<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن تخصصی رزیدنت اویل - The Umbrella Conspiracy]]></title>
		<link>https://re-fan.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن تخصصی رزیدنت اویل - https://re-fan.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 21 Oct 2026 19:46:11 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی کتاب The Umbrella Conspiracy]]></title>
			<link>https://re-fan.ir/showthread.php?tid=273</link>
			<pubDate>Mon, 05 Dec 2022 18:17:20 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://re-fan.ir/member.php?action=profile&uid=1">Umbrella</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://re-fan.ir/showthread.php?tid=273</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #2ecc40;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">The Umbrella Conspiracy</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #2ecc40;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">شیطان مقیم : توطئه شرکت آمبرلا</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">اولین رمان مربوط به سری بازی های رزیدنت اویل است که توسط خانم S.D. Perry نوشته شد. در این داستان سناریوهای جیل و کریس و همه 4 شخصیت اصلی داستان (بری، ربکا، ژوزف و بِرَد) با هم همکار می شوند و نهایتا یک داستان کلی شکل می گیرد.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><br />
<a href="https://postimg.cc/nMpXLLm9" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="https://i.postimg.cc/nMpXLLm9/RE-TUC.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  RE-TUC.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">داستان</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">داستان از آنجایی شروع می شود که جیل ولنتاین میخواهد خود را به جلسه اظطراری تیم استارز در شهر راکون، از حوالی ایالت پنسیلوانیا بود برساند. آدم خواری هایی که اخیرا در اطراف شهر راکون اتفاق افتاده بود سبب شده بود تا تیم ویژه استارز مأمور رفتن به کوه ها شوند. اداره پلیس ارتباط خود را با آن گروه از دست داده بود. جیل می خواست نمونه ای که موجود بود را سریعا مشاهده کند، بعد از کشتار کودکان محلی از جمله Becky و Priscilla McGee جیل با آنها رفتار دوستانه پیدا کرده بود. زمانی که او آماده میشد تا وارد هواپیمای تیم آلفا که مأمور جستجوی تیم ویژه شده بود، بشود مرد مرموزی به نام Trent به رختکن وارد شد. مرد اطلاعاتی راجع به عمارتی که در کوه ها بود " خانه اسپنسر پیر" و هم چنین لیستی از نام افرادی که با عمارت در ارتباط بودند را در اختیار او گذاشت.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">به محض ورود به محیط بیرون عمارت، تیم آلفا بقایای هلیکوپتر تیم ویژه استارز را پیدا میکند. اونا با سگای وحشی مبارزه کرده بودند و به کمک Joseph Frost سگ ها را کشته بودند. رهبر تیم، یعنی Brad Vickers تیم را رها کرد. جیل، بری، کریس و آلبرت وارد عمارت شدند و شروع به وارسی محل کردند. کریس، ربکا چمبرز را که در حقیقت پزشک تیم ویژه بود به همراه همکارانش که رهبرشان Frost Speyer بود را پیدا کرد و به دوست خودش هندگان داد و ربکا را مجهز کرد. در همین حین جیل متوجه شد که بری پیاپی غیبش میزند و به او مشکوک شد. جیل نمی دانست که وسکر قصد دارد تیم آلفا را نابود کند و به همین سبب Barry را مجبور میکرد تا کمکش کند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">همانطور که هرکس راه خودش را به زیر زمین آزمایشگاه پیدا می کرد. Barry جیل را به آزمایشگاه تایرانت و پیش وسکر برد " این موضوع که وسکر خانواده بری را گروگان گرفته بود فاش شده بود" و گروگان گیران آموزشهایی را دیده بودند تا خانواده را درصورتی که ارتباطشان را با کاپیتان تیم استارز از دست بدهند بکشند" وسکر نهایتا تصمیم گرفت تا به رئیس خود خیانت کند، او را بیهوش کند تا بدین ترتیب تیم آلفا قادر به فرار باشد. آنها از آزمایشگاه تایرانت فرار کردند و از عمارت بیرون آمده و با برد که منتظرشان بود که برگردند ارتباط برقرار کردند. اما تایرانت متوجه شد و با آنها مبارزه را شروع کرد. کریس تایرانت را با یک راکت لانچر از پا در آورد.  در زیرزمین پشتی وسکر به هوش آمده بود و سعی میکرد تا رشته خود تخریبی ساختمان را فعال کند. B.O.W به نام Chimera (م. در افسانه ها موجودی که سر شیر بدن ببر و بدن ببر را داشته است.) به وجود آمد و به ظاهر وسکر را کشت.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شخصیت ها</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کریس ردفیلد</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">جیل ولنتاین</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ربکا چمبرز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">بری برتون</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">آلبرت وسکر</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">Becky McGee</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">Priscilla McGee</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">Trent</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چاپ و نشر کتاب</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">برطبق قوانین کپی رایت اولین نسخه از توطئه آمبرلا در 23 سپتامبر سال 1998 منتشر شد. نسخه ای دیگر که توسط Kazama Kenji به ژاپنی ترجمه شده بود در جولای سال 2004 توسط Chūōkōron منتشر شد.