلاغ در آسمان به طور تهدید آمیزی می چرخن.وقتی که کریس و شوا ناامیدانه به اطراف نگاه میکنن،صدای یه موتور رو میشنویم که داره نزدیک میشه.ناگهان یه ماجینی موتور سوار از روی یه دیوار میپره،یه زنجیر بزرگ رو دورش میچرخونه.او اون رو به شوا میزنه.
کریس: مراقب باش!
کریس،شوا رو از زنجیر به دور پرت میکنه،اما زنجیر دور مچ پاش قلاب میشه و او توسط موتور کشیده میشه.
شوا با یه هدف گیری دقیق،به زنجیر شلیک میکنه،کریس آزاد میشه.او غلت میخوره و متوقف میشه و تلاش میکنه تا رو پاهاش بایسته،از نفس افتاده.ماجینی ترمز میکنه,به اطراف میچرخه.آرواره ها با یه غرش غیر انسانی از دهنش میان بیرون. ماجینی های بیشتری از روی دیوار ها میپرن،دور اون دوتا میچرخن.سرانجام دو موتور به سمت کریس و شوا خیز برمیدارن،که اونا موفق میشن از یه سرنوشت سخت جاخالی بدن.وقتی که اونا دور میزنن تا کریس شوا رو زیر بگیرن،یکی از ماجینی ها هدشات میشه.یه تک تیرانداز روی پشت بومه،داره ماجینی ها رو میکشه.یکی از موتور سوارها یه جسد رو زیر میگیره،پرت میشه و تو یه تیر آهن فرو میره.در حالی که دیگری با یه شلیک به باک موتورش،در یه انفنجار کشته میشه.تیم دلتا وارد صحنه میشه،و اونا وارد خونه ها میشن.
CUTSCENE #15 - وعده گاه
کریس ردفیلد: مرد،از دیدن شما پسرا خوشحالم.
کاپیتان جاش استون: تیم دلتا،کاپیتان استون.
کریس: کریس ردفیلد.
جاش: شوا.
شوا: ممنون جاش.یکی طلبت.
کریس: شماها همدیگرو میشناسید.
شوا: من زیر نظر جاش آموزش دیدم.هر چیزی رو که میدونم اون بهم یاد داده.
جاش: شوا خواهر کوچولوی تیم شد.شوا الان،تو باید به جستجوت برای ایروینگ ادامه بدی.طبق اطلاعاتی که ما از هارد درایو دریافت کردیم،معتقدیم که اون به یه منطقه ی معدنی رفته.این تو اطلاعات بیشتری هست.(یه فلش به کریس میده) ما بعد از این که کارمون اینجا تموم شد میایم دنبالتون.و بیسیماتون رو دم دست نگه دارید.
شوا: ممنون جاش.
تیم دلتا میره.کریس PDAش رو در میاره و فلش رو بهش وصل میکنه.چند دکمه رو فشار میده،او یه عکس از همکار قدیمیش،جیل,پیدا میکنه.
کریس: جیل...
کریس یه فلشبک زودگذر از رو به رو شدنشون با وسکر یادش میاد،روبه رو شدنی که در اون جیل جونش رو از دست داد.
شوا: کریس،حالت خوبه؟
کریس: این عکس،این...فراموشش کن،چیزی نیست.بیا حرکت کنیم.
chapter 2-2
ایستگاه قطار
{گیم پلی}
کریس: شوا، تو میدونی معادن کجان؟
شوا: بعد از این ایستگاه. از اینجا خیلی دور نیست. دنبالم بیا.
اون دوتا از میان ایستگاه قطار حرکت میکنن، که گروهی از Adjuleها بهشون حمله میکنن. اونا از چند مانع عبور کرده و با بالا رفتن از ماشین های ریلی و ورود به یه آسانسور به طرف معدن میرن.
{CUTSCENE}
کریس و شوا با آسانسور میرن پایین.
{گیم پلی}
معدن خیلی تاریک به نظر میرسه. یه چراغ رو زمینه،اما اون خیلی بزرگه و کسی که اون رو حمل کنه نمی تونه از اسلحش استفاده کنه.
شوا: من چراغ رو برمیدارم. نزدیک من بمون.
اونا تو معدن قدم میزنن تا این که به یه دوراهی میرسن. سمت راست به بن بست ختم میشه، پس اونا از سمت چپ به حرکتشون ادامه میدن. وقتی که به قسمتی که تا زانو آب داره میرسن، مورد حمله ی گروهی از ماجینی ها قرار میگیرن، که کریس موفق میشه از پسشون بربیاد. وقتی که اونا به یه قسمت روشن تونل میرسن، یه گروه ماجینی دیگه بهشون حمله میکنن. سرانجام اونا موفق میشن که به چراغی که انتهای تونله و بالای یه در بسته روشنه، برسن. اونجا یه اهرم هست که در رو باز میکنه.
شوا: من بازش میکنم. تو برو جلو.
شوا در رو باز میکنه، کریس از در عبور میکنه و وارد یه تالار بزرگ میشه و اهرمی که اونجاست رو می چرخونه تا در رو واسه شوا باز کنه. در حالی که او این کار رو میکنه، شوا ماجینی هایی رو که دارن بهش حمله می کنن رو می کشه. وقتی که اونا تو تالار دوباره به هم ملحق میشن، ماجینی های بیشتری به مبارزه می پیوندن. اون دو تا موفق میشن که ماجینی ها رو از بین ببرن، بعد میرن طبقه ی بالا.
{CUTSCENE}
کریس و شوا با یه آسانسور میرن بالا.
{گیم پلی}
اونا الان درست بیرون یه ساختمون هستن. در ساختمون تو طبقه ی دوم قرار داره و فقط از راه پله قابل دسترس است.
CUTSCENE #16 - فرار بزرگ ایروینگ
کریس و شوا از پله ها بالا میرن، سپس از در به داخل هجوم میبرن. ایروینگ اونجاست، و سریع چیزی که داشت نگاه میکرد رو مخفی میکنه و یه کلت بیرون میکشه.
کریس: بی حرکت!
ایروینگ: اوه لعنتی!
کریس و شوا کلتاشون رو به سمتش نشونه میرن و برعکس.
شوا: پس تو باید ایروینگ باشی؟
ایروینگ: واو، خیلی باهوشی، اینطور نیست؟
شوا: جریان رو شوخی گرفتی؟ تو هم دقیقا مثل همه ی تروریست های آشغال دیگه هستی.
ایروینگ: اوه من مثل اونا نیستم! من یه تاجر با استاندار هستم.
کریس: اسلحت رو بنداز.
ایروینگ: یا...چطوره تو اسلحت رو بندازی.
وقتی که اونا اسلحه هاشون رو به طرف همدیگه نشونه رفتن، یه نارنجک دودزا از پنجره به داخل اتاق می افته. کریس و شوا شیرجه میرن رو زمین تا از هر گونه تله ای دوری کنن. درست بعد از اون، BIRD LADY از پنجره به داخل میپره، ایروینگ رو میگیره.
BIRD LADY: عجله کن!
ایروینگ: احمق ها!
BIRD LADY از پنجره میپره بیرون، در حالی که هنوز ایروینگ تو بغلشه.
کریس: لعنتی!
اونا میدون و پشت پنجره پناه میگیرن، بیرون رو نگاه میکنن، اما کسی رو نمی بینن.
کریس: عالی شد.
شوا: به نظر می رسه ایروینگ یه همکار داره.
کریس: اینجا باید یه چیزی باشه که اون نمی خواست ما ببینیم.
اون میره به سمت میز و یه پوشه رو باز میکنه.
شوا: اون چیه؟
کریس: اینو نگاه کن.
او یه نقشه رو به شوا نشون میده که ایروینگ روش، منطقه های نفتی تو مرداب رو با رنگ قرمز علامت گذاری کرده.
شوا: منطقه ی نفتی...اون تو مردابه!
{گیم پلی}
کریس (در بیسیم ) : تیم دلتا،کریس صحبت میکنه. ما محل ایروینگ رو پیدا کردیم، اما اون فرار کرد.
جاش (در بیسیم) : می دونید کجا رفت؟
کریس: فکر میکنیم اون داره به یه منطقه ی نفتی تو مرداب حرکت میکنه.
جاش: بسیار خوب، الان دارم یه نفر رو دنبالش میفرستم. من به شما دوتا واسه مسدود کردن این راه نیاز دارم.
کریس: دریافت شد.
