سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام را مشاهده نموده ای به معنی آن است که شما هنوز ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن ما استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کرده اید، وارد شوید.


 
ثبت نام


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی شخصیت های رزیدنت اویل 6

#1
Finn Macauley


[تصویر:  RE6-Finn.png]



جنسیت:مرد
تاریخ تولد:1990
تاریخ مرگ:2012
نژاد:سفید پوست
شغل/پست:سرباز B.S.A.A آمریکای شمالی
وضعیت:مرده
حضور:رزیدنت اویل6
صداپیشه:یوری رو ونتال
حرکات اکشن:جوزف آندرسون
تاریخچه
فین در سال 2012 یکی از اعضای تیم آلفای شعبه ی B.S.A.A شمال آمریکا بود.او در "ادیونیان" همراه با "پیرز نیوانز" ، "بن ایرهارت" ، "کارل آلفونسو" و "اندی واکر" در خدمت "کاپیتان کریس ردفیلد" بود.
بیو گرافی
او یک تازه وارد به B.S.A.A در سال 2012 بود که به عنوان "تازه کار" توسط کریس ردفیلد تصدیق شد.فین در کمپین ادیونیا در 24 دسامبر 2012 شرکت کرد و ظاهرا در اولین ماموریتش دست و پاچه و عصبی بود ولی به راحتی توسط کریس آرام شد،کاپیتان به او گفت که هر اتفاقی بیوفته،تیم ازش پشتیبانی میکنه.اون کریسو بسیار والا در تظر گرفت،بعد از لحظاتی فین از پیرز پرسید که کریس همیشه اینطور فوق العاده بود؟
هنگامی که تیم "جیک میولر" و "شری بیرکین" را ملاقات میکرد،و همچنین موقعی که تیم به ویروس "سی" پی بردن،حاضر بود.او،بن،کارل و اندی توسط کارلا رادامس مورد حمله قرار گرفتن.فین و سه همکارش سریعا تحت تاثیر ویروس قرار گرفتن و به یه "ناپد" جهش یافتن.اون میخواست تو آخرین لحظات زندگیش با ناله و درد به کریس برسونه ولی کریس فقط تونست تماشاش کنه.وقتی جهش یافتن تموم شد،چیزی از سربازان B.S.A.A باقی نمونده بود و فین سریعا به کریس حمله کرد،بهش ضربه های سنگینی زد و اونو بیهوش کرد.اون بعدا توسط نیروهای پشتیبانی B.S.A.A کشته شد.
بعد از اون فاجعه کریس سازمان رو ترک کرد و...




Debra Harper



[تصویر:  download.jpg]



(دبرا هارپر) Debra Harper
جنسیت: زن
نژاد/ملیت: سفیدپوست/آمریکایی
اولین حضور: رزیدنت اویل 6
♦معرفی

دبرا هارپر، خواهر هلنا هارپر است که در رزیدنت اویل 6 حضور دارد.
♦تاریخچه

دبرا و خواهرش توسط Derek C. Simmons (درک سی. سیمونز) در جایی نامشخص و به دلایل نامشخص اسیر شده اند. هلنا تمام تلاش خود را میکنه تا خواهر وحشت زده اش را آرام نگه داره و به او قوت قلب بده. سیمونز، به افرادش دستور می ده تا دبرا را ببرن. هلنا التماس میکنه که بذارن خواهرش بره. هلنا به سیمونز میگه که هرکاری که بگن رو در ازای نجات جون خواهرش انجام میده. تقاضای اون به جایی نمی رسه و دبرا به سمت سرنوشت نامعلومی برده میشه.
♦جهش

جایی در Tall Oaks، هلنا، لیان و ایدا با یه تخم مواجه میشن که خیلی زود دبرای جهش یافته سر از تخم بیرون میاره. وقتی هلنا از خواهرش عذر خواهی میکنه و تلاش میکنه آرومش کنه، ایدا با کمان زنبوریش به دبرا شلیک میکنه. این کار او باعث یه مبارزه با دبرا هارپر جهش یافته میشه و اون سه تا واسه نجات جونشون باهاش میجنگن.
♦زیست شناسی

دبرا پس از بیرون آمدن از تخم، هیچ لباسی به تن نداره. او استخوان بندی قابل توجهی نداره. پوستش یه رنگ سبز ِکم رنگ ِتهوع آوری به خودش گرفته و لجن آلود به نظر میرسه. همچنین مسیر رگ هاش هم خیلی مشهوده، بارزترین هاشون، سرتاسر صورتشه که به طور غیر طبیعی ای قرمز رنگ هستن. سرعت و مهارتش بالاتر از سطح یه انسان عادیه و همونطور که لیان اذعان کرد، او فوق العاده قدرتمنده.
♦رفتار

مقدار اندکی درباره ی رفتار دبرا بعد از جهشش مشخص شده، اگر چه معلومه که اون یا رابطش با هلنا رو به خاطر نمیاره یا نمیتونه جلوی خودش رو بگیره.




