<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن تخصصی رزیدنت اویل - Caliban Cove]]></title>
		<link>https://re-fan.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن تخصصی رزیدنت اویل - https://re-fan.ir]]></description>
		<pubDate>Mon, 27 Jul 2026 08:23:10 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی کتاب Caliban Cove]]></title>
			<link>https://re-fan.ir/showthread.php?tid=274</link>
			<pubDate>Mon, 05 Dec 2022 18:20:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://re-fan.ir/member.php?action=profile&uid=1">Umbrella</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://re-fan.ir/showthread.php?tid=274</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #1e92f7;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">Caliban Cove</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #1e92f7;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">خلیج کوچک Caliban</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">مولف : S.D. Perry</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کشور: ایالات متحده آمریکا</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">زبان : انگلیسی</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">سری: شیطان مقیم</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ژانر : ترسناک</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">انتشارات : Pocket Books</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">تاریخ انتشار : اکتبر 1998</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">تعداد صفحات : 256</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">قبل از : توطئه شرکت آمبرلا</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">بعد از : شهر مرگان</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><br />
<a href="https://postimg.cc/JyzTm8Qf" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="https://i.postimg.cc/JyzTm8Qf/200px-Novel2-lg.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  200px-Novel2-lg.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">داستان رمان (از نظر زمانی) در بین وقایع مربوط به داستان های توطئه شرکت آمبرلا (RE1) و شهر مردگان (RE2) و نمسیس (RE3) اتفاق می افتد. نقش اصلی داستان ربکا چمبرز است. بعد از اینکه بری به ربکا زنگ میزند و چیزهایی درباره تحقیقات شرکت آمبرلا به او می گوید، برکا به خانه بری می رود و در آنجا دیوید ترپ (David Trapp) را که کاپیتان شعبه Exeter گروه استارز بود در فنون جنگی مهارت داشت را ملاقات می کند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">دیوید ربکا را مطلع می سازد که حادثه دیگری در ساختمان دیگر شرکت آمبرلا واقع در خلیج Caliban اتفاق افتاده است. زمانی که کریس و جیل داخل می شوند دیوید صحبت های خود را مختصر می کند و فقط یک لیست از کسانی که با ساختمان خلیج Caliban واقع در ایالات Maine ارتباط داشتند معرفی می کند. یکی از کسانی که در این لیست بود و ربکا او را می شناخت Nicholas Griffith بود که بعد از اینکه دانشگاه آتش گرفت ناپدید شده بود. نیروهای آمبرلا که به وسیله اعضای گروه استارز رهبری میشدند به خانه بری حمله کردند. ربکا یکی از آنها را بیرون آورد اما مرگ بقیه درهاله ای از ابهام قرار گرفت. تیم به خانه Vicker ترسو پناهنده شدند. بعد از یک صحبت مختصر دیوید و ربکا برنامه خود را که برای Exeter کشیده بودند بیان کردند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">دکتر Griffith که در خلیج Caliban در بالای فانوس دریایی ایستاده بود و به آخرین و بزرگترین کار خود یعنی: ویروسی که توانایی تصمیم گیری را از انسان ها بگیرد درحالی که آنها هنوز قدرت فهم شعور دارند فکر میکرد. این ویروس بشر را به موجوداتی که همه دستورات را تمام کمال انجام میدهد تبدیل میکند. Griffth ویروس خود را فقط روی سه تن از دانشمندان ساختمان واقع در خلیج امتحان کرده بود و همه آنها نتایج کاملا مثبت را نشان میدادند که ویروس به درستی کار میکند. Griffth فکر میکرد که روزگاری تمام موجودات Exeter تحت فرمان دستورات او خواهند بود.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">در خانه یکی از افسران گروه استارز به نام Karen Driver واقع در Exeter دیوید تیم کوچکش را که متشکل از خودش، ربکا، استیو لوپز، جان اندروز، و کارن بود را تشکیل داد. آنها تجهیزات مورد نیازشان را جمع می کنند و بدون کمک گروه استارز به مأموریت Caliban Cove میروند. بعد از اینکه یک دستگاه بدشکل که در عمقی خورنده بود و نامش Leviathans بود با گروه مبارزه کرد و آنها را به نزدیکی ساحل برد، تیم سعی میکند تا راهی به سمت زمین پایگاه پیدا کند، بنابراین تلاش کردند تا سواخی را به سمت پایگاه بسازند تا اطلاعاتی راجع به موجودی به نام Trisquads که آمبرلا جدیدا ساخته بود به دست آورند.