داخل یکی از قفسه های این اتاق یه،Dragunov SVD،هست.چندین ماجینی بیرون هستن، یکی از اونا پشت یه مسلسل وایساده. بعد از نابود کردن آن ها، اونا از یه نردبون بلند بالا میرن، ماجینی های بیشتری رو میکشن و میپرن پایین، توی یه جاده ی مارپیچ.
{CUTSCENE}
جاده ی پیش رو طولانی و مارپیچه.
{گیم پلی}
در کنار جاده یه نردبون شکسته هست.
شوا: تو رو از اون بالا پوشش میدم! برام قلاب بگیر!
کریس واسه شوا قلاب میگیره، در حالی که راه طولانی ای پیش روشه. چند ماجینی دارن دینامیت پرت میکنن تا مشکل رو پیچیده تر کنن. اونا موفق میشن که تا بالا پیشروی کنن. بعد از کشتن همه ی دشمنان، اونا متوجه میشن که یه ظرف زباله ی بزرگ راه رو مسدود کرده. کریس سعی میکنه که اونو هل بده، اما واسه یه نفر خیلی سنگینه.
شوا: این خیلی سنگینه، بزار کمکت کنم.
{CUTSCENE}
ظرف زباله سقوط میکنه تو پرتگاه، راه باز میشه.
{گیم پلی}
کریس و شوا به راهشون ادامه میدن.
CUTSCENE #17 - ترور از بالا
وقتی که کریس و شوا به جلو میدون، یه دسته خفاش رو آشفته میکنن، که به طرف آسمان به پرواز درمیان. اون دو تا می ایستن، بالا رو نگاه میکنن تا یه تن خفاش رو که در آسمون دارن پرواز میکنن، ببینن.
صدای بوق یه کامیون در میاد، و یه کامیون از گوشه داره نزدیک میشه. بدبختانه، خیلی سریع دور میزنه، با دیوار برخورد میکنه و به پهلو می چرخه. کریس و شوا به کامیون نزدیک میشن، که به نظر میرسه به شدت زره پوش باشه.
راننده مرده.
ناگهان در پشتی کامیون باز میشه، یه هیولای بزرگ و خفاش مانند معلوم میشه، POPOKARIMU، اون میره روی کامیون،یه دم بزرگ و چاق شبیه به دم یه Kipepeo و چهار بال دیده میشه.
کریس: اون چیه؟
POPOKARIMUیه غرش میکنه، بعد میره به آسمون، بالا سر کریس و شوا نسبتا ناشیانه بال میزنه.
{گیم پلی}
شوا: نمی دونم اون چیز چیه، اما مطمئنم که ایروینگ مسئوله.
به نظر نمی رسه که پرواز قدرت POPOKARIMU باشه، بنابراین اون میشینه رو زمین و شروع به دنبال کردن کریس و شوا میکنه، دمش مثل دم یه عقرب بالا میاد.
شوا: ما باید بین خودمون به دام بندازیمش! عقب با من!
کریس به عنوان طعمه میدوه، در حالی که شوا از پشت به آرامی حرکت میکنه و به یه قسمت صورتی رنگ و گوشتی در پشت دم POPOKARIMU شلیک میکنه. به نظر می رسه که یه نقطه ی نسبتا حساس باشه.
شوا: این از حرکت نخواهد ایستاد! کاری که میتونیم بکنیم اینه که سرعتش رو کم کنیم!
خوشبختانه، اطراف اونجا چندین مین رو زمین هست. اون دو تا موفق میشن که اونو با مین ها به دام بندازن. انفجار، POPOKARIMU رو، رو زمین میندازه، و کریس و شوا به نقطه ضعفش شلیک میکنن. وقتی که اون پا میشه، اونا این روند رو چند بار تکرار میکنن، در نهایت به شدت زخمیش میکنن.
CUTSCENE #18 - بیداری!
POPOKARIMU یه فریاد مرگ بار میزنه، بعد ناگهان خودش رو با بال هاش به سمت هوا حرکت میده. در اطراف بال میزنه که به سمت کریس و شوا غوطه ور شه.
اما کریس با کلتش سریع سه بار به طرف هیولا شلیک میکنه، سرانجام میکشتش.
POPOKARIMU سقوط میکنه رو کامیون و به همراه کامیون با هم سقوط میکنن تو دره. وقتی که کامیون با زمین برخورد میکنه، منفجر میشه، POPOKARIMUی در حال سقوط رو در خود غرق میکنه. کریس و شوا به طرف صخره ها نگاه میکنن که یه جیپ BSAA که رانندش دیو جانسونه، از گوشه نزدیک میشه.
دیو جانسون: کریس! شوا! سوار شید!
جیپ دور میزنه، و کریس و شوا تو عقب ماشین جاشون خوشه. جیپ دور میشه
Chapter 2-3
ساوانا
{CUTSCENE}
دیو: درباره ی ایروینگ شنیدم. بدشانسی.
شوا: آره،اما فرصت های دیگه ای هم وجود خواهد داشت. (در بیسیم) از شوا به مرکز.
مرکز: مرکز صحبت می کنه. وضعیتتون چیه؟
شوا: یه احتمال خیلی قوی وجود داره که ایروینگ تو راهه یه منطقه ی نفتی تو مردابه. ما الان داریم دوباره به تیم دلتا ملحق میشیم و به اونجا میریم.
مرکز: فهمیدم.
از دور، ماجینی های موتورسوار دیده میشن، آماده ی تعقیب جیپ هستن.
کریس: اَه، مهمون داریم!
شوا: اونا متوقف نمی شن، مگه نه؟
{گیم پلی}
کریس پشت مسلسل بالاییه (که به نظر می رسه یه PKM باشه)، در حالی که شوا مسلسل پایینی رو دستش گرفته. اونا موتورهایی رو که دارن دنبالشون میکنن رو از بین میبرن.
کریس: هر کاری رو که باید بکنی، بکن تا متوقفشون کنی!اما زیاده روی نکن مگر نه تفنگت جوش میاره! اگه این اتفاق بیفته، تا زمانی که تفنگامون خنک بشن، ما هدف آسونی واسشون خواهیم شد.
دیو: ما اون جلو چند تا پیچ تند داریم! سفت بچسبید!
وقتی که کریس و شوا خودشون رو محکم میگیرن، جیپ عملا جلوی ضربه ها بی اراده است. بعد از درست شدن، کریس و شوا به متوقف کردن موتورها ادامه میدن و کامیون های پر از ماجینی به سمتشون میان.
جاش (از طریق بیسیم) : کاپیتان استون از تیم دلتا صحبت میکنه. من تازه پیغام رو از مرکز دریافت کردم.براساس اطلاعات دریافتی شما از اون هارد درایو، بیشتر مردم روستا به انگلی که به عنوان لاس پلاگاس شناخته شده، آلوده شده اند. اطلاعات، آلوده شده ها رو ماجینی ذکر کرده.
کریس: این چه ربطی به اروبوروس داره؟
جاش: منو گیر انداختی! اونا نگفتن.
کریس: به نظر میرسه تنها راهمون واسه گرفتن جواب ایروینگه.
دیو: اینجا پر از دست اندازه! سفت بچسبید!
وقتی که کریس و شوا خودشون رو محکم میگیرن، جیپ یه پرش کوچک از روی یه دست انداز بزرگ میکنه، بعد از مسافت کوتاهی دوباره پیچ های بیشتری شروع میشن.
دیو: ما اون جلو چند تا پیچ تند داریم! سفت بچسبید!
یه بار دیگه ماشین از پیچ ها عبور میکنه.
جاش (از طریق بیسیم) : ما مورد حمله قرار گرفتیم! تعدادشون بیشتر از اونه که از پسش بر بیایم.
مرکز: گروه پشتیبانی تو راهه. موقعیتت رو حفظ کن تا اونا برسن. تکرار میکنم، موقعیتت رو حفظ کن!
دیو: بیا سرعتمون رو زیاد کنیم.
وقتی که اونا با سرعت به جلو می رونن، منظره دلنواز تر و سرسبز تر میشه، تا این که اونا ترمز میکنن و می ایستن و یه مانع بزرگ با کامیون و ماجینی ها می بینن.
دیو: چی...! هیچ چیز نمی تونه از اون کامیون رد بشه مگر این که شما دو تا یه کاری براش کنید!
کریس و شوا به کمک چند بشکه ی قابل انفجار، موفق میشن موانع رو از بین ببرن و کامیونی که راه رو بسته بود رو منفجر کنن.
دیو: عالی بود!
پلی که اونا دارن ازش عبور میکنن، نشون میده که دارن وارد محدوده ی شهر میشن. وقتی که اونا برمیگردن،متوجه یه کامیون بزرگ میشن که درست کنارشونه، داره سعی میکنه اونا رو از بین ببره.