Leon S. Kennedy



[تصویر:  tumblr-pm9jtfpi-Mg1y41knto1-1280.jpg]



شناسنامه

نام: ليان اس. كندي
جنسيت: مرد
متولد: 1977
مليت: سفيد پوست/آمريكايي
گروه خوني: A
شغل: مامور سري سازمان آمريكا
شغل در گذشته:‌ افسر پليس R.P.D (سال 1998) | مامور دولتي آمريكا (از سال 1998 - 2011) | مامور D.S.O. (سال 2011)
وضعيت: زنده
صدا پيشه: Matthew Mercer
حركات اكشن: Jason Faunt
اولين حضور: Resident Evil 2


معرفي


Leon S. Kennedy (به فارسي: ليان اس. كندي) مامور D.S.O. (مخفف: Division of Security Operations) سازمان عمليات امنيتي است. او در گذشته فقط براي يك روز افسر پليس شهر راكون بوده و بعد از حادثه شهر لاكون در دولت فدرال ایالات متحده آمريكا استخدام شد. در 29 جون 2013 چيزي حدود پانزده سال بعد از حادثه شهر راكون رئيس جمهور آمريكا (Adam Benford) تصميم ميگيرد كه حقايق پشت پرده شهر راكون رو در عموم در سمينار دانشگاه Ivy افشا كند. وقتي كه حملات بيو تروريستي در تال اوكس اتفاق ميوفتد رئيس جمهور در كنار دوستان مورد اعتماد خودش، Leon‌ و Helena (از اعضاي سازمان سري آمريكا) بوده اما رئيس جمهور خودش مبتلا و به زامبي تبديل ميشود و به سمت هلنا حمله ور ميشود و ليان ناچار به كشتن او ميشود. هلنا به او ميگويد كه عامل و مقصر تمام اين قضايا است و وقتي كه ليان ميپرسد كه درباره چي صحبت ميكني در جواب ميگويد كه بهتر است تا در كليساي تال اوكس برات توضيح بدهم.

تال اوکس، ایالات متحده

29 ام June سال 2013، تقریبا 15 سال بعد از حادثه شهر راکون، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، Adam Benford، تصمیم گرفت حقایق پشت پرده حادثه شهر راکون رو در سمیناری در دانشگاه Ivy در عموم افشا کنه. رئیس جمهور Benford هنگام رخ دادن حمله Bioterroris در Tall Oaks به همراه دوست مورد اعتمادش Leon Kennedy و Helena Harper، یکی از اعضای آژانس محرمانه ارتش بود. در این واقعه رئیس جمهور آلوده میشه و به یک زامبی تبدیل میشه. Leon با سخت ترین انتخاب زندگیش روبرو میشه دو دل هست تا که رئیس جمهور به Helena  حمله میکنه، در این حال Leon درحالی که نام رئیس جمهور رو فریاد میزنه، به سرش شلیک میکنه. Helena به Leon میگههمه این اتفاقات تصیر اونه و در پاسخ به درخواست Leon برای توضیخ بیشتر میگه همه چیز رو وقتی به کلیسای جامع تال اوکس رفتن توضیح خواهد داد.

Helena و Leon در مسیرشون از داخل دانشگاه به مردی بر میخورن که اونها رو هدایت میکنه تا در محوطه دانشگاه دنبال دختر گم شده اش Liz بگردن. در حین جستجو اون مرد شروع به اعتراض از التهاب های مشکوک روی پوستش میکنه. بالاخره اونها دختر رو پیدا میکنن و وارد آسانسور میشن ولی دختر به زامبی تبدیل میشه وقبل از حمله به Leon و Helena، پدرش رو میکشه.

در حین ماموریت، Hunnigan به اونها خبر میده که سرتاسر شهر آلوده شدن و  اونها با بیشتر 70 هزار شخص آلوده مواجه خواهند بود. همچنین Hunnigan به اونها اطلاع میده که این اشخاص با ویروس جدیدی بنام C آلوده شدن که به گزارش .B.S.A.A (مخفف: Bioterrorism Security Assessmentm Alliance) همون ویروسیه که 6 ماه پیش از این اتفاق توسط تروریست ها در شیوعی که در اروپای شرقی اتفاق افتاده استفاده شده.

سپس، Leon و Helena به آزمایشگاهی میرسن که Chrysalid ها در اون در بسته های آزمایشی نگه داری میشن. Helena از طریق یک نوار ویدئویی تبدیل شدن یکی از Chrysalid ها رو به Leon نشون میده.

بعد از اینکه Leon میفهمه که Simmons پشت پرده همه این حمله ها بوده، از Hunnigan میخواد که مرگ او و Helena رو شایعه کنه تا اونها بتونن برای تعقیب کردنش به چین برن.