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ین موجودات همان زامبی ها هستند با این تفاوت که به اندازه کافی عقل و نیروی حرکت دارند تا خودشان اتوماتیک اسلحه بسازند. Karen Driver بعد از لمس خون آلوده به ویروس تی آلوده شد، بقیه از طریق غار و تونل های زیرزمینی برای پیدا کردن مکان آزمایشگاه اصلی هجوم آوردند و مقدار زیادی از کثافت های زیستی شرکت آمبرلا را دفع کردند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">استیو، کارن را با خود برد تا بتوانند آزمایشگاه ها را بیابند، اما هر دو توسط Griffith‌ اسیر شدند. کارن به زامبی تبدیل شد و یکی از خدمتکاران زامبی Griffith را کشت در همان حال Griffith ویروس تی را به استیو تزریق میکند. بر طبق دستورات Griffith استیو ربکا و دیوید و جان را گول میزند. جان داخل تله می افتد و شدیدا زخمی میشود. سپس گریفیث به استیو دستور میدهد تا ربکا و دیوید را در یک اتاق هوا زندانی کند و آنها را در آنجا غرق کند. سپس طبق دستور گریفیث استیو خودش را میکشد.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">همانطور که اتاق در حال غرق شدن است ربکا به کارن نگاه میکند و یادش می آید که او یک نارنجک تکه تکه شده آناناسی WWII را که از پدر خود گرفته بود با خود حمل میکرد. دیوید به ضامن مواد منفجره قدیمی نگاه کرد و آنرا در داخل در اتاق جاسازی کرد. انفجار سبب شد تا در باز شود و ربکا و دیوید به طرف سطح آب شنا کنند و نجات پیدا کنند. در اثر انفجار لولاهای در نیز منفجر شد و Griffith را درجا کشت. دیوید و ربکا توسط گروه استارز که بری برتون رهبری میشد از آب بیرون آمدند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">درحالی که غوصان سعی میکنند تا قوطی های حاوی ویروس تی را که آزمایشگاه غرق در آب پیدا کنند کارگران نجات پیدا کرده سعی میکنند تا جان را پیدا کنند. جان با وجود اینکه مجروح بود توانسته بود از انفجار جان سالم به در ببرد. داستان زمانی به پایان میرسد که جان به بیمارستان منتقل میشود و ربکا و دیوید در نور طلوع خورشید می خوابند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شخصیت ها</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ربکا چمبرز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کریس ردفیلد</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">جیل ولنتاین</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">بری برتون</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">دیوید ترپ</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">استیو لوپز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">جان اندروز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کارن درایور</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">نیکلاس گریفیث</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">آلن کینسون</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">لوئیس تورمن</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">تام اتندز</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #1e92f7;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">Caliban Cove</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #1e92f7;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">خلیج کوچک Caliban</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">مولف : S.D. Perry</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کشور: ایالات متحده آمریکا</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">زبان : انگلیسی</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">سری: شیطان مقیم</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ژانر : ترسناک</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">انتشارات : Pocket Books</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">تاریخ انتشار : اکتبر 1998</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">تعداد صفحات : 256</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">قبل از : توطئه شرکت آمبرلا</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">بعد از : شهر مرگان</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><br />
<a href="https://postimg.cc/JyzTm8Qf" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="https://i.postimg.cc/JyzTm8Qf/200px-Novel2-lg.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  200px-Novel2-lg.