دیو: اون داره سعی می
ایستگاه غیر نظامی
CUTSCENE #01 -به آفریقا خوش اومدی!
بازی با BIRD LADY شروع میشه که تو اتاقی تاریک جلوی مردی که زانو زده,در حال قدم زدنه.این صحنه قطع می شه و دو جیپ رو نشون میده که در جاده ای در حال حرکتن.
مردی که زانو زده ناگهان دست زن را میگیره و نگه میداره , درد زیادی داره و چشماش به آهستگی سیاه میشن.دوباره صحنه قطع میشه و جیپ ها رو نشون میده که حالا دیگه ایستاده ان.چندین سرباز از جیپ ها پیاده میشن.
سرباز: حرکت کن!حرکت کن!
صحنه قطع میشه , BIRD LADY به چنگ زدن مرد بی اعتنایی می کنه , دستش رو میکشه و ازش دورمیشه.زالوهای سیاه متعددی از بدن مرد بیرون میان.
صحنه قطع میشه و دوباره سرباز ها رو نشون میده.یکی از سربازا ,کاپتان دیچنت, با بیسیم صحبت میکنه.
کاپتان دیچنت : کاپتان دیچنت صحبت میکنه.ما مسیر زیرزمینی رو تا مختصات پاکسازی کردیم.
دو سرباز در بزرگی رو میکشن و میبندنش.صحنه عوض میشه و یک جیپ تنهایی رو نشون میده که در جاده ای خاکی در ساوانای آفریقایی در حال حرکته و میبینیم که کریس ردفیلد در حال روندن اونه.
کریس: باید حدس میزدم اینطوری میشه.بعد از سقوط شرکت آمبرلا طول زیادی نکشید که سلاح های بیولوژیکیشون تو دست تروریست ها تمام شود.
جیپ تا روستایی کلبه ای پیشروی میکنه.وقتی که جیپ از درون روستا عبور می کنه ,قسمت هایی از روستا رو میبینیم.
کریس: دوره ی جدید بیوتروریسم که بر کشور های آسیب پذیر نازل شده , تعادل قدرت رو در سرتاسر منطقه داره تغییر میده.ترس زودهنگام مردم مناطق بی ثبات از فاجعه ی دیگه ای مثل شهر راکون اجتناب ناپذیر بود.وقتی که ترس و وحشت پخش شد ,دولت های جهان به کنسرسیوم دارویی جهانی روی آوردند که واحد ضد بیوتروریستیه BSAA رو تشکیل داد.عاملان BSAA برای نفوذ و خنثی کردن نقاط مهم ساخت سلاح بیولوژیکی و بازگرداندن امنیت و ثبات به مناطق مختلف در سراسر جهان ,اعزام شدن.
کریس از ماشینش پیاده شده و داره چیزی رو از صندلی عقب برمیداره که یه زن آفریقایی,شوا الومر,میاد به سمتش
شوا: به آفریقا خوش اومدی! اسم من شوا الومره.
کریس: کریس ردفیلد.
شوا: شهرتتون همه جا پیچیده , آقای ردفیلد.این یه افتخاره.
کریس: کریس صدام کن , ممنون , پس تا مقصد همراهم خواهی شد؟
شوا: بله,از زمان تغییر در دولت تنش ها و بحران ها دارن زیاد میشن.
کریس: شرط میبندم همونطوره.اینتل میگه که این یه بهشت واسه تروریستاست.
شوا: و اونا از دیدن یه آمریکایی خوشحال نخواهند شد,از اعضای BSAA یا غیر از اون.به خاطر همینه که من همکارتم.کمک کن آرومشون کنیم.
کریس: مطمئنم که کارتو خوب انجام میدی.
شوا میچرخه و دور میشه.
کریس(با خودش) : همکار...
در یه فلشبک کوتاه,قبر همکار سابقش رو میبینیم ,جیل ولنتاین ,که دوسال پیش مرده.شوا سرش رو برمی گردونه و متوجه میشه که کریس به جایی خیره شده.
شوا: حالت خوبه؟
کریس: آره ,متاسفم چیزی نیست ,بزن بریم.
شوا و کریس به سمت دروازه روستا قدم میزنن.
کریس: تلفات در طول سال های طولانی ای که مبارزه کرده ام ,به زیاد شدن ادامه میدن.بیشتر و بیشتر با خودم فکر میکنم که آیا همه اینا ارزش جنگیدن رو داره یا نه.شاید یه روز بفهمم.
وقتی که اون دوتا به دروازه نزدیک میشن ,یه نگهبان میاد جلو که راه رو ببنده.
نگهبان: هی!هی!(به زبان آفریقایی صحبت میکنه)
اون دوتا جلوی اون وایمیسن و ناگهان نگهبان دستش رو روی بدن شوا میکشه ,شوا دست اونو هل میده و از خودش دور میکنه.
شوا: مجبور نیستی حساس بشی.
شوا مقداری پول به نگهبان میده و نگهبان میذاره که رد بشن.
شوا: بریم.
کریس: یه چیزی هست که میدونم.یه کاری دارم که باید انجامش بدم و قصد دارم انجامش بدم.
{گیم پلی}
کرک متیسون(پشت بیسیم): کرک صحبت میکنه.کریس ,شوا ,صدامو دارید؟
کریس : کریس صحبت میکنه,صدات میاد بلند و واضح ,کرک.
شوا: بله صداتو داریم.
کرک: یه معامله اسلحه های بازار سیاه داره توی کیجوجو انجام میشه.ایروینگ اونجا خواهد بود.تیم آلفا در حال حاضر به منطقه نفوذ کرده و شما به عنوان نیروی پشتیبانی میرید.با رابطتون تو قصابی ملاقات کنید.اونجا میتونید مسلح بشید و از ماموریتتون مطلع بشید.مواظب خودتون باشید.
کریس: دریافت شد.
شوا: دریافت شد,تمام.
وقتی که گفت و گو ادامه پیدا میکنه ,یک درگیری درحال وقوعه.وقتی که کریس وشوا نزدیک میشن روستایی ها دست نگه میدارن.
CUTSCENE #02-اتفاق سحرآمیز
کریس و شوا تا ساختمان قدیمی ای که اسمش Corner Pyany Butchery ه پیشروی میکنن, از دور رادیویی به طور دیوانه وار ور ور میکنه . کریس وشوا متوجه میشن که روستا به طور ناگهانی خلوت شده.
{گیم پلی}
کریس و شوا تا قصابی پیشروی میکنن.در رو باز میکنن تا رابطشون ,رینارد فیشر ,رو داخلش ببینن.
CUTSCENE #03 -قصاب بخش اول
فیشر: خوبه , هردوتون اینجایید , بیایید.
در کشتارگاه رو باز میکنه.
فیشر: شما دوتا , از این ور , این ممکنه به خاطر دولت جدید باشه اما مردم اطراف اینجا یه مقدار عصبی هستن.شما باید اون چیزی رو که به خاطر انجام دادنش اومدید انجام بدید و برید خونتون.
کریس: آره اونا واقعا فرش قرمز رو واسه ما آمریکایی ها پهن کردن.
فیشر: من اینجا برای شما اسلحه دارم.بررسیشون کنید.
به یه کیف اشاره میکنه
{گیم پلی}
فیشر: سلاحاتون رو بردارید.عملیات شروع شده.
کریس کیف رو باز میکنه و یه Beretta M92F پیدا میکنه.
CUTSCENE #04 - قصاب:بخش 2
اون دو تا مسلح شده ان .شوا خشاب کلتش رو جا میندازه.بعد میچرخه تا با فیشر صحبت کنه.
شوا:مختصات مقصد؟
فیشر: برید جلوی میدون شهر, اونجا رو بررسی کنید , تیم آلفا تو محل معامله منتظره.
شوا: خوبه.
فیشر: درباره ی اوروبوروس چی میدونی؟
کریس: بیشترش درحد شایعاته ...چیزایی درمورد یه پروژه ی رستاخیز.
فیشر: رستاخیز تقریبا درست به نظر میرسه و ظاهرا شایعه نیست.
شوا: داری شوخی میکنی ,درسته؟
فیشر: شما باید مردی رو به اسم ایروینگ پیدا کنید ,اون تنها سرنخ ماست.
اون میچرخه و میره اما بعد می ایسته تا قبل از این که قصابی رو ترک کنه .یه مقدار نصیحت کنه
فیشر: و اون بیرون مراقب باشید,
{گیم پلی}
کریس و شوا با هم قصابی رو بررسی می کنن.