لن شیانگ، چین

Leon و Helena در راه چین، با مردمی در هواپیما همراه بودن که به ویروس C آلوده میشن و Leon و Helena مجبور میشن در مسیرشون از داخل هواپیما با زامبی ها مبارزه کنن. سرانجام هواپیما بطور اتفاقی در مکانی نزدیک به جایی که Jake Muller و Sherry Birkin بودن به زمین میخوره. Sherry که از دیدن Leon هیجان زده شده به سمتش میدوه. Leon در پاسخ به سوالش درباره اینکه Sherry چرا اینجاس با پاسخی روبرو میشه که البته قبلا هم در رابطش شنیده بود، او یک مامور محافظته. پس از این Sherry هم سوال مشابهی رو میپرسه که Leon میگه که اونها سعی دارن رئیس مشاور امنیتی، Simmons، کسی رو که پشت پرده همه این اتفاقاته رو تعقیب کتن و بعد از Sherry میواد تا هر چیزی میدونه بهش بگه ولی با تفره رفتن Sherry از جواب دادن، Leon با بیان اینکه باید این موضوع رو بدونه، به سمت Sherry حرکت میکنه که Jake با احساس به اینکه Sherry به محافظت احتیاج داره و Leon رو به عقب هل میده.

Leon، بالاخره موفق میشه به اتاقی برسه که Chris Redfield و Piers Nivans یک زن آبی پوش رو که اعتقاد دارن یکی از مقصران مرگ افراد Chris در زمان شیوع بوده رو محاصره کردن. Chris اسلحه اش رو به طرف اون زن نشونه میره و وقتی آماده به شلیک میشه Leon ضربه ای به دستش میزنه و مانع کشته شدن زن آبی پوش میشه. سپس مبارزه کوتاهی بینشون پیش میاد که با نشونه رفتن اسلحه هاشون بطرف هم به پایان میرسه. Leon سعی میکنه با گفتن اسلحتو بیار پایین، Chris رو آروم کنه و بهش میگه که اون زن یه شاهد کلیدیـه و اونها بهش نیاز دارن، ولی Chris از پذیرش این موضوع امتناع میکنه و به با حالتی خشک به Leon میگه که اون زن مسئول همه این حوادثه (اشاره به حمله های جهانی  بیوتروریستی) و سعی میکنه با گفتن اینکه همه افرادشو بخاطر اون زن از دست داده اینو به Leon بفهمونه، که Leon در جواب، به از دست دادن 70 هزار نفر بعلاوه جمله رئیس جمهور، بخاطر Simmons اشاره میکنه.




Chris Redfield



[تصویر:  ab69d45031f924ff1a0117f08dd81291.jpg]



متولد: ۱۹۷۳
گروه خونی: O
جنسیت: مرد
قد: ۱۸۵ سانتیمتر
وزن: ۹۸ کیلوگرم
نژاد: سفیدپوست
ملیت: آمریکایی
وضعیت: زنده
شغل:عضو گروه BSAA
اولین حضور: رزیدنت اویل 1
صداپیشه:
Roger Craig Smith
♦معرفی

کریس ردفیلد، یکی از ماموران عملیات های ویژه است، او همچنین فرمانده ی واحد عملیات های ویژه ی BSAA نیز هست.
♦اروپای شرقی

در دسامبر 2012، کریس (که حالا به عنوان فرمانده ی ماموران عملیات های ویژه ترفیع یافته) و چندین واحد  BSAAـی دیگه به یه منطقه ی جنگی در شرق اروپا اعزام شدند که یه شیوع توسط فردی ناشناس به وجود اومده بود. در جریان این اتفاقات، کریس با پسر آلبرت وسکر، جیک مولر مواجه شد. کریس از او پرسید که آیا تا حالا همدیگه رو ملاقات کردن (به نظر میرسه که متوجه شباهت هایی بین جیک و آلبرت شد)، جیک (بی خبر از گذشته ی تاریکش) انکار کرد و با یه هلی کوپتر دور شد. در طول این مدت، افراد تیم کریس توسط یه زن ناشناس، به ویروس C آلوده شدند و به هیولاهای ویروسی تبدیل شدند، کریس و همکارش، پیرز نیوانس، مجبور میشن که همه ی افرادشون رو بکشن. این اتفاق یه "خصومت شخصی" در کریس ایجاد کرد، کریس BSAA را ترک کرد، او فقط به دنبال انتقام گیری از زنی بود که افراد تیمش رو کشت.
♦لنشیانگ، چین

چهار سال بعد از مرگ وسکر، کریس ردفیلد و تیمش در شعبه ی آمریکای شمالیه BSAA ، به شهر ساحلیه لنشیانگ در چین اعزام شدند، آنها دستور داشتند تا یکی از مقامات بالای ملل متحد را نجات دهند و با بیوتروریسم در حال وقوع در آن شهر، مبارزه کنند.

اگر چه او هنوز به دنبال انتقام از مسئولان مرگ افراد تیمش است، اما وقتی همه ی کشورها با تهدید حملات بیوتروریسم مواجه میشوند، کریس مبارزه را تا خط مقدم پیش میبره.