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">داستان رمان (از نظر زمانی) در بین وقایع مربوط به داستان های توطئه شرکت آمبرلا (RE1) و شهر مردگان (RE2) و نمسیس (RE3) اتفاق می افتد. نقش اصلی داستان ربکا چمبرز است. بعد از اینکه بری به ربکا زنگ میزند و چیزهایی درباره تحقیقات شرکت آمبرلا به او می گوید، برکا به خانه بری می رود و در آنجا دیوید ترپ (David Trapp) را که کاپیتان شعبه Exeter گروه استارز بود در فنون جنگی مهارت داشت را ملاقات می کند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">دیوید ربکا را مطلع می سازد که حادثه دیگری در ساختمان دیگر شرکت آمبرلا واقع در خلیج Caliban اتفاق افتاده است. زمانی که کریس و جیل داخل می شوند دیوید صحبت های خود را مختصر می کند و فقط یک لیست از کسانی که با ساختمان خلیج Caliban واقع در ایالات Maine ارتباط داشتند معرفی می کند. یکی از کسانی که در این لیست بود و ربکا او را می شناخت Nicholas Griffith بود که بعد از اینکه دانشگاه آتش گرفت ناپدید شده بود. نیروهای آمبرلا که به وسیله اعضای گروه استارز رهبری میشدند به خانه بری حمله کردند. ربکا یکی از آنها را بیرون آورد اما مرگ بقیه درهاله ای از ابهام قرار گرفت. تیم به خانه Vicker ترسو پناهنده شدند. بعد از یک صحبت مختصر دیوید و ربکا برنامه خود را که برای Exeter کشیده بودند بیان کردند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">دکتر Griffith که در خلیج Caliban در بالای فانوس دریایی ایستاده بود و به آخرین و بزرگترین کار خود یعنی: ویروسی که توانایی تصمیم گیری را از انسان ها بگیرد درحالی که آنها هنوز قدرت فهم شعور دارند فکر میکرد. این ویروس بشر را به موجوداتی که همه دستورات را تمام کمال انجام میدهد تبدیل میکند. Griffth ویروس خود را فقط روی سه تن از دانشمندان ساختمان واقع در خلیج امتحان کرده بود و همه آنها نتایج کاملا مثبت را نشان میدادند که ویروس به درستی کار میکند. Griffth فکر میکرد که روزگاری تمام موجودات Exeter تحت فرمان دستورات او خواهند بود.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">در خانه یکی از افسران گروه استارز به نام Karen Driver واقع در Exeter دیوید تیم کوچکش را که متشکل از خودش، ربکا، استیو لوپز، جان اندروز، و کارن بود را تشکیل داد. آنها تجهیزات مورد نیازشان را جمع می کنند و بدون کمک گروه استارز به مأموریت Caliban Cove میروند. بعد از اینکه یک دستگاه بدشکل که در عمقی خورنده بود و نامش Leviathans بود با گروه مبارزه کرد و آنها را به نزدیکی ساحل برد، تیم سعی میکند تا راهی به سمت زمین پایگاه پیدا کند، بنابراین تلاش کردند تا سواخی را به سمت پایگاه بسازند تا اطلاعاتی راجع به موجودی به نام Trisquads که آمبرلا جدیدا ساخته بود به دست آورند.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ین موجودات همان زامبی ها هستند با این تفاوت که به اندازه کافی عقل و نیروی حرکت دارند تا خودشان اتوماتیک اسلحه بسازند. Karen Driver بعد از لمس خون آلوده به ویروس تی آلوده شد، بقیه از طریق غار و تونل های زیرزمینی برای پیدا کردن مکان آزمایشگاه اصلی هجوم آوردند و مقدار زیادی از کثافت های زیستی شرکت آمبرلا را دفع کردند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">استیو، کارن را با خود برد تا بتوانند آزمایشگاه ها را بیابند، اما هر دو توسط Griffith‌ اسیر شدند. کارن به زامبی تبدیل شد و یکی از خدمتکاران زامبی Griffith را کشت در همان حال Griffith ویروس تی را به استیو تزریق میکند. بر طبق دستورات Griffith استیو ربکا و دیوید و جان را گول میزند. جان داخل تله می افتد و شدیدا زخمی میشود. سپس گریفیث به استیو دستور میدهد تا ربکا و دیوید را در یک اتاق هوا زندانی کند و آنها را در آنجا غرق کند. سپس طبق دستور گریفیث استیو خودش را میکشد.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">همانطور که اتاق در حال غرق شدن است ربکا به کارن نگاه میکند و یادش می آید که او یک نارنجک تکه تکه شده آناناسی WWII را که از پدر خود گرفته بود با خود حمل میکرد. دیوید به ضامن مواد منفجره قدیمی نگاه کرد و آنرا در داخل در اتاق جاسازی کرد. انفجار سبب شد تا در باز شود و ربکا و دیوید به طرف سطح آب شنا کنند و نجات پیدا کنند. در اثر انفجار لولاهای در نیز منفجر شد و Griffith را درجا کشت. دیوید و ربکا توسط گروه استارز که بری برتون رهبری میشد از آب بیرون آمدند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">درحالی که غوصان سعی میکنند تا قوطی های حاوی ویروس تی را که آزمایشگاه غرق در آب پیدا کنند کارگران نجات پیدا کرده سعی میکنند تا جان را پیدا کنند. جان با وجود اینکه مجروح بود توانسته بود از انفجار جان سالم به در ببرد. داستان زمانی به پایان میرسد که جان به بیمارستان منتقل میشود و ربکا و دیوید در نور طلوع خورشید می خوابند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شخصیت ها</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ربکا چمبرز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کریس ردفیلد</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">جیل ولنتاین</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">بری برتون</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">دیوید ترپ</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">استیو لوپز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">جان اندروز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کارن درایور</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">نیکلاس گریفیث</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">آلن کینسون</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">لوئیس تورمن</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">تام اتندز</span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>