کریس: یادت باشه ما یه تیم هستیم.هر اتفاقی افتاد با هم میمونیم.
شوا: نگران نباش من ممکنه به اندازه ی تو بزرگ نباشم اما هنوز میتونم مواظب خودم باشم.
یه گاو مرده زیر نور آفتابه ,یه میخ تو بدنش گیر کرده, چندین کلاغ هیولامانند دور جسدش هستن.
{گیم پلی}
کریس و شوا متوجه میشن که بدن گاو هنوز گرمه.میرن تو اتاقی که نزدیک لاشه اس اونا چندین جمجمه میبینن که روی قفسه ای قرار دارن.در اتاق بعدی رو باز میکنن و میرن داخل.اونا لاشه ی حیوان قطعه قطعه شده ی دیگه ای رو میبینن.اونا تا یه در سبز رنگ پیشروی میکنن.
CUTSCENE #05 - اولین ملاقات
کریس وشوا در رو باز میکنن.کلتاشون آماده اس, اونا دو تا مرد رو میبینن که مرد دیگه ای رو خوابوندن.یکی از مهاجمان یه توپی از شاخکها رو که در حال پیچ و تاب خودنه رو نگه داشته ,یه انگل پلاگا.فک مرد رو باز میکنه و اون چیز رو به زور میکنه تو دهنش.
کریس: بی حرکت!
از دهن مهاجم یه آرواره ی عجیبی بیرون میاد.به مامور BSAA نگاه میکنه و بعد با هم دستش از صحنه فرار میکنن.مرد مورد حمله,در حال استفراغ روی زانوهاش می ایسته .
کریس: حالت خوبه؟
کریس یه دستش رو میذاره رو شونه ی مرد اما با خشونت به عقب رانده میشه.مرد گلو و صورتش رو محکم میگیره و بعد به آسمان خیره میشه.چشماش پر از خون میشه.به آرومی و لرزان رو پاهاش می ایسته ناگهان می چرخه وبه قصد حمله به طرف مامورین میدوه.
{گیم پلی}
کریس وشوا ماجینی رو میکشن.
شوا: چه اتفاقی افتاد؟
کریس: اونا مثل زامبی هایی که تا به حال دیدم رفتار نکردن.
کریس و شوا از یه پنجره میپرن پایین
{CUTSCENE}
ناگهان ماجینی ها از جایی نامعلوم میان بیرون,از حصار بالا میان و قصد دارن حمله کنن
{گیم پلی}
کریس و شوا تا یه کوچه ای میدون و وارد یه ساختمان میشن.
{CUTSCENE}
کریس در رو میبنده و اونو قفل میکنه
{گیم پلی}
کریس: کرک,بیا رو خط ,مردم محلی حمله کردن و ما مجبور شدیم از زور استفاده کنیم.ما برای این وضعیت هیچ نقشه ی احتمالی ای نداریم ,مگه نه کرک؟
کرک: متوجه وضع مردم محلی هستم.اما دستورات شما هنوز سر جاشه.
شوا: معنیش چیه؟مرکز انتظار اینو داشت ؟
کریس وشوا به کمک هم یه در آهنی رو با لگد میارن پایین . این ساختمون یه میز برش داره که یه مغز بزرگ روشه .اونا از طریق یه راه زیر زمینی به نقطه ی مقصد میرن.
CUTSCENE #06 - مهمان نوازی
کریس و شوا وارد ساختمون میشن.سلاح ها بالا میاد ,کسی رو داخل پیدا نمی کنن .از پنجره بیرون رو نگاه میکنن ,اونا جمعیت انبوه و عصبانی رو میبینن که توسط یه مرد عینکی که یه بلنگو دستشه ,دارن تحریک میشن.در کمال تعجبِ کریس وشوا فیشر اونجاس, که چندین ماجینی اونو خوابوندن.
فیشر: تو نمیدونی داری درباره ی چی حرف میزنی... همه تون برید به جهنم.
شوا: یه دقیقه صبر کن اون...
کریس جلوی اون رو از رفتن واسه کمک میگیره , اونا جلاد رو میبینن.یه مرد غول پیکر که یه گونیه پارچه ای رو سرش گذاشته و یه تبر به اندازه ی یه ماشین کوچک داره.جلاد سر فیشر رو از تنش جدا میکنه.بیشتر به خاطر لذت جمعیت انبوه ماجینی ها .وقتی مردی که بلند گو دستشه ,سرش رو ,رو به جمعیت برمیگردونه کریس وشوا رو از پنجره میبینه و به ماجینی ها دستور میده که بهشون حمله کنن.
{گیم پلی}
کریس و شوا چندین قفسه رو هل میدن تا پنجره رو مسدود کنن ,اما تعدادی از ماجینی ها قفسه ها و در رو میشکنن و وارد میشن .
کریس: کرک ,بیا رو خط ,مردم محلی مهمان نوازن ,دروازه بسته است و ما تو تله افتادیم ,به پشتیبانی نیاز داریم و همین الان هم بهش نیاز داریم.
کرک: دریافت شد.فقط دووم بیارید ,من تو راهم.
کریس: شنیدی شوا؟کمک تو راهه.
شوا: فهمیدم ,فقط امیدوارم زود به اینجا برسه.
{CUTSCENE}
چندین ماجینی سقف رو خراب میکنن و وارد میشن, تا وضع رو بدتر کنن.
{گیم پلی}
وقتی که مبارزه تو ساختمون ادامه پیدا میکنه ,جلاد تبر غول پیکرش رو به کار میگیره و یه حفره روی دیوار ایجاد میکنه و به مبارزه می پیونده. کریس و شوا میرن بیرون تا شانس نجاتشون رو افزایش بدن.
شوا: تمومی ندارن.
کریس: مجبوریم تا کرک به اینجا برسه دووم بیاریم.
مبارزه تا خیابون اصلی,پشت بام ها و طبقه های دوم ساختمان ها ادامه پیدا میکنه .
کرک: کریس,شوا ,در چه حالی هستید؟به زودی میرسم اونجا فقط دووم بیارید.
مبارزه ادامه پیدا میکنه.کریس و شوا موفق میشن که جلاد رو بکشن.
کرک: متاسفم که منتظرتون گذاشتم.می خوام در رو از بین ببرم.یه پناه پیدا کنید.
CUTSCENE #07 -فرشته ی نگهبان
یه هلی کوپتر بالای سرشون پرواز میکنه که خلبانش کرکه
کرک: پناه بگیرید!
کریس وشوا به سرعت پناه میگیرن.سربازی که تو هلی کوپتره یه آر پی جی رو آماده می کنه و شلیک میکنه,دروازه باز میشه و چندین ماجینی رو هم از بین می بره.
Chapter 1-2
مجلس عمومی
کریس: کرک،یکی بهت بدهکاریم.
کرک (پشت بیسیم) : بعدا میتونی ازم تشکر کنی. کریس،شوا.تقریبا وقتشه که تیم آلفا از راه برسه.با عجله برید به طرف مختصات معامله.
کریس: دریافت شد.
کرک: من دارم میرم جلو.اونجا همدیگه رو میبینیم.موفق باشید!
کریس و شوا از در تخریب شده عبور میکنن و در دیگه ای رو به محل بعدی باز میکنن.
دی چنت(پشت بیسیم): متیسون،کاپیتان دی چنت صحبت می کنه!راه ما بسته شده! کرک!بیا رو خط!
{CUTSCENE}
کریس وشوا به یه نردبون شکسته میرسن که میره به طبقه ی دوم یه ساختمون.اونا متوجه میشن که دو نفری شاید بتونن از پسش بربیان.
{گیم پلی}
کریس واسه شوا قلاب میگیره.
{CUTSCENE}
ساختمون در وضعیت پوسیدگی و خرابی قرار داره.به نظر میرسه که می تونسته یه زندون بوده باشه.
{گیم پلی}
شوا میپره پایین و اون دو تا یه کوچه پیشروی میکنن تو راه یه ماجینی رو میکشن.
دی چنت(پشت بیسیم): ما دشمن ها رو مشغول کردیم!...و چی...چی اون...اون چیز؟...دردسر...به پشتیبانی نیاز دارم!لعنتی!...کمک...نمی تونم ببینم...
کرک: کاپیتان،وضعیتت چیه؟می تونی دشمن رو ببینی؟
دی چنت: نه،نه!وایسا!هیولای لعنتی! (از درد فریاد میزنه)
شوا: تیم آلفا،بیا رو خط !تیم آلفا!