بار دیگر در چین، کریس و پیرز پی میبرن که همون زنی که افراد تیمشون رو کشته، پشت این شیوعه. اونا یه مشاجره ی شدید درباره ی اون زن میکنن که کریس میگه: "بعد از کاری که اون با ما کرده...چند تا از افرادمون به خاطر اون زنیکه مردن؟!" پیرز جواب میده که حق با اونه ولی انتقام گیری شخصی کریس، اون ها رو به جایی نخواهد رسوند. اونا اون زن رو پیدا میکنن اما اون زن با پریدن به بیرون از یه پنجره ، موفق به فرار میشه. کریس، مصمم میشه که اون رو بگیره و اطمینان میده که اون نمیتونه تا ابد فرار کنه. اونا دوباره اون زن رو پیدا میکنن و با اسلحه احاطش میکنن، اون زن کمی ترسیده به نظر میرسه.

اما درست وقتی که کریس میخواد ماشه رو بکشه، لیان اس کندی خلع سلاحش میکنه، لیان سعی میکنه با کریس بجنگه تا از اون زن محافظت کنه. مبارزه با نشونه رفتن کریس و لیان به هم دیگه، به پایان میرسه. لیان به کریس میگه که اسلحش رو بذاره زمین، ادعا میکنه که اون زن یه شاهد کلیدیه و بهش نیاز دارن. کریس، با عصبانیت، به لیان میگه، "شاهد!؟ اون کسیه که تمام این کارا رو کرده"




Ada Wong



[تصویر:  resident-evil-6-16-scale-collectible-fig...297-15.jpg]



شناسنامه:


نام: ایدا وانگ
تاریخ تولد: 1974
گروه خونی: AB
نژاد: چینی-آمریکایی
شغل : مامور و جاسوس سازمانی نامشخص
وضعیت حیات: زنده
اولین حضور و حضور فعلی به ترتیب: Resident Evil 2 - Resident Evil 6
صداپیشه در RE6 :
Courtenay Taylor
حرکات اکشن در RE6:
Michelle Lee


معرفی(در RE6)

ایدا در کمپین خود بعد از اتمام 3 کمپین اصلی ظاهر خواهد شد. این کمپین منحصر به فرد خواهد بود چون ایدا همانند سایر کمپین های اصلی همکاری  نخواهد داشت و فقط به صورت سولو قابل بازی خواهد بود. هم چنین ایدا در قسمتی از بازی به لیان و هلنا کمک خواهد کرد تا دبرا را که توسط سیمونز به C-Virus مبتلا و تبدیل به هیولا میشود را از بین ببرند. گفته میشود سناریوی ایدا پاسخگوی تمام اسرار بازی خواهد بود و کسی که این کمپین را به اتمام نرساند داستان اصلی ایول 6 را بطور کامل درک نخواهد کرد.



Derek C. Simmons



[تصویر:  Derek-C-Simmons.jpg]



شناسنامه:
جنسیت: مرد
ملیت: آمریکایی
شغل: دستیار رییس جمهور آمریکا / ظاهرا مامور نئو-آمبرلا

معرفی:
درک سیمونز دستیار رییس جمهور، آدام بنفورد بود و در موارد امنیتی همانند تروریسم با اون مشورت میکرد. به نظر میرسد که نقش منفی بازی رزیدنت ایول 6 این فرد باشد.
ظاهرا او مسئول ساخته شدن ویروس سی و شیوع آن در ادونیا، لنشینگ و تال اوکس است و لیان کندی گفته بود که او رییس جمهور را مبتلا کرده بود.
احتمالا او با گروهی به عنوان نئو-آمبرلا کار میکند




Liz



[تصویر:  Liz01.jpg]



مشخصات

ملیت:آمریکایی
نژاد:سفید پوست
جنسیت:مونث
شغل:دانشجوی دانشگاه Ivy
وضعیت:مرده
حضور:Resident Evil 6
لیز یکی از دانشجویان دانشگاه Ivy در تال اوکز بود.او در 29 ژوئن 2013 در طی حمله ی بیوتروریستی تال اوکز به ویروس C آلوده شد.ماموران لیان اسکات کنندی و هلنا هارپر که در این دانشگاه بودند و هنگام فرار با پدر لیز مواجه میشوند که او داشت دنبال لیز میگشت.لیان و هلنا به او کمک کردند و بالاخره لیز را یافتند.لیز,پدرش و لیان و هلنا به آسانسور رفتند تا از راه پارکینگ فرار کنند.در آسانسور لیز به دلیل آلودگی مرد و تبدیل به زامبی شد و بالافاصله به پدرش حمله ور شد و اونو گاز گرفت و او را کشت و شروع به خوردنش کرد.بعد از این حادثه او متوجه لیان شد و به او حمله کرد و دوبار خواست اونو گاز بگیره ولی موفق نشد.لیان موفق شد اونو هل بده و از خودش دور کنه ولی این بار او به هلنا حمله کرد اما بازم موفق نشد و هلنا بالاخره اونو از پا در آورد و به سرش شلیک کرد و اونو کشت.