</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">نسخه انگلیسی به روز شده این کتاب که جلد روی آن جدید بود توسط Titan Books در سپتامبر سال 2012 منتشر شد.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #2ecc40;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">The Umbrella Conspiracy</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #2ecc40;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">شیطان مقیم : توطئه شرکت آمبرلا</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">اولین رمان مربوط به سری بازی های رزیدنت اویل است که توسط خانم S.D. Perry نوشته شد. در این داستان سناریوهای جیل و کریس و همه 4 شخصیت اصلی داستان (بری، ربکا، ژوزف و بِرَد) با هم همکار می شوند و نهایتا یک داستان کلی شکل می گیرد.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><br />
<a href="https://postimg.cc/nMpXLLm9" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="https://i.postimg.cc/nMpXLLm9/RE-TUC.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  RE-TUC.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<br />
</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">داستان</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">داستان از آنجایی شروع می شود که جیل ولنتاین میخواهد خود را به جلسه اظطراری تیم استارز در شهر راکون، از حوالی ایالت پنسیلوانیا بود برساند. آدم خواری هایی که اخیرا در اطراف شهر راکون اتفاق افتاده بود سبب شده بود تا تیم ویژه استارز مأمور رفتن به کوه ها شوند. اداره پلیس ارتباط خود را با آن گروه از دست داده بود. جیل می خواست نمونه ای که موجود بود را سریعا مشاهده کند، بعد از کشتار کودکان محلی از جمله Becky و Priscilla McGee جیل با آنها رفتار دوستانه پیدا کرده بود. زمانی که او آماده میشد تا وارد هواپیمای تیم آلفا که مأمور جستجوی تیم ویژه شده بود، بشود مرد مرموزی به نام Trent به رختکن وارد شد. مرد اطلاعاتی راجع به عمارتی که در کوه ها بود " خانه اسپنسر پیر" و هم چنین لیستی از نام افرادی که با عمارت در ارتباط بودند را در اختیار او گذاشت.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">به محض ورود به محیط بیرون عمارت، تیم آلفا بقایای هلیکوپتر تیم ویژه استارز را پیدا میکند. اونا با سگای وحشی مبارزه کرده بودند و به کمک Joseph Frost سگ ها را کشته بودند. رهبر تیم، یعنی Brad Vickers تیم را رها کرد. جیل، بری، کریس و آلبرت وارد عمارت شدند و شروع به وارسی محل کردند. کریس، ربکا چمبرز را که در حقیقت پزشک تیم ویژه بود به همراه همکارانش که رهبرشان Frost Speyer بود را پیدا کرد و به دوست خودش هندگان داد و ربکا را مجهز کرد. در همین حین جیل متوجه شد که بری پیاپی غیبش میزند و به او مشکوک شد. جیل نمی دانست که وسکر قصد دارد تیم آلفا را نابود کند و به همین سبب Barry را مجبور میکرد تا کمکش کند.</span><br />
<br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">همانطور که هرکس راه خودش را به زیر زمین آزمایشگاه پیدا می کرد. Barry جیل را به آزمایشگاه تایرانت و پیش وسکر برد " این موضوع که وسکر خانواده بری را گروگان گرفته بود فاش شده بود" و گروگان گیران آموزشهایی را دیده بودند تا خانواده را درصورتی که ارتباطشان را با کاپیتان تیم استارز از دست بدهند بکشند" وسکر نهایتا تصمیم گرفت تا به رئیس خود خیانت کند، او را بیهوش کند تا بدین ترتیب تیم آلفا قادر به فرار باشد. آنها از آزمایشگاه تایرانت فرار کردند و از عمارت بیرون آمده و با برد که منتظرشان بود که برگردند ارتباط برقرار کردند. اما تایرانت متوجه شد و با آنها مبارزه را شروع کرد. کریس تایرانت را با یک راکت لانچر از پا در آورد.  در زیرزمین پشتی وسکر به هوش آمده بود و سعی میکرد تا رشته خود تخریبی ساختمان را فعال کند. B.O.W به نام Chimera (م. در افسانه ها موجودی که سر شیر بدن ببر و بدن ببر را داشته است.) به وجود آمد و به ظاهر وسکر را کشت.</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شخصیت ها</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">کریس ردفیلد</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">جیل ولنتاین</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">ربکا چمبرز</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">بری برتون</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">آلبرت وسکر</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">Becky McGee</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">Priscilla McGee</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">Trent</span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چاپ و نشر کتاب</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">برطبق قوانین کپی رایت اولین نسخه از توطئه آمبرلا در 23 سپتامبر سال 1998 منتشر شد. نسخه ای دیگر که توسط Kazama Kenji به ژاپنی ترجمه شده بود در جولای سال 2004 توسط Chūōkōron منتشر شد.</span><br />
<span style="font-size: medium;" class="mycode_size">نسخه انگلیسی به روز شده این کتاب که جلد روی آن جدید بود توسط Titan Books در سپتامبر سال 2012 منتشر شد.</span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>