کریس: دی چنت! می شنوی؟!دی چنت!
کریس و شوا از بین ساختمون ها به حرکتشون ادامه میدن و ماجینی ها رو از بین می برن.اونا یه همکاری دیگه واسه پریدن به طبقه ی بالای یه ساختمون انجام میدن تا کلید ساختمون قدیمی رو به دست بیارن.وقتی که به سمت ساختمون قدیمی پیشروی میکنن،قدرتشون رو ترکیب میکنن تا یه در آهنی دیگه رو با لگد باز کنن.
CUTSCENE #08 - فریادی برای کمک
دختر بلوند وحشت زده ای،آلیسون،از یه در به بیرون فرار میکنه.اون نرده های طبقه ی دوم رو محکم میگیره،از نفس افتاده.
آلیسون: کمک!یکی کمکم کنه!
یه ماجینی اونو میکشه و از نرده ها جدا می کنه.
آلیسون: کمک!
{گیم پلی}
کریس وشوا ساختمون قدیمی رو با کلید باز میکنن.اینجا کریس یه شاتگان به دست میاره،Ithaca M37،که به دیوار نصب شده است.
CUTSCENE #09 - دوشیزه در درد
کریس وشوا از پله ها میدون بالا تا وارد ساختمونی بشن که آلیسون رو اونجا دیده بودن.کریس به داخل ساختمون هجوم میبره و درست وقتی که آلیسون در شرف بیهوشیه،اونو میگیره.
کریس: هی،مشکل چیه؟(به شوا) مراقب باش .اونا ممکنه هنوز اینجا باشن.
آلیسون آروم آروم سرش رو بلند میکنه.
کریس: حالت خوبه؟
او ناگهان یکی از بندهای کریس رو میگیره و فک چهار شاخکی ای از دهنش بیرون میاد.قبل از اینکه بتونه کریس رو گاز بگیره ,شوا به آلیسون شلیک میکنه و حمله ی اون رو دفع میکنه.
شوا: کریس!
{گیم پلی}
کریس و شوا بهش شلیک میکنن،اما بعد یه پلاگای صد پا،Cephalo،از سرش بیرون میاد،به همه طرف تاب میخوره و سعی میکنه به کریس و شوا ضربه بزنه.در همین موقع چندین ماجینی دیگه هم به مبارزه می پیوندن. اونا موفق میشن که همشون رو بکشن.
کرک: از متیسون به مرکز.ارتباطمون رو با تیم آلفا از دست داده ایم. اونا مورد حمله ی یه دشمن ناشناس قرار گرفتن.نیروهای پشتیبان،فورا به طرف مختصات معامله حرکت کنید.
شوا: شوا صحبت میکنه. دریافت شد!
کریس: تمام!
کریس و شوا ماجینی های بیشتری رو میکشن و به سمت در محل بعدی میرن.داخل این ساختمون تاریکه.
{CUTSCENE}
این ساختمون مخروبه است.
{گیم پلی}
همه جا آوار هست،مثل این که یه جنگ اینجا اتفاق افتاده.نور خورشید از سوراخ های کوچکی که در سقف است،وارد میشه .سوراخ ایجاد شده توسط گلوله؟وقتی که اونا تا طبقه ی دوم ساختمون پیشروی میکنن ,جنازه ی یه مرد میفته رو زمین،مرده.شوا و کریس می فهمن که اون عضو تیم آلفاست.از یه نردبون میرن روی پشت بوم ،اونا با همکاری هم یه در آهنی دیگه رو با لگد باز میکنن.
CUTSCENE #10 - یه قسمت از معما
کریس: اینجا چه اتفاقی افتاده؟
اجساد تیم آلفا تو این اتاق هستن.یکی از اونا،دی چنت،هنوز تکون می خوره،اگر چه به صورت مرگباری مجروح شده. کریس میدوه به طرفش.
کریس: هی،کی این کار رو کرده؟
دی چنت: یه چیزی بهمون حمله کرد...ایروینگ...اون فرار کرد...این جزوی از نقششون بود.
کریس: نقشه...!؟
دی چنت یه سی دی به کریس میده.
کریس: این چیه؟
چیزی از پشت یه پنجره حرکت می کنه،شوا رو متعجب میکنه. اون به سرعت برمیگرده،کلتش رو آماده میکنه.
دی چنت: این اطلاعاتی در مورد معامله است... من از رایانشون دانلود کردم...تو باید اینو به مرکز برسونی.
اون میمیره.
کریس: هی...هی،دووم بیار!
شوا برمیگرده تا به اونا نگاه کنه.اونا می فهمن که اون مرده.
شوا: من یه نفر رو دیدم,اما فرار کرد...
کریس(در بیسیم): کرک،صدامو داری؟ما اطلاعات رو به دست آوردیم،اما تیم آلفا از بین رفته.ایروینگ فرار کرده.
کرک: دریافت شد.اطلاعات رو از خودرویی که تو انباره بفرست.
کریس: دریافت شد.
{گیم پلی}
کریس و شوا از اتاق خارج میشن و از راهرویی به طرف یه آسانسور میرن.
{CUTSCENE}
کریس و شوا با آسانسور میرن پایین.
{گیم پلی}
کریس و شوا تا یه جای بزرگی که یه کوره قابل مشاهده اس،پیشروی میکنن.
{CUTSCENE}
کوره روشن و در حال کار کردنه.
{گیم پلی}
اونا یه کلید پیدا میکنن.
CUTSCENE #11 - تهدید ناشناخته
درست وقتی که کریس و شوا در شرف رفتن به محل بعدی هستن،ناگهان یه توده زالوی سیاه می بینن که دارن رو سقف می خزن.اونا روی زمین می افتن،رو همدیگه انباشته میشن.
شوا: این دیگه چه کوفتیه؟
زالوها به شاخک های بزرگی گسترش پیدا میکنن،چند تا از اجساد تیم آلفا که در اون اطرافه رو در خود فرو میبرن و یه چیز مبهم انسان نمایی رو تشکیل میدن،اولین رییس اوروبوروس.
کریس: فکر کنم همون چیزیه که تیم آلفا رو از بین برده!
کریس و شوا با کلتاشون به هیولا شلیک میکنن.هیولا ناگهان یه شاخک رو به سمتشون پرتاب میکنه،اما اونا موفق میشن جاخالی بدن.
{گیم پلی}
کریس وشوا برمیگردن و به سمت اتاقی که کوره توشه,میدون.هیولا اونا رو تا داخل دنبال می کنه،و درست وقتی که وارد میشه در میاد پایین و قفل میشه.کریس وشوا با استفاده از چند سیلندر گاز قابل انفجاری که اونجاس تا جایی که می تونن به هیولا صدمه وارد میکنن.اونا موفق میشن که با بستن درها و روشن کردن کوره،هیولا رو در کوره به دام بندازن.
{CUTSCENE}
هیولا کشته میشه.اون میفته و ذوب میشه و چیزی ازش نمیمونه. در باز میشه و میره بالا.
{گیم پلی}
کریس و شوا از اتاق خارج میشن،میرن به جایی که قصد داشتن برن و سوار یه آسانسور میشن.
CUTSCENE #12 - انبار
آسانسور میره بالا،در انبار متروکه ای می ایسته.یه دوربین امنیتی رو میبینیم که داره کریس و شوا رو تو این انبار نشون میده.یه نفر داره اونا رو تو لپ تاپی که لوگوی ترایسل روشه،تماشا میکنه.معلوم میشه که ریکاردو ایروینگه،که با BIRD LADY توی یه ون قرمز قرار داره.در همین حال،کریس و شوا کنار جیپ هایی هستن که قبلا تو بازی دیدیم.
کریس: پیداش کردم.
شوا: اون چیز چی بود؟
کریس لپ تاپ رو باز می کنه،اطلاعاتی رو که دی چنت تو یه دیسک بهش داده بود رو منتقل می کنه.
کریس: یه B.O.W.آشغالی که ایروینگ میخواست مارو باهاش گرفتار کنه. (در حال تایپ رو لپ تاپ) دارم درباره ی چیزی فکر میکنم که این کار رو با تیم آلفا کرد...فکر کنم ما خوش شانسیم که هنوز داریم نفس میکشیم.
شوا: تنها در صورتی که بتونیم هر چه زود تر به اونجا برسیم.
کریس: اگه این کارو کرده بودیم،شاید ما هم الان مرده بودیم.(در بیسیم) از کریس به مرکز،صدامو دارید؟
مرکز(بیسیم): مرکز صحبت میکنه.کارتون عالی بود.فورا اطلاعات رو تجزیه و تحلیل خواهیم کرد.