Liz's Father



[تصویر:  2747e6d24d6c915ac368708ae41a3a07.jpg]



مشخصات

تاریخ مرگ:ژوئن 2013
نژاد:سفید پوست
جنسیت:مذکر
وضعیت:مرده
حضور:Resident Evil 6

پدر لیز یکی از قربانیان حمله ی بیوتروریستی دانشگاه Ivy تال اوکز بود و در طی این حمله به ویروس C آلوده شد.
بیوگرافی

بعد از حمله ی بیوتروریستی این مرد به ویروس C آلوده شد ولی نمرد و داشت دنبال دخترش لیز میگشت.به گفته ی خودش پسرش و همسرش قبل از حادثه اینحارو ترک کردن و به خونه رفتن و تنها دخترش اونجا مونده.او با دو مامور DSO یعنی لیان و هلنا در دانشگاه مواحه میشه ولی از اونو فرار میکنه تا اینکه لیان و هلنا بهش میرسن و پیداش میکنن.در این هنگام صدای جیع زنی میاد و او فک میکنه که دخترشه و به دنبال صدا میره و بعد از صحبت با لیان اونا تصمیم میگیرن که به این مرد برای یافتن دخترش کمک کنند و باهم از پارکینگ فرار کنند.بعد از پیدا کردن لیز اونا همراه لیز به آسانسور میرن ولی ناگهان چراغ های آسانسور خاموش میشند و وقتی لیان و هلنا چراغ قوه های خودشونو روشن میکنند میبینند که لیز به زامبی تبدیل شده و در حال خوردن پدرشه و اون مرد در آسانسور کشته میشه.




President Adam Benford



[تصویر:  Recollections-glossary-Adam-Benford.jpg]



Adam Benford رئیس جمهوره ایالت متحده ی امریکاست . او قبل از اینکه رئیس جمهور شود و قدرت را به دست بگیرد یکی از اعضای والا مقام امریکا بود . Adam Benford کسی بود که بعد از خبر دار شدن از ماجرای Leon از او یک جاسوس حرفه ای ساخت .
Adam Benford برای Leon زحمت های زیادی کشید و او را برای هر گونه حمله ی بیو تروریسمی اماده کرد که در صورت اینگونه حملات بتواند بر روی Leon حساب باز کند . Adam Benford مردی جدی و با کمالات بود و به Leon اعتماد کامل داشت . گر چه Adam خودش به صورت مستقیم هیچوقت با حملات بیوتروریسم روبرو نشده بود ولی دوستی میان Adam و Leon طی ده سال گذشته به مرور زمان بیشتر و بیشتر شد .
متسافانه زمان دوستی این دو با پایان غم انگیزی روبرو شد و بعد از حمله ی بیوتروریسم به امریکا Leon مجبور شد به بهترین دوست خود شللیک کند و او را از میان بردارد .




Piers Nivans



[تصویر:  228px-Piers-Nivans.jpg]



نام واقعی: Piers Nivans
جنسیت:مرد
ملیت:اروپای شرقی
گروه خونی:نامشخص
وابسته به:سازمان BSAA
صداپیشه:Yuri Lowenthal

Piers یکی از اعضای شاخه آمریکای شمالی BSAA می باشد و در واحد عملیات ویژه این شاخه مشغول به کار است.Piers در اویل 6 به عنوان همکار در کنار کریس انجام وظیفه میکند.
Piers تحت نظر Doug Wright آموزش دیده که کریس هم تحت نظر این شخص آموزش دیده بود.




Jake Muller



[تصویر:  Jakemuller.png]



شناسنامه:


نام: جیک مولر
تاریخ تولد: 1992
جنسیت: مرد
شغل: سرباز مزدور
وضعیت حیات: زنده
اولین حضور: Resident Evil 6
صداپیشه: Troy Baker
حرکات اکشن: Troy Baker


معرفی:


جیک مولر عضو یک دسته ازسربازان مزدور اروپای شرقی و پسر آلبرت وسکر می باشد.
جیک مولر پسر ویروس شناس و محقق بهسازی نژادی و بیوتروریست، آلبرت وسکر بود که در آمبرلای سابق فعالیت داشت. که به زودی همسرش یعنی مادر جیک را رها کرد و چون آلبرت آنها را ترک کرده بود جیک برای حمایت از مادرش خیلی زود کاری به عنوان یک سرباز مزدور پیدا کرد.
در دسامبر 2012 در جمهوری Idonia واقع در اروپای شرقی جیک در حال انجام یک عملیات ضد دولتی با یک گروه به نام نیرو های سپاه آزادی ایدونیا توسط یک عملیات بیو تروریستی گیر افتاد.دوست هایش با C- Virus آلوده شدند اما برای جیک اتفاقی نیفتاد. اینکه آیا جیک چه زمانی (قبل یا بعد از حمله بیوتروریستی) می دانست که در برابر عاملان ویروس مقاوم است یا خیر هنوز مشخص نشده است. جیک با مامور دولت آمریکا که شری بریکین است ملاقات میکند، که پدر او ویلیام بریکین بطور تصادفی یک محقق و همکار پدر جیک یعنی آلبرت وسکر می باشد.
به شری وظیفه داده شده است که از جیک محافظت کند. احتمالا به خاطرقابل استفاده بودن خون او. این در حالی است که جیک در عوض گرفتن حدود 40 هزار دلار(که در واقع این مبلغ بطور مداوم توسط جیک در حال بیشتر شدن است) شرایط را می پذیرد. مسائل در Idonia به طور چشم گیری سخت می شود زمانی که آنها متوجه می شوند که جیک توسط یک B.O.W به نام Ustanak تحت تعقیب است. با اینکه آنها در صحنه اول از دست او می گریزند اما سرانجام توسط Ustanak و زن آبی پوش در تنگنا قرار میگیرند. اینکه چگونه مشخص نیست اما جیک و شری موفق می شوند که فرار کنند.
6 ماه بعد از واقعه ای که در Idonia اتفاق افتاد جیک با شری در لن شیانگ چین است . با اینکه هدف آنها ملاقات با Derek C. Simmons ( مشاور امنیت ملی و رئیس شری) است، توجه آنها به هواپیمای سقوط کرده جلب میشود. جیک، شری را دنبال میکند تا بازماندگان سانحه را نجات دهند،که در واقع  لیان اس کندی و هلنا هارپر هستند.جیک و شری از گفته های لیان متوجه میشوند که درک سیمونز مسئول همه ی درگیری ها است، حقیقتی که شری آن را به سختی می تواند باور کند.




Helena Harper



[تصویر:  RE6-Helena-Harper.png]



شناسنامه

نام: هلنا هارپر
جنسيت: زن
مليت: سفيد پوست/آمريكايي
شغل: مامور سري سازمان آمريكا
وضعيت: زنده
صدا پيشه: Laura Bailey
حركات اكشن: Katherine Randolph
اولين حضور: Resident Evil 6


معرفي

Helena Harper (به فارسي: هلنا هارپر) مامور USSS (مخفف United States Secret Service) يك سازمان سري متعلق به دولت آمريكا است. او يك خواهر به نام Debra (به فارسي: دبرا) دارد. هلنا براي اولين بار در Resident Evil 6 حضور پيدا خواهد كرد. هلنا در سال 2012 به سازمان سري آمريكا ملحق ميشود و همچنين در سال 2013 او به عنوان محافظ شخصي رئيس جمهور آمريكا (Adam Benford) انتخاب ميشود كه در همين حين درگير حمله بيوتروريستي شهر (Tall Okas) تال اوكس ميشود كه منجر به مرگ رئيس جمهور ميشود. او در اين حادثه مامور Leon S. Kennedy رو همراهي ميكند.




Sherry Birkin



[تصویر:  RE6-Sherry-Birkin.png]



اولین حضور:اویل 2
حضور دیگر:اویل 6
نام واقعی:Sherry Birkin
تاریخ تولد:1986
جنسیت:زن
ملیت:آمریکایی
گروه خون:O
نقش در بازی:مامور ویژه آمریکا
وابسته به:دولت آمریکا
صداپیشه:Stephanie Sheh

شری دختر تولید کنندگان ویروس G یعنی ویلیام برکین و آنت برکین بود.او به وسیله قطار زیرزمینی به همراه لیان و کلیر موفق شد از شهر راکون فرار کنه.هردوی لیان و شری بعد از واقعه راکون به قسمت حفاظت شده دولت آمریکا آورده شدن.اگرچه شری در قسمت حفاظت شده احساس امنیت میکرد اما این بخش نیز دارای چندین مسئول بود که توسط آلبرت وسکر اجیر شده بودند.
بعد از چند سال بالاخره شری تحت شرطی که به عنوان مامور ویژه مثل لیان انجام وظیفه کنه از اونجا آزاد شد.در رزیدنت اویل 6 هم شری به عنوان محافظ شخصی جیک وجود داره و به او کمک میکنه.


پیدا کردن Jake Muller

"تو میتونی یه کلیدی برای نجات دنیا باشی جیک مولر"

در دسامبر 2012,شری برکین به عنوان مامور رسمی DSO ,به مرکز منطقه جنگی Edonia فرستاده شد تا مردی رو که بدنش دارای anti-bodies بود رو پیدا کنه که به نظر اون یک مزدور و همچنین پسر دوست پدرش یعنی جیک مولر هست.
شری مشاهده کرد که سربازان ارتش آزادی Edonia در حال تزریق کردن سرنگی به خودشون بودن که سربازا فکر میکردن این سرنگ ها چیزی مثل افزاینده انرژی برای اوناست که اینا توسط زنی با لباس آبی برای اونا فراهم شده بود.
اگرچه تمامی سربازها بدنشان شروع به جهش کرد,اما شری مزدوری رو پیدا کرد که این سرنگ رو بدنش اثر نگذاشته بود و بلافاصله اونو به عنوان جیک مولر شناسایی کرد.شری به جیک خبر داد که مزدورای دیگه تبدیل به J'avo شدن و اونا آماده شدن تا از اونجا فرار کنن.بعد از یه معرفی کوتاه اونا شروع به عبور از مناطق جنگی Edonia شدن.