کریس: کل این شهر به فنا رفته.مردم اینجا مثل اون گاندوهایی که تو گزارش کندی مشروح شده بودن،دارن رفتار میکنن،و از اونم اونورتر،یه چیز جدیدی هست،یه چیزی که قبلا باهاش مواجه نشدیم.
شوا: وسیله ی نقلیمون هم از بین رفته.درخواست بروزرسانی ماموریت.
مرکز: ماموریت سر جاشه.گرفتن ایروینگ اولویت اصلیتونه.معتقدیم که اون ممکنه به معادنی که اون طرف ایستگاه قطار قرار دارن،فرار کرده باشه.
کریس: صبر کن،ما دوتا تنها بازمانده ها هستیم،شما از ما میخواید که تنهایی بریم اونجا؟!
مرکز: تیم دلتا اعزام شده و تو راهند.اونا شما رو تو پیدا کردن و دستگیر کردن ایروینگ کمک میکنن.
شوا: اما صبر کن،ما نمی تونیم.
مرکز: تکرار میکنم ماموریتتون سرجاشه.ما نمی تونیم بهش اجازه بدیم که فرار کنه.برید به معادنی که اونور ایستگاهه.تمام.
شوا: این احمقانه است!
کریس: تا حالا این حس رو داشتی که جونت برای کسی مهم نیست؟
اونا همدیگه رو با ناامیدی وهمدردی نگاه میکنن.
Chapter 2-1
انبار
{گیم پلی}
کریس و شوا یه MP5 تو این انبار پیدا میکنن.اونا میرن بیرون،از بین کانتینرهای کشتیرانی پیچ در پیچ حرکت میکنن و مین ها و ماجینی هایی که می بینن رو از بین میبرن.در حین عبور اونا با گروهی از سگ هایی که به پلاگا آلوده شده اند (Adjule) و همچنین ماجینی بزرگتر و عضلانی تری مواجه میشن.اونا با همکاری هم یه دروازه ی بزرگ رو باز میکنن و به سمت یه پل مخروبه حرکت میکنن.
{CUTSCENE}
ناگهان یه کامیون بزرگ بر روی پل به حرکت درمیاد،بوقش صدای بلندی داره ایجاد میکنه و اون دوتا رو تهدید به زیر گرفتن میکنه.
{گیم پلی}
کریس و شوا با شلیک به بشکه های قابل انفجار موفق میشن که کامیون رو متوقف کنن و گروهی از ماجینی ها رو از بین ببرن.
اونا میرن پایین داخل یه فاضلاب،مورد حمله ی گروهی از Adjuleها قرار میگیرن،اما موفق میشن که به بیرون برگردن.روی زمین خیس چندین جسد پراکنده شده.
شوا: خدای من...
یکی از مرده ها ناگهان با درد تکون میخوره.
کریس: یه چیزی داره میاد!مواظب باش!
ناگهان،چندین هیولای کوچک پرنده,Kipepeo،از جسد ها بیرون میان،در هوا پرواز میکنن تا به کریس و شوا حمله کنن.بعد از نابودی Kipepeoها،اونا قفل یه در رو میشکنن و به سمت روستای کنار رودخانه حرکت میکنن،اونجا متروکه است.اونا داخل یکی از خونه ها یه جسد رو پیدا میکنن که از سقف آویزون شده.اونا یه کلید رو از این جسد بر میدارن.
یه گروه ماجینی از پشت بام ها به قصد جان آنها پایین میپرن.
{گیم پلی}
کریس و شوا با گروه ماجینی ها مبارزه میکنن.اونا با استفاده از کلید،دری رو باز میکنن که به یه اسکله ی چوبی و یه کشتی منجر میشه.
{CUTSCENE}
یه هلیکوپتر که توسط کرک خلبانی میشه تو آسمون ظاهر میشه.
کرک (پشت بیسیم) : شما دوتا حالتون خوبه؟
{گیم پلی}
کرک: مرکز من رو برای پشتیبانی شما فرستاده.اون پایین وضعیت نگران کننده است.پس مواظب باشید.
شوا: دریافت شد.ممنون،کرک.
کریس: واو،فکر نمیکردم مرکز واقعا اهمیت بده.
زمان بندی عالیه وقتی که چند ماجینی هجوم میارن.خوشبختانه هلی کوپتر پشتیبانی موشکی رو فراهم میکنه.وقتی که اونا وارد ساختمونی میشن که S75،یه تفنگ،bolt-action ،رو پیدا میکنن،هلی کوپتر در بالا منتظر می مونه.
کرک: اون پایین با احتیاط رفتار کنید!شما تقریبا نزدیک ایستگاه هستید.
کریس وشوا به طرف محل بعدی حرکت میکنن،یه روستای کلبه ای.یکی از ساختمونایی که اونا واردش میشن،لکه های خون و جمجمه هایی داخلشه.
{CUTSCENE}
وقتی که هلی کوپتره کرک در حاله سقوطه آسمون با Kipepeo ها خال خالی میشه،هلی کوپتر داره به شدت دود می کنه.
کرک: اونا دیگه چه کوفتین؟!از متیسون به مرکز،من مورد حمله ی B.O.Wهای پرنده قرار گرفتم!
{گیم پلی}
کرک: دارم قدرت موتور از دست میدم!اوه لعنتی!کنترل از دستم خارج شده!من دارم سقوط میکنم!هشدار!هشدار!
کریس: کرک!چه اتفاقی داره میفته؟!بیا رو خط!کرک!
کریس وشوا چند Kipepeo که دارن میان بهشون حمله کنن رو دفع میکنن.شوا به کمک کریس به طبقه ی بالاتر یه ساختمونی که به شدت آسیب دیده، میره.کرک تو بیسیم داره با درد و ترس فریاد میزنه که بیسیمش با یه انفجار ناگهانی قطع میشه.
مرکز(پشت بیسیم): مرکز صحبت میکنه.هلی کوپتر سقوط کرده.همه ی واحد های نزدیک به طرف محل سقوط حرکت کنید.تکرار میکنم،همه ی واحد های نزدیک به طرف محل سقوط حرکت کنید.
شوا تعدادی از دشمن ها که نزدیک مجتمع هستن رو میکشه و چند شلیک پوششی رو هم برای کریس،در مقابل حملات ماجینی ها در زمین،انجام میده.با ورود به مجتمع،اون دو تا متوجه میشن که در جلویی که به اون طرف راه داره,از بیرون قفل شده.کریس به شوا کمک میکنه که به مجتمع مجاور بپره تا در رو باز کنه.اونجا پر از ماجینیه،اما شوا،به کمک شلیک های پوششی کریس،موفق میشه که به پایین برسه.
بعد از کشتن گروهی از ماجینی ها،اونا از پله ها به طرف محل بعدی بالا میرن.
CUTSCENE #13 - ماجینی ارّه برقی
وقتی که کریس و شوا از پله ها به سمت دری که به محل بعدی میره،بالا میرن،یه ماجینی که یه کیسه ی پارچه ای رو سرش پوشیده با یه ارّه برقی از راه میرسه.ارّه اش رو روشن میکنه،قفل در رو میبره و بعد اون رو با لگد باز میکنه.
{گیم پلی}
کریس وشوا الان با ماجینی ارّه برقی و گروهی از ماجینی های عادی دیگه مبارزه میکنن.بعد از یه مبارزه ی طولانی در سراسر مجتمع،ماجینی ارّه برقی میمیره،و اون دو تا یه کلید رو از بدنش برمیدارن.سپس ماجینی ارّه برقی دوباره زنده میشه،ارّه برقیش رو وحشیانه حرکت میده و دیوانه وار میخنده.کریس وشوا،با حفظ فاصله،اون رو میکشن،بعد به کوچه ای که قصد داشتن برن،میرن.وقتی که اونا به حرکت تو روستای کلبه ای ادامه میدن،در راه از کلید برای باز کردن یه در استفاده میکنن.قبل از یه در کشویی،اونا میتونن دود رو از محل سقوط ببینن.
CUTSCENE #14 - به طرف محل سقوط
کریس و شوا در رو باز میکنن و به طرف محل سقوط میدون که هلی کوپتر رو در آتش میبینن.
شوا(سرش رو میچرخونه): اوه خدای من.
کرک مرده،به یه هرم آتشین لاستیک ها وصل شده.یه گله کلاغ در آسمان به طور تهدید آمیزی می چرخن.وقتی که کریس و شوا ناامیدانه به اطراف نگاه میکنن،صدای یه موتور رو میشنویم که داره نزدیک میشه.ناگهان یه ماجینی موتور سوار از روی یه دیوار میپره،یه زنجیر بزرگ رو دورش میچرخونه.او اون رو به شوا میزنه.
کریس: مراقب باش!
کریس،شوا رو از زنجیر به دور پرت میکنه،اما زنجیر دور مچ پاش قلاب میشه و او توسط موتور کشیده میشه.
شوا با یه هدف گیری دقیق،به زنجیر شلیک میکنه،کریس آزاد میشه.او غلت میخوره و متوقف میشه و تلاش میکنه تا رو پاهاش بایسته،از نفس افتاده.ماجینی ترمز میکنه,به اطراف میچرخه.آرواره ها با یه غرش غیر انسانی از دهنش میان بیرون. ماجینی های بیشتری از روی دیوار ها میپرن،دور اون دوتا میچرخن.سرانجام دو موتور به سمت کریس و شوا خیز برمیدارن،که اونا موفق میشن از یه سرنوشت سخت جاخالی بدن.وقتی که اونا دور میزنن تا کریس شوا رو زیر بگیرن،یکی از ماجینی ها هدشات میشه.یه تک تیرانداز روی پشت بومه،داره ماجینی ها رو میکشه.یکی از موتور سوارها یه جسد رو زیر میگیره،پرت میشه و تو یه تیر آهن فرو میره.در حالی که دیگری با یه شلیک به باک موتورش،در یه انفنجار کشته میشه.تیم دلتا وارد صحنه میشه،و اونا وارد خونه ها میشن.
CUTSCENE #15 - وعده گاه
کریس ردفیلد: مرد،از دیدن شما پسرا خوشحالم.
کاپیتان جاش استون: تیم دلتا،کاپیتان استون.
کریس: کریس ردفیلد.
جاش: شوا.
شوا: ممنون جاش.یکی طلبت.
کریس: شماها همدیگرو میشناسید.
شوا: من زیر نظر جاش آموزش دیدم.هر چیزی رو که میدونم اون بهم یاد داده.
جاش: شوا خواهر کوچولوی تیم شد.شوا الان،تو باید به جستجوت برای ایروینگ ادامه بدی.طبق اطلاعاتی که ما از هارد درایو دریافت کردیم،معتقدیم که اون به یه منطقه ی معدنی رفته.این تو اطلاعات بیشتری هست.(یه فلش به کریس میده) ما بعد از این که کارمون اینجا تموم شد میایم دنبالتون.و بیسیماتون رو دم دست نگه دارید.
شوا: ممنون جاش.
تیم دلتا میره.کریس PDAش رو در میاره و فلش رو بهش وصل میکنه.چند دکمه رو فشار میده،او یه عکس از همکار قدیمیش،جیل,پیدا میکنه.
کریس: جیل...
کریس یه فلشبک زودگذر از رو به رو شدنشون با وسکر یادش میاد،روبه رو شدنی که در اون جیل جونش رو از دست داد.
شوا: کریس،حالت خوبه؟
کریس: این عکس،این...فراموشش کن،چیزی نیست.بیا حرکت کنیم.
chapter 2-2
ایستگاه قطار
{گیم پلی}
کریس: شوا، تو میدونی معادن کجان؟
شوا: بعد از این ایستگاه. از اینجا خیلی دور نیست. دنبالم بیا.
اون دوتا از میان ایستگاه قطار حرکت میکنن، که گروهی از Adjuleها بهشون حمله میکنن. اونا از چند مانع عبور کرده و با بالا رفتن از ماشین های ریلی و ورود به یه آسانسور به طرف معدن میرن.
{CUTSCENE}
کریس و شوا با آسانسور میرن پایین.
{گیم پلی}
معدن خیلی تاریک به نظر میرسه. یه چراغ رو زمینه،اما اون خیلی بزرگه و کسی که اون رو حمل کنه نمی تونه از اسلحش استفاده کنه.
شوا: من چراغ رو برمیدارم. نزدیک من بمون.
اونا تو معدن قدم میزنن تا این که به یه دوراهی میرسن. سمت راست به بن بست ختم میشه، پس اونا از سمت چپ به حرکتشون ادامه میدن. وقتی که به قسمتی که تا زانو آب داره میرسن، مورد حمله ی گروهی از ماجینی ها قرار میگیرن، که کریس موفق میشه از پسشون بربیاد. وقتی که اونا به یه قسمت روشن تونل میرسن، یه گروه ماجینی دیگه بهشون حمله میکنن. سرانجام اونا موفق میشن که به چراغی که انتهای تونله و بالای یه در بسته روشنه، برسن. اونجا یه اهرم هست که در رو باز میکنه.
شوا: من بازش میکنم. تو برو جلو.
شوا در رو باز میکنه، کریس از در عبور میکنه و وارد یه تالار بزرگ میشه و اهرمی که اونجاست رو می چرخونه تا در رو واسه شوا باز کنه. در حالی که او این کار رو میکنه، شوا ماجینی هایی رو که دارن بهش حمله می کنن رو می کشه. وقتی که اونا تو تالار دوباره به هم ملحق میشن، ماجینی های بیشتری به مبارزه می پیوندن. اون دو تا موفق میشن که ماجینی ها رو از بین ببرن، بعد میرن طبقه ی بالا.
{CUTSCENE}
کریس و شوا با یه آسانسور میرن بالا.
{گیم پلی}
اونا الان درست بیرون یه ساختمون هستن. در ساختمون تو طبقه ی دوم قرار داره و فقط از راه پله قابل دسترس است.
CUTSCENE #16 - فرار بزرگ ایروینگ
کریس و شوا از پله ها بالا میرن، سپس از در به داخل هجوم میبرن. ایروینگ اونجاست، و سریع چیزی که داشت نگاه میکرد رو مخفی میکنه و یه کلت بیرون میکشه.
کریس: بی حرکت!
ایروینگ: اوه لعنتی!
کریس و شوا کلتاشون رو به سمتش نشونه میرن و برعکس.
شوا: پس تو باید ایروینگ باشی؟
ایروینگ: واو، خیلی باهوشی، اینطور نیست؟
شوا: جریان رو شوخی گرفتی؟ تو هم دقیقا مثل همه ی تروریست های آشغال دیگه هستی.
ایروینگ: اوه من مثل اونا نیستم! من یه تاجر با استاندار هستم.
کریس: اسلحت رو بنداز.
ایروینگ: یا...چطوره تو اسلحت رو بندازی.
وقتی که اونا اسلحه هاشون رو به طرف همدیگه نشونه رفتن، یه نارنجک دودزا از پنجره به داخل اتاق می افته. کریس و شوا شیرجه میرن رو زمین تا از هر گونه تله ای دوری کنن. درست بعد از اون، BIRD LADY از پنجره به داخل میپره، ایروینگ رو میگیره.
BIRD LADY: عجله کن!
ایروینگ: احمق ها!
BIRD LADY از پنجره میپره بیرون، در حالی که هنوز ایروینگ تو بغلشه.
کریس: لعنتی!
اونا میدون و پشت پنجره پناه میگیرن، بیرون رو نگاه میکنن، اما کسی رو نمی بینن.
کریس: عالی شد.
شوا: به نظر می رسه ایروینگ یه همکار داره.
کریس: اینجا باید یه چیزی باشه که اون نمی خواست ما ببینیم.
اون میره به سمت میز و یه پوشه رو باز میکنه.
شوا: اون چیه؟
کریس: اینو نگاه کن.
او یه نقشه رو به شوا نشون میده که ایروینگ روش، منطقه های نفتی تو مرداب رو با رنگ قرمز علامت گذاری کرده.
شوا: منطقه ی نفتی...اون تو مردابه!
{گیم پلی}
کریس (در بیسیم ) : تیم دلتا،کریس صحبت میکنه. ما محل ایروینگ رو پیدا کردیم، اما اون فرار کرد.
جاش (در بیسیم) : می دونید کجا رفت؟
کریس: فکر میکنیم اون داره به یه منطقه ی نفتی تو مرداب حرکت میکنه.
جاش: بسیار خوب، الان دارم یه نفر رو دنبالش میفرستم. من به شما دوتا واسه مسدود کردن این راه نیاز دارم.
کریس: دریافت شد.
داخل یکی از قفسه های این اتاق یه،Dragunov SVD،هست.چندین ماجینی بیرون هستن، یکی از اونا پشت یه مسلسل وایساده. بعد از نابود کردن آن ها، اونا از یه نردبون بلند بالا میرن، ماجینی های بیشتری رو میکشن و میپرن پایین، توی یه جاده ی مارپیچ.