محافظت از جیک و فرار از Edonia


جیک اعتراف کرد که تنها چیز مهم خونش هست و به خاطر همکاریش درخواست پولی با مبلغ 50 میلیون دلار کرد اما این درخواست تصمیم شری برای زنده نگه داشتن جیک رو از بین نبرد.ماموریت شری از قبل مشکل تر شد وقتی که متوجه شد که یه B.O.W به نام Ustanak در تعقیب جیک هستش.
بالاخره شری و جیک با سربازان ارشد BSAA یعنی کریس ردفیلد و پیرز نیوانس ملاقات کردن که تیم اونا در حال از بین بردن دشمنان بودن.شری بلافاصله فهمید که کریس برادر کلیر هستش و همچنین پیرز سوال کرد که چرا شری داره با یه مزدور سفر میکنه.گفتگو اونا با ورود غولی به نام Ogroman قطع شد.کریس به شری و جیک گفت که محلو ترک کنن اما شری به کریس و تیمش برای از بین بردن غول کمک کرد.
کریس به شری و جیک پیشنهاد میده که همراه اونا سوار هلیکوپتر بشن و اون ها هم قبول میکنن.همین طور که شری داستان جیک رو برای کریس توضیح میداد اوستاناک به هلیکوپتر اونا حمله کرد و سعی داشت اونا رو بکشه.جیک سریعا یه چتر نجات از داخل هلیکوپتر برداشت و به همراه شری به پایین پرید.بعد از اون اتفاق اونا به پایین میوفتن.جیک بلند میشه و میبینه که یه تکه بزرگ از باقی مونده های هلیکوپتر در بدن شری فرو رفته.شری از جیک میخواد تا اون تکه رو از بدنش جدا کنه ولی جیک بهش میگه که این کار باعث میشه تا بیشتر خون ریزی بکنه.سرانجام جیک اون تکه رو از بدن شری خارج میکنه.
در عرض کم تر از یک دقیقه جای زخم شری شروع به خوب شدن میکنه.جیک ازش درباره این اتفاق سوال میکنه و شری هم در جوابش میگه که داستان مفصلی داره.اونا متوجه میشن که اطلاعات جیک در موقع سقوط گم شدن و اونا شروع به پیدا کردن اطلاعات گم شده میکنن.
بعد از پیدا کردن اطلاعات گم شده اونا به یه پناه گاه در داخل یه کلبه میرن تا از کولاک و برف شدید در امان بمونن.در اینجا جیک یه بار دیگه از شری در خصوص خوب شدن جای زخمش ازش سوال میکنه و شری هم از تجربیاتش در راکون سیتی و پدرش میگه.اون همچنین توضیح میده که به ویروس G آلوده شده بود که به موقع واکسینه شد اما اثرات اون ویروس هنوز تو بدنش باقی مونده که یکی از نشانه ها همین خوب شدن زخم هستش.
در همین حین به کلبه تیرندازی میشه و جیک شری رو میگیره و به زمین میخوابن و میبینن که J'avo های بیشتری به سمتشون اومدن.اونا سوار snowmobile میشن و به پایین کوه حرکت میکنن.اونا به داخل یه غار میرن تا در امان بمونن و همچنین به دنبال در خروج میگردن.در داخل غار اونا بازم با Ustanak روبه رو میشن.اونا سریعا به سمت در خروجی میرن تا فرار کنن که زنی رو با لباس آبی میبینن.بالاخره جیک و شری توسط Ustanak دستگیر میشن و جیک زیر پای Ustanak گیر میوفته و در همین مقع همون زن با لباس آبی اونو به عنوان پسر آلبرت وسکر شناسایی میکنه.جیک بیهوش میشه و به همراه شری به چین برده میشن تا بر روی اونا آزمایش بکنن.