{CUTSCENE}
جاده ی پیش رو طولانی و مارپیچه.
{گیم پلی}
در کنار جاده یه نردبون شکسته هست.
شوا: تو رو از اون بالا پوشش میدم! برام قلاب بگیر!
کریس واسه شوا قلاب میگیره، در حالی که راه طولانی ای پیش روشه. چند ماجینی دارن دینامیت پرت میکنن تا مشکل رو پیچیده تر کنن. اونا موفق میشن که تا بالا پیشروی کنن. بعد از کشتن همه ی دشمنان، اونا متوجه میشن که یه ظرف زباله ی بزرگ راه رو مسدود کرده. کریس سعی میکنه که اونو هل بده، اما واسه یه نفر خیلی سنگینه.
شوا: این خیلی سنگینه، بزار کمکت کنم.
{CUTSCENE}
ظرف زباله سقوط میکنه تو پرتگاه، راه باز میشه.
{گیم پلی}
کریس و شوا به راهشون ادامه میدن.
CUTSCENE #17 - ترور از بالا
وقتی که کریس و شوا به جلو میدون، یه دسته خفاش رو آشفته میکنن، که به طرف آسمان به پرواز درمیان. اون دو تا می ایستن، بالا رو نگاه میکنن تا یه تن خفاش رو که در آسمون دارن پرواز میکنن، ببینن.
صدای بوق یه کامیون در میاد، و یه کامیون از گوشه داره نزدیک میشه. بدبختانه، خیلی سریع دور میزنه، با دیوار برخورد میکنه و به پهلو می چرخه. کریس و شوا به کامیون نزدیک میشن، که به نظر میرسه به شدت زره پوش باشه.
راننده مرده.
ناگهان در پشتی کامیون باز میشه، یه هیولای بزرگ و خفاش مانند معلوم میشه، POPOKARIMU، اون میره روی کامیون،یه دم بزرگ و چاق شبیه به دم یه Kipepeo و چهار بال دیده میشه.
کریس: اون چیه؟
POPOKARIMUیه غرش میکنه، بعد میره به آسمون، بالا سر کریس و شوا نسبتا ناشیانه بال میزنه.
{گیم پلی}
شوا: نمی دونم اون چیز چیه، اما مطمئنم که ایروینگ مسئوله.
به نظر نمی رسه که پرواز قدرت POPOKARIMU باشه، بنابراین اون میشینه رو زمین و شروع به دنبال کردن کریس و شوا میکنه، دمش مثل دم یه عقرب بالا میاد.
شوا: ما باید بین خودمون به دام بندازیمش! عقب با من!
کریس به عنوان طعمه میدوه، در حالی که شوا از پشت به آرامی حرکت میکنه و به یه قسمت صورتی رنگ و گوشتی در پشت دم POPOKARIMU شلیک میکنه. به نظر می رسه که یه نقطه ی نسبتا حساس باشه.
شوا: این از حرکت نخواهد ایستاد! کاری که میتونیم بکنیم اینه که سرعتش رو کم کنیم!
خوشبختانه، اطراف اونجا چندین مین رو زمین هست. اون دو تا موفق میشن که اونو با مین ها به دام بندازن. انفجار، POPOKARIMU رو، رو زمین میندازه، و کریس و شوا به نقطه ضعفش شلیک میکنن. وقتی که اون پا میشه، اونا این روند رو چند بار تکرار میکنن، در نهایت به شدت زخمیش میکنن.
CUTSCENE #18 - بیداری!
POPOKARIMU یه فریاد مرگ بار میزنه، بعد ناگهان خودش رو با بال هاش به سمت هوا حرکت میده. در اطراف بال میزنه که به سمت کریس و شوا غوطه ور شه.
اما کریس با کلتش سریع سه بار به طرف هیولا شلیک میکنه، سرانجام میکشتش.
POPOKARIMU سقوط میکنه رو کامیون و به همراه کامیون با هم سقوط میکنن تو دره. وقتی که کامیون با زمین برخورد میکنه، منفجر میشه، POPOKARIMUی در حال سقوط رو در خود غرق میکنه. کریس و شوا به طرف صخره ها نگاه میکنن که یه جیپ BSAA که رانندش دیو جانسونه، از گوشه نزدیک میشه.
دیو جانسون: کریس! شوا! سوار شید!
جیپ دور میزنه، و کریس و شوا تو عقب ماشین جاشون خوشه. جیپ دور میشه
Chapter 2-3
ساوانا
{CUTSCENE}
دیو: درباره ی ایروینگ شنیدم. بدشانسی.
شوا: آره،اما فرصت های دیگه ای هم وجود خواهد داشت. (در بیسیم) از شوا به مرکز.
مرکز: مرکز صحبت می کنه. وضعیتتون چیه؟
شوا: یه احتمال خیلی قوی وجود داره که ایروینگ تو راهه یه منطقه ی نفتی تو مردابه. ما الان داریم دوباره به تیم دلتا ملحق میشیم و به اونجا میریم.
مرکز: فهمیدم.
از دور، ماجینی های موتورسوار دیده میشن، آماده ی تعقیب جیپ هستن.
کریس: اَه، مهمون داریم!
شوا: اونا متوقف نمی شن، مگه نه؟
{گیم پلی}
کریس پشت مسلسل بالاییه (که به نظر می رسه یه PKM باشه)، در حالی که شوا مسلسل پایینی رو دستش گرفته. اونا موتورهایی رو که دارن دنبالشون میکنن رو از بین میبرن.
کریس: هر کاری رو که باید بکنی، بکن تا متوقفشون کنی!اما زیاده روی نکن مگر نه تفنگت جوش میاره! اگه این اتفاق بیفته، تا زمانی که تفنگامون خنک بشن، ما هدف آسونی واسشون خواهیم شد.
دیو: ما اون جلو چند تا پیچ تند داریم! سفت بچسبید!
وقتی که کریس و شوا خودشون رو محکم میگیرن، جیپ عملا جلوی ضربه ها بی اراده است. بعد از درست شدن، کریس و شوا به متوقف کردن موتورها ادامه میدن و کامیون های پر از ماجینی به سمتشون میان.
جاش (از طریق بیسیم) : کاپیتان استون از تیم دلتا صحبت میکنه. من تازه پیغام رو از مرکز دریافت کردم.براساس اطلاعات دریافتی شما از اون هارد درایو، بیشتر مردم روستا به انگلی که به عنوان لاس پلاگاس شناخته شده، آلوده شده اند. اطلاعات، آلوده شده ها رو ماجینی ذکر کرده.
کریس: این چه ربطی به اروبوروس داره؟
جاش: منو گیر انداختی! اونا نگفتن.
کریس: به نظر میرسه تنها راهمون واسه گرفتن جواب ایروینگه.
دیو: اینجا پر از دست اندازه! سفت بچسبید!
وقتی که کریس و شوا خودشون رو محکم میگیرن، جیپ یه پرش کوچک از روی یه دست انداز بزرگ میکنه، بعد از مسافت کوتاهی دوباره پیچ های بیشتری شروع میشن.
دیو: ما اون جلو چند تا پیچ تند داریم! سفت بچسبید!
یه بار دیگه ماشین از پیچ ها عبور میکنه.
جاش (از طریق بیسیم) : ما مورد حمله قرار گرفتیم! تعدادشون بیشتر از اونه که از پسش بر بیایم.
مرکز: گروه پشتیبانی تو راهه. موقعیتت رو حفظ کن تا اونا برسن. تکرار میکنم، موقعیتت رو حفظ کن!
دیو: بیا سرعتمون رو زیاد کنیم.
وقتی که اونا با سرعت به جلو می رونن، منظره دلنواز تر و سرسبز تر میشه، تا این که اونا ترمز میکنن و می ایستن و یه مانع بزرگ با کامیون و ماجینی ها می بینن.
دیو: چی...! هیچ چیز نمی تونه از اون کامیون رد بشه مگر این که شما دو تا یه کاری براش کنید!
کریس و شوا به کمک چند بشکه ی قابل انفجار، موفق میشن موانع رو از بین ببرن و کامیونی که راه رو بسته بود رو منفجر کنن.
دیو: عالی بود!
پلی که اونا دارن ازش عبور میکنن، نشون میده که دارن وارد محدوده ی شهر میشن. وقتی که اونا برمیگردن،متوجه یه کامیون بزرگ میشن که درست کنارشونه، داره سعی میکنه اونا رو از بین ببره.
دیو: اون داره سعی می