چین,شش ماه بعد

بعد از شش ماه آزمایش توسط گروه نامشخص شری درون یه اتاق روی تخت بیدار میشه و میبینه که یه J'avo به سمتش میاد .شری زیر تخت پنهان میشه و اونو میزنه و باتون برقی اون رو میگیره.سپس به جستجوی همه جا میگرده تا اینکه به داخل رختکن میره و اونجا جیک رو میبینه.در رختکن اونا لباساشونو میپوشن و بعدش جیک درباره پدر خودش وسکر صحبت میکنه و میگه که پدرش انسان خودخواه و بدذاتی بوده.جیک هم باور داشت که تقصیر پدرش بوده که حالا تو این دردسر افتاده.شری از حرفای جیک کمی ناراحت میشه و به جیک میگه که دیر یا زود باید مسئولیت کارا هاشو به عهده بگیره.
اونا در اطراف آزمایشگاه تلفن شری رو پیدا میکنن و شری توسط اون با سیمونز تماس میگیره و متوجه میشن که سیمونز قبلا تو چین بوده.اونا توسط یه موتور سیکلت از آزمایشگاه فرار میکنن و به داخل شهر میرن و هلیکوپتر دشمن دنبال اونا میوفته.با کمک کریس و پیرز که اون ها هم تو چین بودن هلیکوپتر رو از بین میبرن و میرن تا با سیمونز ملاقات کنن.
در مسیرشون شری و جیک سقوط هواپیمایی رو مشاهده میکنن و به جستجو میپردازن و Helena Harper رو در کنار Leon S.Kennedy پیدا کردن.بعد از یه گفتگوی کوتاه شری درباره جزییات محافظت و اینکه چرا به چین اومده به لیان میگه.لیان هم به شری میگه که رئیسش یعنی سیمونز مسئول این شیوع جهانی ویروس بوده.در همین حین Ustanak به سمت اونا میاد و سعی میکنه تا جیک رو بدزده و با خودش ببره.هر چهار نفر با Ustanak میجنگن.بعد از یه درگیری مفصل تیر چراغ برق بزرگی روی Ustanak میوفته و شری و جیک به حرکتشون ادامه میدن.

خیانت

اگه لیان درباره سیمونز درست گفته باشه ازت میخوام بری مهم نیست چی میشه"

اونا بالاخره به محل ملاقات میرسن و سیمونز رو به همراه لیان و هلنا پیدا میکنن.سیمونز به شری دستور میده تا لیان و هلنا رو توقیف کنه ولی شری خودداری میکنه چون میدونست که لیان درباره سیمونز و شیوع ویروس درست میگفت.در عوض سیمونز هم میگه که مسئول مرگ رئیس جمهور لیانه.لیان و هلنا تایید میکنن و بادی گاردهای سیمونز به طرفشون تیرندازی میکنن و لیان بو انا میگه که به سمت در خروج برن.
در پایان هم باز هم غول Ustanak به دنبال اونا میاد و سرانجام اونا با کمک هم اونو از بین میبرن و شری هم موفق میشه تا ماموریت خود را با موفقیت به پایان برسونه.




Jeff



[تصویر:  Jeff.jpg]


مشخصات

جنسیت: مذکر
نژاد/ملیت: سفید پوست
اشتغال: مامور .B.S.A.A
حضور: Resident Evil 6

شرح حال

Jeff یکی از اعضای .B.S.A.A و نیروی تحت فرمان Chris Redfield در Resident Evil 6 بود. در زمانی در حین ماموریت در Lanshiang، گروه به دنبال مخلوق مار مانند مجهولی از هم جدا شدن و در نهایت Jeff بوسیله اون مخلقو کشته شد.



Keaton


[تصویر:  BSAA-member-3-diorama.png]



مشخصات

جنسیت: مذکر
نژاد/ملیت: سفید پوست
اشتغال: مامور .B.S.A.A
حضور: Resident Evil 6

شرح حال

Keaton یکی از اعضای .B.S.A.A و نیروی تحت امر Chris Redfield بود که در حین ماموریت Lanshiang بوسیله مخلوق مار مانند مجهول کشته شد. جسد او توسط Chris و هنگامی که بدنبال اون موجود میگشت پیدا شد.




Ben Airhart - Carl Alfonso - Andy Walker



Ben Airhart


[تصویر:  Ben-Airhart.png]



Carl Alfonso


[تصویر:  Carl-Alfonso.png]



Andy Walker


[تصویر:  Andy-Walker.png]



مشخصات

تاریخ تولد: دهه 1985 (درباره تولد Andy Walker اطلاعاتی در دست نیست)
تاریخ مرگ: 24، December سال 2012
جنسیت: مذکر
نژاد/ملیت: سفید پوست
اشتغال: مامور .B.S.A.A
وضعیت: در هنگام ماموریت کشته شده
حضور: Resident Evil 6

شرح حال

Ben Airhart، Carl Alfonso و Andy Walker به همراه Finn Macaulay، سه تن از اعضای .B.S.A.A در گروهان Chris Redfield در Edonia بودن که در سن 27 سالگی و در یک حمله، در تاریخ 24، December سال 2012 که باعث نابودی همه افراد گروهان (به استثنای Chris و Piers) شد، در اثر آلودگی به ویروس C، کشته شدن. مرگ اونها عاملی بود که Chris رو بخاطر احساس گناه وادار به شرابخواری برای فراموش کردن گذشته کرد.
[تصویر:  re_uv1m.jpg]
پاسخ



پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان